کمالات وجودی

کمالات وجودی

کمالات وجودی پس از احدیت ذاتی و تحت اشراف آن در گستره وحدت وجود حق تعالی ظهور می کنند که قرآن کریم آنها را اسمای حسنی می نامد و در مخلوقات هم متجلی می شوند.

برای مقدمه این نکته را ذکر می کنیم که در وجود لایتناهی پس از هویت غیبیه که حقیقت وجود است و هیچ تعین و اسم و صفتی ندارد نوبت به ظهور اولین مرتبه وجود یعنی ذات احدیت خداوند می رسد که این مرتبه به منزله یک تعین لایتناهیِ جامع و اعظم تمامی مراتب دیگر را تحت اشراف خودش ظهور می دهد و ابتدا نخستین شکن های وجودی به نام اسمای حسنی را در مرتبه واحدیت متجلی می کند، هر چند خودش از تمام آن اسمای حسنی منزه و والاتر می باشد و مثل هویت غیبیه هیچ اسم و صفتی ندارد. اسمای حسنی که همان کمالات وجودی هستند پس از ظهور در مرتبه واحدیت صورت علمی ماهیات را هم در همان مرتبه متجلی می کنند سپس با تجلی مضاعف خودشان صورت های علمی ماهیات را در عالم خارجی به شکل مخلوقات منعکس می کنند که همین عالم خارجی نیز به سه مرتبه جبروت و ملکوت و ناسوت تقسیم می شود؛ تمام مراتب وجودی و شکن های درون آنها مندک در وحدت وجود حق تعالی می باشند.

دسته بندی کمالات وجودی خداوند:

شیخ قونوی(قدس سره)در این نص به سه اعتبار درباره کمالات وجودی خداوند یا همان اسمای حسنی اشاره می کنند؛ در اولین اعتبار کمالات وجود لایتناهی را به دو دسته تقسیم می نماییم:

اول اسمای ذاتی که مربوط به ذات مقدس حق تعالی می باشد. در این مرتبه، ذات خداوند فقط خودش هست که کمالات وجودی خودش را در اسمای ذاتی اش شهود می کند چون هیچ مخلوقی در آن مرتبه ظهور نکرده است و دوم اسمایی که در عالم خلقت یا همان مرتبه فعل خداوند ظهور می کنند. در این مرتبه علاوه بر خداوند مخلوقاتی که به طفیلی اسمای حسنای خداوند ظهور میکنند نیز کمالات وجودی حق تعالی را در خودشان و در دیگر مخلوقات مشاهده می کنند.مولا علی(ع)در نهج البلاغه در این باره می فرمایند:

الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه

یعنی سپاس مخصوص خداییست که اسم ها و کمالات خودش را برای مخلوقات در خود آن مخلوقات متجلی می کند.پس بنا بر اعتبار اولی که ذکر کردیم کمالات وجودی حق تعالی را به دو دسته اسمای ذاتی که مربوط به ذات اوست و اسمای فعلی که مربوط به عالم خلقت می شود،تقسیم کردیم.این اعتبار اولی بود که شیخ قونوی(قدس سره)آن را در این نص بیان فرمودند.

اما به اعتباری دیگر اگر همان ذات نامحدود حق تعالی بخواهد خودش را در یک تجلی ذاتی برای مخلوقی نشان دهد از آنجاییکه مخلوق محدود قادر نیست آن ذات نامحدود را شهود کند پس حتما بایستی همین تجلی ذاتی هم به صورت یک اسم و تعین ظهور کند که با آن مخلوق محدود سنخیت داشته باشد. پس حتی در تجلی ذاتی هم کسی به ذات احدیت وجود راه نخواهد داشت و مثل تجلیات اسمائی، حق تعالی را در اسم او باید شهود کند؛ اما فرقی که بین تجلی اسمائی با تجلی ذاتی می باشد بدین صورت است که در تجلی ذاتی حق تعالی در یک اسم جامع و اعظم برای عارف ظهور می کند که آن اسم جامع به عنوان جانشین و خلیفه ذات احدیت حق تعالی ، اسمای جزئی دیگر را هم در بر خواهد داشت؛ ولی در تجلیات اسمائی وجود حق تعالی فقط در یک اسم جزئی و صفت خاص ظهور می کند نه بیشتر.با این اعتبار اگر به کمالات وجودی حق تعالی بنگریم همیشه آنها را در صورت یک اسم شهود خواهیم کرد که آن اسم، یا جامع و اعظم است یا جزئی و خاص می باشد. پس همه کمالات خداوند نسبت به ما بندگان همیشه در صورت یک تعینی که با ما مناسبت داشته باشد جلوه می کند نه آنطور که در خود آن ذات مقدس هست.این هم اعتبار دوم نسبت به کمالات وجودی بود که صدر الدین قونوی(رضوان الله علیه)در این نص ذکر می کند.

اما اعتبار سوم اینگونه بیان می شود که از آنجاییکه همه اسمای جزئی حق تعالی زیرمجموعه اسمای ذاتی او می باشند و اسمای ذاتی هم زیر مجموعه خود ذات هستند پس با این نگاه همه کمالات وجودی، اسمای ذاتی می باشند چرا که با واسطه یا بی واسطه همه آنها به ذات حق تعالی منتهی می شوند و در ذات احدیت مندک و فانی می گردند. البته از آنجاییکه که همان واسطه ای که اسم های جزئی را به ذات خداوند پیوند می دهد هم وجودی جدای از خداوند ندارد و ذات خداوند نزد همه آنها حاضر می باشد پس با این دید می توان گفت که همه اسم ها بدون واسطه به ذات می رسند و مستقیما در آن وجود مقدس مستهلک و فانی هستند. البته این مطلب که ما اسماء را به دسته بندی های مختلفی مثل اسمای جزئیه و اسمای جامع تر تقسیم می کنیم فقط درباره ظهورات وجود و در تحلیل عقلی ما پیش می آید وگرنه طبق قاعده بساطت وجود ، ذات احدیت حق تعالی همچنان بسیط است و هیچ اسم و شکن و تعینی ندارد؛ البته ذات احدیت وجود در همه اسمای حسنی نیز حضور دارد هرچند در هر اسمی فقط برخی از کمالات نهفته خودش را ظاهر می سازد و آن اسمای حسنی نیز نسبت به ما مخلوقات به صورت ترتیب خاصی ظهور می کند و ما هم بر اساس تحلیل ذهنی و یا بینش شهودی خودمان نسبت به آن ظهور، اسمای او را ابتدا در اسمای جامع تر و سپس در اسمای جزئی تر در آینه عالم خلقت دسته بندی می کنیم.پس با این اعتبار همه کمالات وجودی خداوند متعال از نوع اسمای ذاتی می باشد چون ذات در همه آنها حضور دارد و همه آنها نیز مندک و فانی در ذات می باشند؛ امام رضا(ع) در کتاب عیون اخبار الرضا درباره ” اسم ” می فرمایند:

صفه لموصوف

یعنی اگر موصوف که همان ذات خدا می باشد یکی از صفات و کمالات وجودی اش را ظهور دهد، نام آن را یک اسم می گذاریم. پس همه اسمای حسنی فانی در ذات هستند چون ظهور ذات می باشند در نتیجه با این نگرش همه آنها را اسمای ذاتی می نامیم. البته باید توجه داشته باشیم که هر چند ذات احدیت حق تعالی که نخستین مرتبه وجودی می باشد در مراتب بعد از خودش اسمای حسنی را ظهور می دهد ولی هویت غیبیه که خودِ وجود می باشد به طور کل هیچ ظهور و تجلی در مراتب وجودی ندارد.

پس اجمال مطالب این نص از کتاب شریف نصوص تا اینجا بدین صورت شد که:

در اعتبار اول چون دو طرز دید لحاظ شد که یکی راجع به شهود خود خداوند بود و یکی هم ناظر به شهود ما مخلوقات بود کمالات وجودی خداوند هم به دو دسته تقسیم شد.یکی اسمای ذاتی که مربوط به ذات وجود می باشد و دیگری اسمای فعلی او که مربوط به عالم خلقت است.

در اعتبار دوم فقط با یک نگرش به کمالات خداوند نگریستیم و آن از نگاه خود ما مخلوقات بود که گفتیم چون ما محدودیم و آن ذات مقدس نامحدود می باشد پس همیشه کمالات وجودی او را در یک تعین و اسم متناسب با خودمان شهود می کنیم که با ما سنخیت داشته باشد.پس نسبت به ما مخلوقات، کمالات خداوند همگی از نوع اسمائی است نه ذاتی، چرا که ما به ذات نامحدود او راهی نداریم.(اشاره شد که علاوه بر تجلی اسمائی حتی تجلی ذاتی هم همیشه در یک اسم برای ما ظهور می کند که البته نسبت به اسم های جزئی، جامع تر خواهد بود).

اما در اعتبار سوم هم با یک نگاه کمالات وجودی خداوند را تحلیل کردیم ولی این بار بر خلاف دفعه قبل که نسبت به خودمان کمالات آن ذات مقدس را بررسی نمودیم در این نگرش از جانب خود خداوند آنها را تحلیل می کنیم که چون همه اسمای حسنی در ذات احدیتِ حق تعالی مندک و فانی هستند و ذات با همه آنها هست پس همه کمالات و اسم های خداوند از نوع اسمای ذاتی می باشد.

طرز نگرش ما در هر کدام از سه اعتبار ذکر شده در بالا با هم فرق می کند پس هیچ منافاتی بین تقسیم بندی های سه گانه فوق نمی باشد و هر کدام از آنها در جای خود درست و صحیح است.شیخ صدرالدین قونوی(ره)در انتها از مطالب گفته شده در این نص شریف نتایجی را هم می گیرد که بدین شرح است:

خدایی که کمالاتش بنا بر اعتبار سوم یعنی از طرف خود او همه ذاتی می باشد اگر در برخی از مراتب وجودی مثلا یک صفت او ظهور نداشته باشد هیچ نقصی به او وارد نمی گردد چرا که او در ذات خودش همه صفات و کمالات وجودی را دارا می باشد هر چند ممکن است بنا بر حکمت خود در همه مراتب هستی همه آن صفات و اسماء را ظاهر نسازد. مثلا در عالم دنیا که پایین ترین عوالم وجودی است وقتی که وجود حق تعالی در صورت اولیای الهی و دین خود جلوه می کند و طبق آیه سوره محمد(ص)از مخلوقات درخواست کمک می کند این موضوع هیچ نقصی به خداوند وارد نمی کند چرا که او در ذات خودش هنوز هم از همگان بی نیاز و غنی است:((ان الله لغنی عن العالمین)) و در آن مرتبه والا تمام کمالات وجودی را دارا می باشد؛ حتی در همین مرتبه دنیا هم که درخواست کمک و یاری می کند آن شخصی که مورد درخواست خداوند واقع شده است هرچه دارد از خود خداوند دارد وگرنه کسی از خودش نیرو و توانی ندارد که بخواهد با آن به خداوند کمک کند یا نکند. پس دانستیم که مفهوم آیه زیر هیچ نقصی را به خداوند وارد نمی کند:

یایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

با نکات فوق معلوم شد که ظهور نکردن همه کمالات وجودی مثلا در یک مخلوقی که در عالم دنیاست نشان از ضعف خداوند نیست و هیچ نقصی به آن ذات مقدس وارد نمی گرداند هرچند در ظاهر امر، برداشت نقصان و کمبود یک صفت به ذهن انسان متبادر شود. پس عدم ظهور کمالات خداوند به معنی نقص خداوند نمی باشد چون کمالات او همه جا حضور دارند ولی ممکن است ظهور نداشته باشند. مثلا در آیه ذکر شده از سوره محمد(ص) وقتی که خداوند میگوید اگر مرا یاری کنید من هم شما را یاری می کنم این درخواست کمک از جانب او در عالم دنیوی هیچ نقصی به آن ذات مقدس وارد نمی گرداند چون همه کمالات وجودی برای آن ذات مقدس است منتها برخی از آنها را در دشمنان دین ظهور داده است و برخی را در دینداران متجلی کرده است آنگاه از دسته دوم می خواهد که دین او را در برابر دسته اول یاری کنند که اگر این یاری کردن با خلوص نیت صورت گیرد خداوند بقیه کمالات وجودی مثل نصرت و عزت را هم در دینداران ظهور می دهد و آنها را بر دشمنان دین پیروز می کند کمااینکه در آیه ای که از سوره محمد(ص) ذکر کردیم به این مطلب هم اشاره شده بود.

اما نتیجه دومی که از مطالب گفته شده در این نص بدست می آید، این است که از آنجاییکه وجود در ذات احدیت خودش همه کمالات وجودی را به طور در هم فشرده و اجمالی دارا می باشد و به دلیل اینکه سرچشمه تمام آن هاست و آن کمالات را در مرتبه بعدی به صورت اسمای حسنی متجلی می کند پس اگر مثلا در صفت عظمت خودش ظهور کند و در نتیجه اسم “عظیم” نمودار گردد به هیچ وجه بدین معنا نیست که خداوند تا قبل از این نعوذبالله عظمتی نداشت و پس از ظهور در این صفت دارای عظمت گردید بلکه بدین معنا است که هرچند آن ذات مقدس عظمت داشت ولی عظمت او تا پیش از این برای ما مخلوقات ظهور نداشت.پس با صفات کمالی که در ظهورات حق تعالی مشاهده می کنیم چیزی به آن ذات مقدس افزوده نمی شود همانطور که با صفات نقصی هم که در برخی مراتب وجودی شهود می کنیم چیزی از آن ذات مقدس کاسته نمی شود. امام صادق(ع) در توحید صدوق می فرمایند:

لم یتزاید و لم یتناقص

وجود لایتناهیِ حق تعالی نه زیاد می شود و نه کم می شود.

توجه به نکات عرفانی فوق که شیخ قونوی(قدس سره)آنها را در این نص بیان فرمودند، برای رفع برخی شبهات ذهنی که پیرامون کمالات وجودی خداوند در آیات و روایات ممکن است برای انسان پیش بیاید، بسیار مهم و مفید است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *