نزول قرآن

نزول قرآن

نزول قرآن

نزول قرآن کریم در اصل و ریشه خود به کدام مرتبه از وجود لایتناهی بر می گردد؟ پاسخ این سوال را در نوشتار زیر بر اساس سلسله مراتب نبوت واکاوی می کنیم.

مثالی روشن برای نزول قرآن :

ما وقتی قصد انتقال مطلبی را به مخاطب خودمان داریم ابتدا آن نیت را از مرتبه غیبیه جان خودمان در عقل خودمان اراده می کنیم و پس از آن در نفس خودمان به آن شکل و صورتی مطابق خودش می بخشیم و در مرتبه بعدی آن صورت ها را در قالب الفاظی مشخص و معین در می آوریم و در مرحله آخر آن را بر زبان خودمان جاری می سازیم تا به گوش مخاطبمان برسد.البته این مراتب با تمام جزئیاتش آن قدر سریع انجام می شود که ما اصلا متوجه آن هم نمی باشیم ولی دقت در آن می تواند نمونه ای باشد جهت نزدیک تر شدن درک نزول قرآن به ذهن برای اینکه تا حدی تنزل و تجلی نبوت و خبر رسانی را هم از مرتبه اسمای حسنی تا عالم دنیا متوجه بشویم.

اما همین که سخن ما به گوش مخاطبمان برسد باز همان سلسله قبلی که ذکر شد این بار به سمت بالا شکل می گیرد یعنی مخاطب ما پس از شنیدن الفاظ در نفس خودش یک شکل و تصویر متناسب با آن رقم‌ می زند سپس آن را با عقل خودش ادراک می کند و در مرتبه آخر آن مطلب را با حقیقت جانش در می یابد.

بر همین روالی که ذکر شد نزول قرآن شکل می گیرد یعنی قرآن کریم که اصل آن نزد خداست ابتدا در ام الکتاب یا عقل اول نزول می کند و سپس در عالم مثال و ملکوت تصویر گری می شود و سپس در عالم دنیا به شکل کلمات و الفاظ عربی بر پیامبر اکرم(ص) نازل می شود و سپس با تلاوت ایشان یا شخصی دیگر و یا خواندن خودمان از طریق گوش یا چشم به صورت الفاظی به جان ما منتقل شده و پس از آن مطابق آن الفاظ تصاویری در نفس ما نقش می بندد و پس از آن عقل ما لب و مغز فلان آیه را ادراک می کند و سپس آن آیه با حقیقت جانمان پیوند می خورد و یکی می شود.

مراتب فوق وقتی از پایین به بالا طی می شود ممکن است به طور کامل انجام نشود و یک مرتبه آن ناقص بماند یا به طور کل رخ ندهد ولی طبق سلسله مراتب نبوت وقتی از بالا به پایین تنزل می کند در هر مرتبه از وجود یک نبی آن را به مراتب پایین تر انتقال می دهد و از آنجاییکه نبی خدا همواره معصوم است این مراتب بدون هیچ گونه نقصی انجام می شود.

بر اساس سلسله مراتب نزول قرآن ، نبی و خبررسانی که در مرتبه ام الکتاب است عقل اول می باشد که معارف الهی را از مرتبه علم خداوند به عالم خارجی منتقل می کند سپس نبی بعدی آن را به عالم مثال انتقال می دهد و سپس نبی بعدی یعنی شخص پیامبر اکرم(ص) در عالم دنیا آن را به صورت الفاظی عربی که بر ایشان نازل می شود به ما انتقال می دهند.

همچنین بر اساس سلسله مراتب نزول قرآن تمام نبی ها و خبررسان هایی که در مراتب قبل از این دنیا می باشند از عقل اول گرفته تا شخص پیامبر(ص) در این دنیا همه حقیقت و رقیقت و مراتب یک واقعیت هستند که یک بار به صورت عقل اول ظهور کرده و بار دیگر به صورت شخص پیامبر اکرم(ص) متجلی می شود. جبرئیل هم در نگاه دقیق عرفانی یکی از شئونات حقیقت محمدیه(ص) می باشد.

البته همانطور که اگر ما با کنار زدن پرده ها بتوانیم خیال و نفس طرف مقابلمان را بخوانیم دیگر نیازی به الفاظ او نداریم و همچنین اگر بتوانیم با کنار زدن بیش از پیش پرده ها و حجاب ها عقل او را هم بخوانیم دیگر نیازی به شهود نفس و خیال او و نیز شنیدن الفاظ او نداریم بر همین روال در سلسله مراتب نبوت هم وقتی پیامبر اکرم(ص) در حالت فنای در حقیقت محمدیه(ص) قرار گرفته اند دیگر نیازی به دیدن شکل و تصاویر آیات در عالم مثال و یا شنیدن آنها به صورت الفاظ از جبرئیل ندارند بلکه مستقیما از مرتبه ام الکتاب یا همان عقل اول معارف را دریافت می کنند هر چند باز هم وقتی آن معارف بخواهد برای ما بیان شود طبق حکمت خداوند در عالم دنیا به صورت الفاظ عربی ظهور می کند.

صعود به بالاترین مرتبه از سلسله مراتب نزول قرآن :

پس پیامبر اکرم(ص) می توانند با کنار زدن پرده ها و حجاب های وجودی وحی خداوند را مستقیما را دریافت کنند. در توحید صدوق می خوانیم:

قلت لابی عبد الله علیه السلام: جعلت فداک الغشیه التی کانت تصیب رسول الله صلی الله علیه و آله اذا نزل علیه الوحی؟ قال:فقال ذلک اذا لم یکن بینه و بین الله احد، ذاک اذا تجلی له، قال: ثم قال: تلک النبوه یا زراره، و اقبل یتخشع

راوی نقل می کند که به امام صادق(ع) گفتم: آن حالت مدهوشی که هنگام نزول وحی به پیامبر(ص) دست می داد چه بود؟ ایشان فرمودند: آن حالت برای موقعی بود که بین ایشان و “الله” هیچ کس نبود وتعینِ “الله” مستقیما برای ایشان تجلی می کرد. سپس امام می فرمایند: آن حالت همان نبوت(حقیقی)است.

در مصباح های پیشین دانستیم که نبوت حقیقی همان خبررسانی اسم”الله” از کمالات نهفته در احدیت ذاتی است که ابتدا به صورت اسمای حسنی و سپس به شکل صورت علمی مخلوقات متجلی می شود.

وقتی بر اساس قاعده سلسله مراتب نزول قرآن ، پیامبر اکرم(ص) حجاب ها را کنار زده باشند و از آغازین مرتبه نبوت یعنی اسم”الله” خبر دریافت کنند چون این کار مستلزم فنای کامل فی الله می باشد طبق حدیث امام صادق(ع) جسم مادی ایشان که در پایین ترین مرتبه وجود یعنی عالم دنیاست به حالت مدهوشی می رود هرچند جان پیامبر اکرم(ص) در هشیارترین حالت قرار می گیرد. از آنجاییکه اسم”الله” مرتبه نخست نبوت را انجام می دهد فنای پیامبر اکرم(ص) در آن اسم اعظم و منعکس شدن آن اسم اعظم در جان ایشان، در حدیث امام صادق(ع) به عنوان نبوت حقیقی معرفی شده است که البته همین نبوت حقیقی در مراتب پایین تر وجود هم به صورت هایی متناسب با همان مرتبه ها تنزل می کند.

اما قاعده سلسله مراتب نزول قرآن هرگز بدین معنا نیست که  وقتی شخص نبی اکرم(ص) در مراتب بالاتر وجودی فانی می شوند واقعیت ایشان در مرتبه های پایینی معدوم شود بلکه مرتبه پایینی هنوز هم هست ولی مندک در مرتبه بالایی می شود پس هنگامی که ایشان در اسم”الله” فانی می شوند حقیقت ایشان معدوم نمی شود بلکه اسم”الله” در حقیقت ایشان ظهور می کند در نتیجه ایشان اسم اعظم”الله” را در آینه جان خودشان شهود می کنند نه آنطور که اسم”الله” در ذات خودش می باشد البته ایشان پس از شهود اسم”الله” در جانشان کمالات وجودی را به مراتب پایین تر هم انتقال می دهند؛ حتی به هنگام فنای فی الله ، جسم ایشان که در پایین ترین مرتبه وجودی است هم معدوم نمی شود بلکه طبق حدیث امام صادق(ع) مدهوش می شود و البته پس از آنکه به هوش بیاید معارف دریافت شده از اسم”الله” طبق حکمت خداوند به شکل الفاظ عربی از زبان ایشان برای ما بیان می شود.

نکته فوق که ذکر شد بدین جهت بود که در جهان بینی اسلامی خودمان همواره توجه داشته باشیم که فنای در مرتبه بالایی به معنای معدوم شدن مرتبه پایینی و تبدیل مرتبه پایینی به مرتبه بالایی نیست بلکه به معنای مستهلک شدن مرتبه پایین در مرتبه بالا و ظهور مرتبه بالا به نحو شفاف در مرتبه پایین است.

البته این قاعده که ذکر شد فقط در مراتب تحت احدیت ذاتی کاربرد دارد وگرنه چون از منظر عرفان نظری درباره هویت غیبیه وجود هیچ حرفی نمی توانیم بزنیم و حتی لفظ مرتبه را هم از سر ناچاری برای آن به کار می بریم نسبت به هویت غیبیه همه چیز در حکم عدم است و معدوم می گردد و اصلا چیزی ظهور ندارد که بخواهد در هویت غیبیه فانی بشود یا نشود. پس وقتی از هویت غیبیه حرف می زنیم قاعده فنای مرتبه پایینی در مرتبه بالایی و ظهور مرتبه بالایی در مرتبه پایینی کاربرد ندارد چون نسبت به هویت غیبیه همه چیز معدوم است در نتیجه قاعده ای که ذکر شد فقط از احدیت ذاتی به سمت مراتب پایین تر کاربرد دارد.

پس تا اینجا دانستیم که  حقیقت قرآن کریم نزد اسم”الله” است و بر اساس سلسله مراتب نزول قرآن وقتی پیامبر(ص) تمام حجاب ها را کنار بزنند وحی را مستقیما از اسم اعظم”الله” دریافت می کنند آنگاه وحی الهی تمام مراتب نبوت را در سیر نزولی حقیقت محمدیه(ص) طی می کند تا در این دنیا به صورت الفاظ عربی از زبان شخص پیامبر(ص) برای ما متجلی می شود.

اما نبوت اسم”الله” و همچنین نبوت صورت علمی انسان کامل که سایه اسم”الله” است هر دو مربوط به مرتبه قبل از پیدایش عالم خارجی می باشند و قرآن کریم وقتی بخواهد در عالم خارجی ظهور کند ابتدا به صورت ام الکتاب متجلی می شود که همان عقل اول یا حقیقت محمدیه است که بقیه کائنات را فراگرفته است. البته آن مرتبه از وجود فقط قابل شهود شدن است و برای انسان های معمولی قابل تعقل کردن نمی باشد پس بر اساس سلسله مراتب نزول قرآن ، کتاب خداوند یک بار دیگر در عالم مثال تنزل می کند و یک بار دیگر هم در عالم ماده به صورت الفاظ و عبارات عربی تنزل می کند تا ما بتوانیم به وسیله این الفاظ و عبارات مراتب تنزل یافته را دوباره بالا رویم و ابتدا معارف قرآن کریم را تعقل کنیم و سپس آنها را شهود کنیم و با جانمان گره بزنیم.

نکته ذکر شده بدین جهت بود که بدانیم اگر قرآن کریم به صورت واژگان عربی تنزل پیدا نمی کرد آن مراتب بالایی اصلا برای ما قابل تعقل نبود و هیچ راهی به مراتب بالاتر نداشتیم. برای تایید این نکته به دو آیه زیر از سوره زخرف اشاره می کنیم:

انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلونو انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

در آیه نخست ضمیر”هاء” در واژه “جعلناه” اشاره به حقیقت وجود یا همان هویت غیبیه دارد که تحت اشراف آن احدیت ذاتی شکل می گیرد و پس از آن اسم”الله” ظهور می کند و سپس صورت علمی انسان کامل ظهور می کند و سپس عقل اول یا همان ام الکتاب در عالم خارجی متجلی می شود و همینطور سلسله مراتب نزول قرآن تا عالم اسفل سافلین که همین دنیای کنونی می باشد ادامه می یابد. هر چند می دانیم که حقیقت نبوت از اسم”الله” در مراتب پایین تر وجودی تنزل می یابد ولی از آنجاییکه هر مرتبه پایینی از وجود مندک در مرتبه بالاتر از خودش می باشد در عبارت “جعلناه” ضمیر “هاء” مبدا تنزل را به هویت غیبیه نسبت داده است. البته خودِ هویت غیبیه هیچ نسبتی با مراتب پایین تر ندارد و ابتدا باید احدیت ذاتی وجود تحت اشراف آن ظهور کند تا مراتب پایینی شکل بگیرد ولی چون همه مراتب وجودی نهایتا در هویت غیبیه مندک می شوند خداوند در قرآن کریم حتی نزول باران و کارهای جزئی را هم با واژه”هو” به هویت غیبیه نسبت داده است چون همه کارها تحت اشراف مراتب وجودی صورت می گیرد که نهایتا همه آنها مندک در هویت غیبیه هستند و نیز به همین دلیل در آیه ذکر شده از سوره زخرف مبدا تنزل قرآن را با ضمیر”هاء” در عبارت”جعلناه” به هویت غیبیه نسبت داده است.

اما پس از اینکه احدیت ذاتی تحت اشراف هویت غیبیه شکل گرفت و در مرتبه بعدی اسم”الله” حقیقت نبوت را ظهور داد سایه اسم “الله” یعنی صورت علمی انسان کامل ظهور می کند که تا اینجای بحث مربوط به عوالم وجودی قبل از پیدایش خلقت می باشد. در آغازین مرتبه خلقت عالم آفرینش عقل اول که سایه صورت علمی انسان کامل است به صورت ام الکتاب متجلی می شود که چون مادر تمام کتاب هاست تمام نوشته ها و کلمات آفرینش را در برگرفته است. پس حقیقت قرآن وقتی که در عالم خارجی ظهور می کند به صورت عقل اول یا همان ام الکتاب یا حقیقت محمدیه(ص) متجلی می شود و این همان نکته ای است که آیه دوم بدان اشاره می کند مبنی بر اینکه قرآن اصلی که در عالم خلقت پدیدار می شود در مرتبه ام الکتاب مندک شده است و نزد ما می باشد. منتها چون ما انسان های معمولی علاوه بر اینکه به مرتبه علم خداوند و فانی شدن در اسم”الله” راهی نداریم و حتی به ام الکتاب و نیز عالم مثال یا همان ملکوت هم راهی نداریم بر اساس سلسله مراتب نزول قرآن ، معارف الهی در پایین مرتبه وجودی که عالم دنیا می باشد در قالب یک کتاب به صورت کلمات عربی برای ما تنزل می کند تا ما ابتدا آن را مطالعه کنیم و سپس در آن تعقل کنیم و در مرتبه بعد حقیقت معارف آن را شهود کنیم و در مرتبه بعد به مقام فنا دست یابیم. پس اگر قرآن تنزل نمی کرد ما نه تنها هیچ راهی به فنای فی الله نداشتیم بلکه اصلا راهی به شهود هیچ کدام از مراتب بالاتر از این دنیا نیز نداشتیم حتی طبق آیه دومی که از سوره زخرف ذکر کردیم راهی به تعقل در قرآن کریم که معادل عالم خارجی می باشد نیز نداشتیم چون در آیه دوم دلیل اینکه قرآن کریم از حقیقت خودش به صورت کلمات عربی برای ما نزول می کند اینگونه بیان می شود که”لعلکم تعقلون” یعنی اگر نزول نمی کرد حتی راهی به تعقل هم نداشتیم و به طریق اولی راهی به شهود و فنا نیز نبود و همیشه گرفتار عالم کثرات باقی می ماندیم.

سلسله مراتب نزول قرآن مطابق سلسله مراتب وجود:

نکته بعد اینکه نه تنها قرآن که یک حقیقت کلی است بلکه تمامی حقایق جزئی که در این عالم هست نیز در عوالم پیش از اینجا هم حضور داشته و اصل آن نزد خداوند است و تا رسیدن به دنیای کنونی ما که پر از کثرات می باشد مراحل فراوانی را پشت سر گذاشته است و در هر مرتبه از وجود مطابق همان عالم ظهور کرده است. پس سلسله مراتب نزول قرآن مثل تمام حقایق دیگر بر اساس سلسله مراتب وجود شکل گرفته است.

با توجه به نکته فوق وقتی که در قرآن مثلا می خوانیم:”و اذ قال ربک للملائکه….“نباید این طور برداشت کنیم که نعوذ بالله خداوند با دهانی مثل ما بندگان صوتی ایجاد کرده است و آن صدا به گوش فرشتگان رسیده است بلکه حقیقت گفتار و قول در آن مرتبه عالیه از وجود که این آیه بیان می کند با گفتاری که در این دنیا می شنویم زمین تا آسمان بلکه بیشتر فرق دارد و هر چند در اصل انتقال مطلب از کسی به کس دیگر اشتراک دارد اما نحوه آن با این دنیا قابل قیاس نیست.

همین طور نبوت هم هر چند طبق مصباح های پیشین در تمامی عوالم وجودی سریان و جریان دارد و در اصل مطلب که همان خبررسانی می باشد تمامی آن نبوت ها اشتراک دارند اما بر اساس سلسله مراتب نبوت و سلسله مراتب نزول قرآن نحوه هر نبوت و ظهور هر قرآن در هر کدام از عوالم وجودی مطابق اقتضای همان نشئه ی وجودی می باشد، مثلا در نبوت های تکوینی خبررسانی از مراتب بالاتر به صورت انتقال فیض وجودی به مراتب پایین تر صورت می گیرد ولی در عالم انسان ها نبوت به صورت خبررسانی از عوالم وجودی به صورت الفاظ و کلمات عربی در قالب کتاب قرآن صورت می گیرد.

پس بر اساس سلسله مراتب نزول قرآن و سلسله مراتب نبوت حقیقت خبررسانی هرچند یک امر تغییرناپذیر در نبوت است ولی در هر عالمی به اقتضای همان عالم انجام می گیرد.

نکته فوق بدین جهت ذکر شد که در هنگام مطالعه قرآن کریم یا روایات توجه داشته باشیم که واژه ای که به کار برده شده برای کدام مرتبه از وجود لایتناهی می باشد و برای این کار بایستی قاعده عرفانی ” وضع الفاظ برای روح معانی ” را همیشه در نظر داشته باشیم.

بخوانید ::   مراتب نبوت
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *