– نتیجه اول

"توجه به مقصد حقیقی تابع هدایت است:و لکل وجهه هو مولیها".
شرح:
این بخش از کتاب بیان می کند که اگر چیزی یا کسی بخواهد رو به مقصدی داشته باشد این امر مستلزم این است که به سمت آن هدایت شود.در بخش پیش گفتیم که هدایت هم مستلزم این است که نور وجودی حق تعالی راه پیش رو را برای آن شیء معلوم کرده باشد‌.
پس همان وجودی که مخلوقات را در عالم آفرینش ظهور می دهد، همان وجود هم آنها به سمت مقصد معین آنها راهنمایی می کند و این هدایت و راهنمایی کردن هم سبب توجه و هشیاری آن مخلوق نسبت به هدف خود می شود.در نتیجه سیر و سلوک هر مخلوقی به سمت هدفی که برایش در نظر گرفته شده است، ممکن می گردد.به تعبیر پیامبر اکرم(ص):"کل میسر لما خلق له"یعنی هر مخلوقی برای آنچه که به منظور آن خلق شده است، رام گشته و سلوک می نماید.
پس یگانه عاملی که سبب توجه و هشیاری مخلوقات نسبت به هدف تعیین شده برای آنها می شود هدایت آنان توسط همان وجودی است که برای بار نخست آنها را در عالم هستی ظهور داده است.همان وجود قیومی در لحظه به لحظه و آن به آن، ماهیاتی را که برای بار نخست در عالم آفرینش خلق کرده است با خلق مجددی که به طور مستمر ادامه خواهد داشت هر یک را به سمت مقصد خودشان پیش می برد.این خلق مستمر و پیوسته را اگر از مرتبه بالا به پایین یعنی از جانب خداوند نسبت به مخلوقاتش لحاظ کنیم نامش "تجلی"و "ربوبیت"می شود و اگر از پایین به بالا به آن بنگریم"فقر وجودی"مخلوقات نسبت به حق تعالی را بیان می کند که در بخش خودش توضیح داده شد.
پس این فرض غلط است که کسی بپندارد که خداوند عالم را آفریده است و سپس مشیت و قدرت و اختیار و کمالات وجودی را به خود مخلوقات واگذار کرده است و الان مخلوقات جدای از خداوند می توانند زندگی خودشان را به پیش ببرند.در بخش"قدریه(مفوضه)"با ذکر روایاتی بیان شد که این دیدگاه به شدت از نگاه اهل بیت(ع)مردود دانسته شده است.
در نتیجه فرض صحیح این است که همین الان هم هر مشیت و قدرت و اختیار و…را که در مخلوقات مشاهده می کنیم ضمن اینکه قابل انکار نیست ولی در واقع تجلی دم به دم خداوند در آنها می باشد و هیچ مخلوقی جدای از حق تعالی نمی تواند چیزی را بخواهد یا انجام دهد چرا که جدای از خداوند نه تنها قدرت و اختیار و مشیت بلکه حتی اصل ظهور آن مخلوق در عالم خارجی نیز از بین می رود‌.
شیخ شبستری(ره)در انتها به عبارتی از آیه زیر که در سوره بقره آمده است، اشاره می فرمایند:
 وَلِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
((و برای هر کدام از آنها جهت گیری و قبله ای است که رو به سوی آن دارند….)).
این آیه در ماجرای تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به کعبه نازل شده است ولی مفهوم کلی آن علاوه بر جهت دهی و قبله تشریعی نمازگزاران درباره هدایت و جهت دهی تکوینی مخلوقات هم صدق می کند.
هر مخلوقی به وسیله نور وجودی که راه را برایش روشن می کند به سمت مقصدی که برایش تعیین شده است، در تکاپو و حرکت می باشد و این یک قاعده کلی است که درباره همه مخلوقات خرد و کلان عالم آفرینش جریان دارد.
به یک معنی می توان گفت هر مخلوقی با پیمودن مسیری که توسط وجود حق تعالی بدان هدایت می شود در حال بندگی و عبادت خداوند است تا به سر منزل مقصود برسد.
همانگونه که هر نمازگزار رو به قبله ای که خداوند برای او مشخص کرده است در حال عبادت خداوند است بر همین قیاس هر مخلوقی هم با پیمودن راهی که منتهی به مقصد تعیین شده از جانب خداوند برای او می شود، در حال عبادت حق تعالی است و در این راه نیازمند نور وجودی خداوند است تا به وسیله آن هدایت شود و به بیراهه نرود.با این تفاوت که در حکم تشریعی قبله نمازگزار طبق نص قرآن در سوره بقره رو به سوی مسجد الحرام در مکه مکرمه می باشد:"و من حیث خرجت فول وجهک شطر الحرام و حیث ما کنتم فولوا وجوهکم شطره"ولی در حکم تکوینی هر مخلوقی در عالم آفرینش به هر سمتی که رو کند آنجا برای او حکم قبله را دارد:"فأینما تولوا فثم وجه الله"و حرکت او در آن مسیر به منزله عبادت و نماز او برای خداوند می باشد.البته مخلوقات طبق یک حقیقت تکوینی و خارجی فقط آن مسیری را می روند که خداوند برایشان مشخص می کند، در نتیجه طبق آیه سوره نور هر کدام نماز و عبادت و تسبیح خاص خودشان(که همان پیمایش مسیر به سمت مقصد می باشد) را به خوبی می دانند:"کل قد علم صلاته و تسبیحه".
پس نتیجه می گیریم که تمام کائنات عالم آفرینش بندگان خداوند هستند و هر یک شیوه خاص بندگی شان را برای خداوند به روشنی می دانند.در سوره مریم می خوانیم:
ان کل من فی السماوات و الارض الا آتی الرحمان عبدا
((هیچ مخلوقی در آسمانها و زمین نیست مگر آنکه همچون بنده ای در حال آمدن به پیشگاه خداوند رحمان می آید)).
واژه"عبد"در لغت به معنی ذلیل و خوار می باشد.مثلا زمینی را که بسیار بر روی آن قدم گذاشته شده و یا بسیار لگد خورده باشد"ارض معبده"می گویند که "معبده"به تشدید"باء"در این عبارت به معنای کوبیده شده و یک دست شده می باشد.
پس همه ماهیات عالم در مقابل وجود لایتناهی حق تعالی بر همین قیاس خاضع و مطیع محض هستند و طبق دستورات و راهنمایی او راه خود را که از جانب خداوند برایشان معلوم گشته است، می پیمایند.
مثالی از قرآن را در این باره ذکر می کنیم.در سوره نحل می خوانیم:
و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون
ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس ان فی ذلک  لآیات لقوم یتفکرون

و خداوند به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و داربستهایی که بنا می کنند برای خودت خانه ای بساز.

پس از شهد تمام شکوفه ها و گلها بخور و راه پروردگارت را ذلیلانه بپیما. از شکم او نوشیدنی و شرابی خارج می شود که رنگهایش مختلف است و در آن درمان بیماری مردم است.همانا در این نشانه هایی است برای قومی که تفکر می کنند.

واژه "وحی"که در اینجا معنی الهام کردن می دهد در آیه نخست اشاره به هدایت زنبور عسل توسط خداوند دارد که با الهام حق تعالی به او شکل می گیرد پس با راهنمایی و هدایت خداوند زنبور عسل به سمت مقصدی که برایش تعیین شده یعنی تولید عسل گام بر می دارد و در این راه عبد محض خداوند می باشد و چاره ای هم جز این ندارد چرا که این وحی یا الهام یک نوع خطاب تکوینی است که سرپیچی از آن محال است.
شاهد اینکه زنبور عسل در انجام وظیفه خودش کاملا مطیع و عبد حق تعالی است، عبارت"فاسلکی سبل ربک ذللا"در آیه دوم می باشد که به زنبور عسل دستور می دهد که ذلیلانه راه پروردگارت را بپیما و این "ذلت"اشاره به همان معنای لغوی دارد که برای"عبد"کردیم و از آنجاییکه این قاعده درباره تمامی مخلوقات جریان دارد در سوره مریم آمده بود که تمام مخلوقات آسمان ها و زمین عبد خداوند هستند.

بخوانید ::   - مصباح بیستم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *