مقام عندیت

مقام عندیت

مقام عندیت

مقام عندیت بر اولین مرتبه خلافت در وجود لایتناهی اطلاق می شود که بقیه عندیت ها همگی سایه آن مرتبه می باشند و نهایتا در همان مرتبه که حقیقت عندیت است مستهلک و فانی می گردند.

امام راحل(رضوان الله علیه)به ادامه بحثی که در چند مصباح پیش مطرح فرمودند یعنی همان “خلیفه برای هویت غیبیه”باز می گردند و آن را مقام عندیت می نامند.

امام(ره)اشاره می کنند که آن حجاب نوری که برای هویت غیبیه وجود به عنوان خلیفه مطرح می شود همان مقام”عندیت”می باشد که در آیه زیر از سوره انعام به آن اشاره شده است:

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ
منظور از عبارت”عنده:نزد او”در آیه همان خلیفه هویت غیبیه یا به بیان دیگر همان حجاب نورانی یا احدیت ذاتی است که بین هویت غیبیه وجود و مراتب پس از آن که نوبت به ظهور اسماء و صفات می رسد، قرار دارد.”هویت غیبیه” در قرآن هم با ضمیر غایب”هو”یاد شده است و هم با مضیر متصل غایب”ه”یاد شده است.

در این آیه از ضمیر متصل غایب”ه”برای هویت غیبیه استفاده شده است و “عند”که متصل به آن شده است همان خلیفه هویت غیبیه است که نزد آن می باشد و این خلیفه منبع و مخزن همه اسماء و صفات می باشد که آن اسماء هم منبع و مخزن همه مخلوقات می باشند. پس مقام عندیت یا همان احدیت ذاتی سرچشمه عوالم غیبی اسمای حسنی است که در مراتب بعدی منجر به ظهور عوالم خلقت هم می شود‌.

آیه ذکر شده اشاره می کند که نزد هویت غیبیه، مقام عندیت قرار دارد که جز خودِ هویت غیبیه کسی آن را نمی شناسد(=لایعلمها الا هو). دلیل اینکه مقام عندیت را فقط خودِ هویت غیبیه می شناسد این است که هویت غیبیه بر مقام عندیت برتری و سیطره دارد پس آن را در برگرفته و به خوبی می شناسد اما بقیه مراتب وجودی همگی زیرمجموعه مقام عندیت هستند پس هیچ یک از آنها، آن مقام والا را آنطور که واقعا هست نخواهند شناخت. شرط شناخت و آگاهی نسبت به یک چیز اشراف و احاطه بر آن چیز است و دانستیم که فقط هویت غیبیه بر مقام عندیت اشراف و سیطره دارد و بقیه مراتب وجودی همگی تحت سلطه مقام عندیت هستند که به طفیلی تجلی او ظاهر می شوند.

در واقع مقام عندیت به منزله مخزن یا کلیدهای ظهور اسماء غیبیه است که در مرتبه های بعدی وجودی تجلی همین اسمای حسنی به ظهور مخلوقاتی که پیش چشم ما آشکار است می انجامد. از آنجاییکه مقام عندیت ابتدا اسمای غیبیه و عوالم پنهانی وجود را متجلی می کند در آیه ذکر شده از سوره انعام به عنوان ” مفاتح الغیب ” معرفی شده است. البته پس از عوالم غیبی نوبت به ظهور عوالم شهودی هم می رسد.

امام خمینی(قدس سره)اشاره می فرمایند که نسبت به این مرتبه یعنی همان مقام عندیت یا خلیفه هویت غیبیه وجود، کوچک و بزرگ معدوم می گردند و غنی و فقیر مستهلک می باشند.دلیل این فرمایش امام(ره)هم اینست که در آن مرتبه هنوز هیچ تعین و تقیدی در وجود لایتناهی ظهور نکرده است و تمام نسبت هایی که آنها را با عبارات کوچک و بزرگ و غنی و فقیر و… می شناسیم همگی در مراتب بعدی وجود ظهور می کنند و این خلیفه ای که ذکر شد سرچشمه ظهور همه آن نسبت ها می باشد.

فرق بین هویت غیبیه با خلیفه هویت غیبیه، در این می باشد که برای این خلیفه(= مقام عندیت ) یک تعین در نظر می گیریم و آن مبدئیت برای مراتب بعدی وجود است؛ هر چند این تعین در حقیقت امر،نامحدود است ولی در همین نامحدود بودن خودش محدود شده است در حالی که هویت غیبیه هیچ نوع محدودیتی ندارد و حتی در همین نامحدود بودن خودش هم محدود نمی گردد پس هویت غیبیه را حتی به عنوان سرچشمه مراتب بعدی هم در نظر نمی گیریم چون هویت غیبیه هیچ نسبتی با مراتب وجودی ندارد و همه مراتب وجودی نسبت به هویت غیبیه معدوم می گردند و اصلا به حساب نمی آیند.

پس کلمات وجودی که در کتاب های آفرینش نگاشته می شوند همگی در مراتب بعد از خلیفه هویت غیبیه یعنی مقام عندیت که همان احدیت ذاتی است، قرار دارند.قرآن در سوره کهف می فرماید:

قُل لَّوْ کَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّکَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ کَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا

بگو اگر دریاها برای نوشتن کلمات پروردگارم مرکب و جوهر گردند همه آنها تمام خواهند شد قبل از اینکه کلمات پروردگارم تمام شود حتی اگر همسان آن دریاها را هم به کمکشان بیاوریم.

امام خمینی(اعلی الله مقامه)می فرمایند وقتی وضع مخلوقات و کلمات وجودی بدین صورت است که هیچ گاه تمام نمی شود، نسبت به وصف مبدأ این کلمات یعنی مقام عندیت یا همان خلیفه هویت غیبیه چه می پنداری؟

این عبارت امام راحل(ره) درباره خلیفه هویت غیبیه بود که فقط تنزیه می کنیم و هیچ صفتی را نمی توانیم در وصف آن مرتبه به کار بریم بلکه آن مقام را که همان مقام عندیت است به عنوان سرچشمه صفات و اسمای حسنی می دانیم که در مراتب بعدی منجر به ظهور مخلوقات هم می شود؛ اما درباره خودِ هویت غیبیه وجود که اصلا نمی توانیم هیچ حرفی بزنیم نه از نوع تشبیه و نه از نوع تنزیه و نه اینکه آن را سرچشمه چیزی بدانیم.

البته وضعیت تشبیه که مشخص است اما حتی نمی توانیم آن مرتبه را تنزیه هم بکنیم چون حتی اگر آن مرتبه را تنزیه هم کنیم باز از تنزیه ما هم منزه و فراتر می باشد.به تعبیر مولا علی(ع) در نهج البلاغه:

لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن

یعنی نه بلندی همت عارفان آن را شهود می کند و نه خرد تیزهوشان به آن دسترسی دارد.

پس درباره “هویت غیبیه” نه تشبیه می کنیم و نه تنزیه چون هم از تشبیه ما فراتر است و هم از تنزیه ما منزه است و ما نمی توانیم درباره آن اصلا هیچ حرفی بزنیم و یا هیچ فکری بکنیم(حتی تمام اینهایی را هم که گفتیم درباره تصور ذهنی خودمان بود نه حقیقتِ هویت غیبیه).

اما درباره “خلیفه هویت غیبیه” یا همان مقام عندیت و احدیت ذاتی فقط تنزیه می کنیم و به همین مقدار که او را از تمام مخلوقات و بلکه از تمام اسماء و صفات منزه کنیم اجازه داریم که درباره آن حرف بزنیم(چرا که در آن مرتبه هیچ اسم و صفتی و هیچ نوع شکنی در وجود مطلق ظهور نکرده است).

مراتب عندیت :

احدیت ذاتی از آنجاییکه نزد هویت غیبیه قرار دارد و مندک در آن است مقام عندیت حقیقی نام دارد که با توجه به آیه ای که در ابتدای بحث از سوره انعام ذکر کردیم سرچشمه و مخزن عوالم غیبی است که همان عوالم غیبی نیز در مراتب بعدی سرچشمه و مخزن عوالم شهودی می شوند. بر اساس همین نگرش تکوینی، قرآن کریم در سوره حجر می فرماید:

و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم

آیه اشاره می کند که هیچ چیزی در عالم خلقت نیست مگر اینکه نزد ما خزائن آن است و ما آن را تنزل نمی دهیم مگر به اندازه ای مشخص و معلوم.

طبق آیه فوق هر مخلوقی در عوالم بالاتر خزائنی دارد که از آنها تنزل کرده است. اولین خزینه و منبع که سرچشمه حیات است همان مقام عندیت یا احدیت ذاتی است که هرچند خودش هیچ اسم و صفتی ندارد ولی اسماء و صفات را در مرتبه واحدیت متجلی می کند و پس از آن تحت اشراف اسمای حسنی در همان مرتبه واحدیت صورت علمی ماهیات ظهور می کند و سپس سایه آن صورت های علمی در عالم خارجی هم به شکل مخلوقات متجلی می شود و البته همین عالم خارجی هم در یک نگاه کلی به سه مرتبه جبروت و ملکوت و ناسوت تقسیم می گردد که اشیائی که در دنیا میبینیم از مراتب بالاتر در اینجا متجلی شده است. حقایق وجودی هر گاه در مرتبه ای پایین تر تنزل می کنند خصوصیات همان مرتبه پایینی را هم به نحوی در خودشان منعکس می کنند و به همین دلیل واقعیت اصلی آنها در عوالم بالاتر تا حدی در حجاب می رود و پنهان می شود و این همان اندازه مشخص و معلومی است که در آیه ذکر شده از سوره حجر بدان اشاره شده است. در طول این فرآیند تنزل اشیاء هر مرتبه پایینی نزد مرتبه بالایی قرار دارد پس نسبت به مرتبه بالایی حکم عندیت دارد، برای همین در آیه ذکر شده از سوره حجر عبارت”عندنا” با ضمیر جمع بیان شده است که در واقع وجود لایتناهی حق تعالی چون از زبان تمام مراتب وجودی اش سخن می گوید پس با ضمیر جمع به قاعده عندیت اشاره می کند. البته تمام عندیت هایی که در مراتب پایین تر وجودی هستند نهایتا در خلیفه هویت غیبیه که همان عندیت حقیقی می باشد فانی می شوند چون تمام آنها در واقع سایه و تجلی آن عندیت بوده اند.

مجددا این نکته را هم متذکر می شویم که منظور ما از مقام عندیت حقیقی همان عبارت ” عنده ” در قرآن است یعنی مرتبه ای که نزد هویت غیبیه مندک می باشد و پیداست که عبارت ” عنده ” با عبارت ” عند الله ” تفاوت دارد چرا که اولین عبارت اشاره به مرتبه ای دارد که نزد هویت غیبیه مندک می باشد و دومین عبارت اشاره به مرتبه ای دارد که نزد اسم ” الله ” مندک می باشد.

از آنجاییکه اسم ” الله ” در مرتبه ای پایین تر از هویت غیبیه ظهور می کند پس در رتبه بندی وجودی، مقام ” عند الله ” در رتبه ای پایین تر از مقام ” عنده ” قرار دارد؛ در واقع عندیت مراتب پایین تر نسبت به اسم اعظم”الله” سایه عندیت احدیت ذاتی نسبت به هویت غیبیه می باشد.

در سخنان اهل معرفت ممکن است مقام عندیت برای هر دو مرتبه وجودی که توضیح داده شد مورد استفاده قرار گیرد ولی منظور از مقام عندیت در این بخش از کتاب مصباح الهدایه امام خمینی همان مرتبه ای است که نزد هویت غیبیه مندک و متلاشی می گردد.

نکته آخر اینکه از آنجاییکه دانستیم تمام عندیت های مراتب پایین تر نهایتا در عندیت احدیت ذاتی نسبت به هویت غیبیه فانی می شوند پس تمام مراتب وجودی نزد هویت غیبیه قرار دارند چون در احدیت ذاتی که همان حقیقت عندیت است فانی می شوند؛ روی همین حساب قرآن کریم در سوره رعد مخلوقات را نزد هویت غیبیه که همان مرتبه عندیت احدیت ذاتی است دارای حد و اندازه می داند:

الله یعلم ما تحمل کل انثی و ما تغیض الارحام و ما تزداد و کل شیء عنده بمقدار

در انتهای آیه فوق با واژه”عنده” هر شیء و مخلوقی را نزد هویت غیبیه دارای حد و اندازه ای مشخص و معلوم می داند و عبارت “نزد هویت غیبیه” اشاره به “خلیفه هویت غیبیه” دارد که همان عندیت حقیقی می باشد.

پس عندیت اشیاء نسبت به اسمای حسنی می باشد و عندیت اسمای حسنی نسبت به اسم اعظم”الله” می باشد و عندیت اسم”الله” نسبت به احدیت ذاتی می باشد و عندیت احدیت ذاتی هم نسبت به هویت غیبیه می باشد که با عبارت “عنده” بیان می شود؛ اما خودِ هویت غیبیه چون حقیقت محضه وجود است و چیزی بالاتر از آن نیست پس نزد هیچ چیزی نمی باشد بلکه تمام مراتب وجودی و شکن های درون آن مراتب نزد هویت غیبیه می باشند چون تمام مراتب و شکن های وجودی نهایتا در مرتبه “عنده” که همان احدیت ذاتی است و نزد هویت غیبیه قرار دارد، فانی می شوند. آخرین مرتبه عندیت در همین عالم دنیا رخ می دهد که اسفل سافلین نام دارد و در این عندیت مثلا یک شخص نزد شخص دیگری می رود و یا یک شیء نزد شیء دیگری می باشد البته چون عندیتی را که در این دنیا می بینیم تا حد زیادی رنگ کثرات به خودش گرفته است چیزی که نزد چیز دیگر قرار دارد از آن جدا می باشد و در واقع دو چیز مختلف هستند که نزدیک یکدیگر قرار گرفته اند ولی در عوالم بالاتر وجودی که رفته رفته به سمت وحدت حقیقی حرکت می کنیم عندیت بین دو چیز جدا از هم رخ نمی دهد بلکه مراتب پایینی وجود در مراتب بالایی مندک می باشند چون نزد آنها قرار دارند و هر مرتبه پایینی از وجود نسبت به مرتبه بالایی عندیت دارد و جدای از او نیست چون تجلی همان مرتبه بالایی می باشد.

بخوانید ::   - احدیت ذاتی
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *