– نتیجه دوم

"حرکت مجذوب سوی جاذب، جز بر خط مستوی که صراط مستقیم است صورت نبندد: هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم".
شرح:
جاذب یا همان چیزی که مخلوق را به سمت خود جذب می کند یک تجلی و تعین از وجود نامحدود می باشد که در ذهن و یا پیش روی فرد قرار گرفته و او را به سمت خود دعوت می کند.طبق"توحید مالکیت" چون همه کمالات برای وجود می باشد و هر چه که در مخلوقات می بینیم تجلی خود اوست پس در واقع این خود خداست که مخلوق را به سمت یکی از تعینات و تجلیاتش جذب می کند.
چون خداوند حکیم است هر مخلوقی را به سمت هدفی که متناسب با ساختار خلقت او می باشد جذب می کند و این یعنی با تدبیر و ربوبیت دقیق آن وجود مقدس، هر کدام از مخلوقاتش در راه پیش رویشان به سمت و سویی که صلاح آنان در رسیدن بدان می باشد حرکت می کنند.
نکته فوق درباره هدف و مقصد بود؛اما خداوند در راه رسیدن به مقصد نیز همراه مخلوقات است و آنها را از منحرف شدن و کژراهه رفتن باز می دارد و این یعنی هر مخلوقی در راهی که می پیماید استقامت و ثبات قدم دارد و به طفیلی حمایت و حفاظت پروردگارش از مسیر تکوینی مربوط به خودش منحرف نمی شود.
مطلب فوق درباره راه و مسیر تکوینی هر مخلوق بود که "صراط مستقیم تکوینی"نام دارد.پیمودن این راه بر اساس دستور تکوینی حق تعالی چون یک حقیقت خارجی است به هیچ وجه قابل تمرد و سرپیچی کردن نمی باشد.در نتیجه هر مخلوقی یک راه مشخص پیش رو دارد که طبق برنامه از پیش تعیین شده آن را خواهد پیمود.
نکته ای که ذکر آن خالی از فایده نمی باشد این است که در مخلوقات مکلف همانند انسان و جن،این خود فرد سالک است که تعیین می کند کدام "صراط مستقیم تکوینی" را بپیماید.می دانیم که در چنین مخلوقاتی از جانب خداوند اختیاری هم متجلی شده است که بر اساس همان اختیار مکلف شده اند.حال اگر آنها به وسیله آن اختیار به "صراط مستقیم تشریعی"یا همان دین آسمانی عمل کنند در عالم تکوینی و خارجی راهی خاص را برگزیده اند که به بهشت منتهی می گردد و این راه یک نوع "صراط مستقیم تکوینی"بوده است.اما اگر آنها با اختیارشان بر خلاف"صراط مستقیم تشریعی"عمل کردند در عالم تکوینی و خارجی راهی را می پیمایند که به جهنم و خشم الهی منتهی می شود و این راه هم یک"صراط مستقیم تکوینی"بوده است که البته نوع آن و مقصد آن با راهی که بهشت منتهی می شد، فرق دارد.
نتیجه ای که از مطلب بالا می توانیم بگیریم این است که هر چند "صراط مستقیم تشریعی"قابل نقض شدن است و ما مخلوقات با اختیارمان می توانیم از پیمودن آن سرپیچی کنیم ولی"صراط مستقیم تکوینی"به هیچ وجه قابل نقض شدن نیست و هیچ کس نمی تواند از آن خارج شود و نهایت کاری که در مورد آن می توان انجام داد این است که نوع آن را خودمان انتخاب می کنیم.
دلیل این که کسی قادر نیست از "صراط مستقیم تکوینی"خارج شود هم این است که قواعد این صراط همان حقیقت خارجی عالم خلقت است که همه به ناچار بر اساس آن قوانین کارهایشان را انجام می دهند؛ حتی همان کسی هم که خود را در حال نقض کردن آن می پندارد در همان حال خودش با استفاده از همان قوانین کار می کند ولی متوجه این حقیقت نیست.چنین کسی در اصطلاح قرآنی گرفتار مکر خداوند شده است(خواننده محترم برای مطالعه بیشتر پیرامون این مطلب می تواند به "توحید مکر"از مجموعه انواع توحید در قرآن مراجعه بفرماید).
پس خروج و تخلف از "صراط مستقیم تکوینی" به هیچ وجه امکان ندارد و انسان چه بر طبق"صراط مستقیم تشریعی"روش صحیح و درست را پیش بگیرد و چه بر خلاف"صراط مستقیم تشریعی"به دنبال گناهان باشد در هر دو حالت طبق همان "صراط مستقیم تکوینی" یعنی طبق قواعد حقیقی که در عالم خارجی حضور دارند جان خودش را به سمت بهشت یا به سوی جهنم صیرورت و تحول می بخشد.
در اینجا توضیح مختصری هم پیرامون معنی لغوی "صراط مستقیم" داده می شود:
"صراط"در زبان عربی به معنای شاهراه می باشد و "مستقیم"هم به معنای بدون انحراف و با ثبات بودن است.پس"صراط مستقیم" بر خلاف تصور اولیه ما فارسی زبانان فقط به معنای جاده صاف و بدون پیچ و خم نمی باشد بلکه به معنای شاهراه استوار و با ثبات و دارای استقامت است.این صراط در "حرکت جوهری" که نتیجه شوق ورزیدن به هدف و در نتیجه تکامل پیدا کردن است هرگز از جان خود سالک جدا نیست بلکه در "حرکت جوهری" چون جان شخص تکامل می یابد و از یک مرتبه وجودی وارد مرتبه ای والاتر و بالاتر می گردد هم رونده راه و هم خود راه هر دو خود شخص سالک می باشد که در اطوار وجودی خویش سیر می کند و ترقی و تکامل می یابد.
از "حرکت جوهری" در فرهنگ قرآن کریم با عنوان"صیرورت"یاد می شود که به معنی دگرگون شدن و تحول یافتن و از حالی به حال دیگر وارد شدن است.
آیه زیر از سوره حمد به"صراط مستقیم تشریعی"که همان دین خداوند می باشد،اشاره دارد که ویژه مخلوقات مکلفی مثل انسان و جن می باشد و در نماز هدایت شدن به آن را از خداوند طلب می کنیم:
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
بر مسلمانان واجب است که در نمازهای یومیه خودشان، هدایت به"صراط مستقیم تشریعی"را از خداوند طلب کنند.
و آیه ای از سوره هود که شیخ محمود شبستری(ره) بخشی از آن را در این قسمت از کتاب ذکر فرمودند، به "صراط مستقیم تکوینی"اشاره دارد که عمومی است و همه مخلوقات عالم را در بر می گیرد:
إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُم مَّا مِن دَابَّهٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ
((من بر خداوند که پروردگار من و شماست توکل کردم.هیچ جنبنده ای نیست مگر اینکه او موی پیشانی او را گرفته(و به مسیری معین می کشاند)همانا پروردگار من بر صراط مستقیم است)).
از نگاه دقیق قرآنی و عرفانی تمامی کائنات دارای حیات می باشند چرا که به نص قرآن در حال تسبیح و حمد خداوند متعال هستند.حرکتی که تمامی مخلوقات در آن شرکت دارند همان "حرکت جوهری"می باشد.با این نگاه واژه"دابه:جنبنده"در آیه ذکر شده را می توان به جنبش ذات و تکاپوی جوهر مخلوقات اطلاق کرد که در "صراط مستقیم تکوینی"انجام می گیرد.
((و الحمد لله رب العامین)).

بخوانید ::   - اولین مخلوق
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *