– مطلع یازدهم

العالم کله خیال

العالم کله خیال

عرفای بزرگ اسلامی جمله معروفی دارند که می گوید : ” العالم کله خیال فی خیال ” یعنی تمام عالم آفرینش خیالی فرو رفته در خیالی دیگر است. به شرح این جمله می پردازیم.

مطالبمان را با توضیحاتی پیرامون ویژگی های عقل اول که به عنوان سرسلسله عوالم آفرینش همه مخلوقات را در برگرفته است، شروع می کنیم:

اولین خصوصیت عقل اول این است که خلیفه خداست.یعنی جانشین اسم الله است به بیان دیگر اسم الله اگر بخواهد کاری را در عالم خارجی انجام دهد با تجلی در حقیقت عقل اول آن را انجام می دهد.

دومین خصوصیت آن این است که نبوت تکوینی را انجام می دهد یعنی فیض را از اسمای حسنی گرفته و آن را به مخلوقات عالم می رساند به بیان دیگر از کمالات خداوند خبررسانی وجودی می کند.

سومین ویژگی آن ولایت او بر تمام مخلوقات است چراکه همه کائنات در قلمرو وجودی او خلق می‌شوند و او می‌تواند در تمام آنها دخل و تصرف کند.درست همانطور که انسان میتواند در بدن خود دخل و تصرف کند.

البته این مثال برای نزدیک شدن مطلب به ذهن است و گرنه ولایت عقل اول نسبت به مراتب پایین تر از خودش بیش از ولایت انسانها بر بدن خود است چرا که تصرف ما در بدن خودمان یک سایه و رشحه از تصرف عقل اول در کائنات است که در کالبد ما متجلی گشته است.

حق تعالی به وسیله ی عقل اول در عالم آفرینش ظهور می‌کند و به وسیله همان عقل اول هم پوشیده و پنهان می گردد.

در تفسیر عیاشی ذیل آیه ۷۴ سوره زمر از قول پیامبر(ص)درباره امام علی(ع)میخوانیم:

لایحجبه من الله حجاب و لایستره من الله ستر بل هو الحجاب و الستر
هیچ پوششی او را از خداوند نمی پوشاند و هیچ پرده ای او را از خداوند مستور نمی کند بلکه خود او حجاب و پرده است.

پس خداوند با حقیقت علی بن ابیطالب(ع) که همان عقل اول است ظاهر می شود و با خود او هم پوشیده می‌شود یعنی مخلوقات در اوج معراج خودشان خداوند را در آینه عقل اول می بینند و عقل اول همان حجابی است که قبل از آن دیگر مخلوقی نیست بلکه عالم اسمای حسنی است.البته اگر هم مخلوقی بتواند به شهود اسمای حسنای حق تعالی نائل شود، اسمای حسنی را هم در آینه عقل اول شهود می کند.

اما در میان مخلوقات هیچ چیزی نمی‌تواند از حقیقت عقل اول پنهان شود روی همین حساب امام علی علیه السلام می فرمودند:

سلونی قبل ان تفقدونی فانی بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض
از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید، چرا که من به راه های آسمانی از راه های زمینی داناترم.

اما نگرش بالا بر این اساس بود که عقل اول را اصل قرار دادیم و نتیجه گرفتیم که خداوند به وسیله آن ظهور می‌کند و به وسیله همان هم پنهان می شود، اما از آنجایی که همه مخلوقات مندک در وجود لایتناهی هستند می‌توان با نگرش دقیق تر گفت که خود عقل اول هم به طفیلی خداوند ظهور می کند.پس ظهور و بطونی را که در مخلوقات می بینیم در واقع برای خداوند است و این به خاطر آن است که مخلوقات فانی در حق تعالی هستند و نسبت به حقیقت وجود لایتناهی همه اعتباری می شوند.
منظور عرفا از این که می گویند ” العالم کله خیال فی خیال ” یعنی عالم خیال در خیال است همین است نه اینکه بخواهند آنرا صرفا خیال ذهنی بدانند.

در واقع خیال ذهنی ما نسبت به عالم خارجی خیال است وگرنه نسبت به حیطه ذهن خود ما واقعیت دارد چون در اندیشه ماست و نمی توان آن را انکار کرد پس در ذهن ما حقیقت دارد ولی تصور ذهنی ما نسبت به عالم خارجی خیال است، خودِ عالم خارجی هم لایه لایه است یعنی عالم ناسوت یا همان دنیا نسبت به عالم ملکوت خیال است و در حکم یک خواب و رویا می باشد. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:

الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا

یعنی مردم خواب هستند پس هنگامی که بمیرند بیدار می شوند. پس وقتی از عالم دنیا به یک مرتبه بالاتر یعنی عالم ملکوت وارد می شویم متوجه می شویم که تا پیش از این در خیال زندگی می کرده ایم.

همچنین عالم ملکوت هم نسبت به عالم جبروت در حکم یک خواب و خیال است و در نگاه کلی تمام عوالم آفرینش نسبت به حقیقتِ عقل اول ، خواب و خیالی بیش نیستند و این معنی دقیق جمله ” العالم کله خیال فی خیال ” است.

حتی با نگاه دقیق تر می توان گفت که خودِ عقل اول هم نسبت به مرتبه قبل از خودش یعنی مرتبه علم خداوند و نیز مرتبه اسمای حسنی در حکم خواب و خیال است.

همه این نکات بر پایه این حقیقت است که عوالم پایین تر سایه و تجلی عوالم بالاتر هستند و مراتب پایین تر نسبت به مراتب بالاتر از خود در حکم خواب و خیال هستند. بنابراین امام خمینی(ره) جمله معروف عرفا را مبنی بر خیال بودن عالم را همان سخن آزادگان و احرار می داند چون از قید و بند کثرات رها شده اند و به حقیقت عالم توجه می کنند. عرفا با شهود حقیقت خداوند همه عوالم آفرینش را خیال می دانند و با شهود واقعیت خارجی می گویند:

العالم کله خیال فی خیال

هر مرتبه پایینی از وجود مندک در مرتبه بالاتر از خود است و این یعنی مرتبه بالایی وجهه حقیقی دارد و مرتبه پایینی نسبت به آن وجهه اعتباری دارد و در حکم خیال می باشد.

با نگاه کلی میتوان وجود لایتناهی خداوند که همه کائنات را دربرگرفته است تنها حقیقت واقعی در جهان است و سایر چیزها نسبت به خداوند اعتباری اند و از ظهورات آن حقیقت لایتناهی می باشند.

قرآن کریم در اینباره که فقط خداوند حق است می فرماید:

ذلک بان الله هو الحق و ان ما یدعون من دونه هو الباطل و ان الله هوالعلی الکبیر

آیه فوق اشاره می کند که فقط خدا حق است و با عبارت (من دونه) تصریح می کند که غیر او همینکه جدای از فرض شود، باطل است.

ضمیر فصل ” هو ” و ” ال” در عبارت ” هو الحق” دلالت بر حصر دارد یعنی فقط خدا حق است و عبارت ” هو العلی الکبیر ” نیز با ضمیر فصل ” هو ” و “ال” بر سر کلمات ” العلی ” و ” الکبیر ” دلالت می کند که فقط او بلند مرتبه و بزرگ است پس بزرگی و عظمتی را که در مخلوقات و ماهیات می بینیم تجلی وجود لایتناهی خداوند است و نسبت به بزرگی و عظمتِ خودِ خداوند اعتباری است.

نکته فوق اشاره می کند که عالم خلقت نسبت به حقیقت خداوند خیالی بیش نیست یعنی همان جمله ای که عرفا می گویند:

العالم کله خیال فی خیال

بخوانید ::   الله
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *