– مطلع یکم

مشیت کلی

مشیت کلی

در این مطلع امام خمینی(قدس سره)به ذکر برهانی درباره مشیت کلی یا همان مشیت مطلقه که حین نگارش این بخش از کتاب دفعتا به ایشان القا شده است می پردازند:
هر مشیت جزئی که ما در این دنیا می بینیم لواحق و عوارضی همراه آن است مثلا اگر ما قصد انجام کاری را داریم چندین عامل مختلف باعث ایجاد این انگیزه در ما شده است اما با نگاهی جامع تر در می یابیم که مخلوقی بالاتر از ما هم می توان فرض کرد که هم خود ما و هم آن عوامل ایجاد انگیزه در ما را با هم فراگرفته است آن مخلوق جامع تر با اینکه چند چیز مختلف را فراگرفته ولی خودش در محدودیت های آنها خلاصه نمی شود باز اگر اینگونه فرض کنیم که آن مخلوق جامع هم بخواهد کاری انجام دهد همین مشیت و خواستن او نیز تحت شرایطی ایجاد می شود که مجموع آن شرایط در یک مخلوق جامع تر از همه آنها جمع می شود که آن مخلوق جامع تر ضمن اینکه جزئیات خودش را فراگرفته است خودش به محدودیت های آنها متصف نمی شود این روند همچنان ادامه پیدا می کند تا به عقل اول برسد که نام آن مشیت کلی است و همه مخلوقات را فراگرفته است پس مخلوقی کنار او نیست تا بخواهد انگیزه و مشیتی را در او ایجاد کند چون خود عقل اول جامع همه مخلوقات است پس فرض ندارد که عقل اول با یک مخلوق دیگر زیرمجموعه چیزی بالاتر از خود باشد چرا که همه مخلوقات در گستره قلمرو خودِ عقل اول هستند پس در اینجا به اولین مخلوق رسیدیم که همه مخلوقات دیگر را در برگرفته است آن مخلوق همان مشیت کلی است که خواسته خداوند است و در مراتب بعدی در پیکره مخلوقات جزئی متجلی می شود یعنی مشیت مطلقه ی عقل اول به صورت مشیت های جزئی در مخلوقات جزئی ظهور می کند.
در سوره انسان می خوانیم:

و ما تشائون الا ان یشاء الله ان الله کان علیما حکیما

در تفسیر نورالثقلین ذیل این آیه سوره انسان حدیثی از امام زمان(عج) خطاب به کامل بن ابراهیم ذکر شده است:

وَ جِئْتَ‌ تَسْأَلُ‌ مِنْ‌ مَقَالَهِ‌ الْمُفَوِّضَهِ‌، کَذَبُوا بَلْ‌ قُلُوبُنَا أَوْعِیَهٌ‌ لِمَشِیَّهِ‌ اللَّهِ‌ عَزَّ وَ جَلَّ‌، فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا، وَ اللَّهُ‌ یَقُولُ‌: وَ ما تَشاؤُنَ‌ إِلاّ أَنْ‌ یَشاءَ اللّهُ‌ .

نزد من آمدی تا از گفتار مفوضه بپرسی، آنان دروغ می گویند بلکه دلهای ما ظرفهایی است برای مشیت خداوند پس هنگامی که او بخواهد ما می خواهیم و خداوند می گوید شما اراده نمی کنید مگر اینکه خداوند اراده می کند.

حدیث فوق درباره همه مخلوقات کاربرد دارد یعنی مشیت همه مخلوقات جزئی از مشیت مطلقه عقل اول در آنها متجلی می گردد منتها اهل بیت(ع) چون فنای خود در مشیت خداوند را شهود می کنند به این نکته آگاه هستند و بقیه مخلوقات هر کدام به اندازه خودشان در حجاب فرو رفته اند و واقعیت این مطلب را شهود نمی کنند، پس ضمن اینکه اختیار مخلوقات جزئی انکار نمی شود ولی همان اختیار و مشیت کلیِ حق تعالی است که به صورت اختیار و مشیت های جزئی ظهور کرده است و همان عقل اول است که در مخلوفات جزئی متجلی می شود. لفظ ” مفوضه ” در حدیث ذکر شده از امام زمان(عج) اشاره به گروهی دارد که فکر می کنند مشیت و قدرت و سایر کمالات وجودی از طرف خداوند به آنان واگذار شده است. این عقیده باطل به شدت در روایات شیعه مورد سرزنش واقع شده و به عنوان مجوسیتِ امت اسلام معرفی شده است. تصور صحیح از نگاه روایات شیعه اثنی عشری که منطبق بر دلایل عقلانی و فلسفی هم می باشد این است که مشیت و قدرت و سایر کمالات مخلوقات به هیچ وجه انکار نمی شود ولی تمام آنها لحظه به لحظه از جانب خداوندی که از رگ گردن به مخلوقات نزدیکتر است در آنها متجلی می شود یعنی حقیقت مطلب به ” امر بین الامرین ” بر می گردد به عبارت دیگر درست است که در مخلوقات کمالاتی مشاهده می کنیم و آنها را دارای قدرت و اختیار می بینیم ولی آنها مستقل نیستند و همین قدرت و اختیار و سایر کمالات پیوسته از طرف خداوند در آنها متجلی می شود. البته مخلوقات هم می توانند به طفیلی خداوند از قدرت و اختیاری که در آنها ظهور می کند استفاده کنند و به همان اندازه هم مسئول اعمال خودشان هستند و باید نزد پروردگارشان پاسخگو باشند. 

اما تا اینجای بحث دانستیم که مخلوق جامع و مشیت کلی و اراده ی مطلقه با اینکه از صفات مخلوقات و مشیت های جزئی منزه است ولی در روند نزولی اش در همه آنها متجلی می شود.

حال می گوییم که همین مراتب وجودی را که از بالا به پایین آمدیم می توان از پایین به بالا در نظر گرفت یعنی ابتدا در پایین مرتبه، یک قوه و استعداد کلی در نظر می گیریم که هیچ مشیت و اراده ای ندارد جز اینکه کسی مشیت خود را در آن پیاده کند این مخلوق در اصطلاح فلسفه هیولای اولی یا قوه و استعداد محض نامیده می شود که در مقابل مشیت مطلقه ی عقل اول قرار می گیرد که سراسر اراده و فعلیت بود.

یک گام بالاتر از قوه و استعداد محض این است که یک صورت کلی را بر آن قوه محض بپوشانیم که جسم کل نام دارد و در مراتب بعدی صورت های دیگر مثل عناصر و گیاهان و حیوانات و جمادات هم بر آن پوشیده می شود و در مراتب بالاتر در میان همین صورت ها باز هم صورت های مشخص تری به آن می پوشانیم مثلا در میان صورت حیوانات صورت اسب و شتر و … بر آن پوشیده می شود و پس از آن هم نوبت به تعیین فرد فرد و تک تک هر کدام از این صورت ها می رسد.

ملاحظه فرمودید که همانطور که مشیت مطلقه با تنزل خود در مشیت های جزئی ظهور می کند استعداد محض نیز با روند صعودی خود به شکل استعداد و ظرفیت های خاص و ویژه در می آید.
نتیجه اینکه هر مخلوقی را که در این عالم می بینیم یک رو به سمت بالا دارد که تحت اشراف مشیت کلیِ عقل اول است و یک رو به سمت پایین دارد که با این چهره بر قوه و استعداد محض برتری یافته است و اراده انجام کارها را می کند منتها برتری او از خودش نیست بلکه از مشیت کلی در او متجلی شده است، یعنی برتری ما نسبت به پایین ترین مرتبه وجودی از عقل اول که در مرتبه بالای وجودی است در ما متجلی می شود.

مطالب ذکر شده در مطلع اول هرچند ممکن است برای اذهان کمی دیریاب باشد ولی فهم آن نقش بسزایی در برداشت عمیق تر از آیات قرآنی دارد.

بخوانید ::   - مراتب اسماء الله
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *