– نص دوم

وجود مطلق

وجود مطلق

در این نص شریف از کتاب نصوص صدرالدین قونوی(قدس سره) با توضیح مفهوم وجود مطلق به شرح مراتب وجودی از اطلاق وجود تا مخلوقات مقید می پردازیم.

همانطور که در نص اول بیان شد وجود حق تعالی از حیث اطلاق غیبیه و حقیقت خودش هیچ وصف و اسمی ندارد چون هر نامی را برای آن فرض کنیم آن وجود لایتناهی را در آن اسم محدود کرده ایم.حتی اگر همین اسم((لایتناهی)) و ((نامحدود))را بر آن بگذاریم او را در لباس این صفت درآورده ایم.پس در آن مقام نه تنزیه می کنیم و نه تشبیه چون او در هویت غیبیه خودش از تمام تشبیه ها و حتی تنزیه های ما فراتر است.

پس در بحث وجود مطلق گستردگی و اطلاق اولی که برای وجود در نظر گرفتیم گستردگی و اطلاقی است که در مقابل تقید و محدودیت نیست.چون آن اطلاق هم تمام محدودیت ها را در بر می گیرد و هم تمام اطلاق ها را تحت پوشش خود دارد و جا برای چیزی نمی گذارد که مقابل آن باشد.در نتیجه در برابر آن اطلاق ذاتی نه چیز محدودی فرض دارد و نه تعین و وصف نامحدودی در نظر گرفته می شود بلکه تمام محدودها و نامحدود ها در مراتب پس از او ظهور می کنند و در نتیجه مقابل آن قرار نمی گیرند بلکه در مقایسه با او اصلا به حساب نمی آیند.

اما در مرتبه بعد برای وجود مطلق نوعی از گستردگی و اطلاق را در نظر می گیریم که مقابل آن محدودیت و تقید و تعین است.پس اطلاق اولی که از آن بحث شد با نظر به محدودیت و تعینی رخ نداده بود بلکه ذاتی وجود بود اما اطلاق دومی که از آن بحث می کنیم در برابر محدودیت است یعنی خودمان یک اطلاق برای وجود در نظر گرفته ایم که آن را در برابر مقیدهای وجودی فرض می کنیم.در واقع این اطلاق دومی و همه محدودیت هایی که مقابل آن یا به عبارتی درون آن ظهور خواهند کرد در مقابل اطلاق اولی اصلا به حساب نمی آیند.

نام اطلاق اولی را هویت غیبیه می گذاریم که اصلا مقابلی نداشت و نام اطلاق دومی را احدیت ذاتی می گذاریم که تحت اشراف آن در مراتب بعدی مقیدهای بسیاری نیز پدیدار می شود.

اجمال مطلب تا اینجا بدین صورت شد که اطلاق اولی یعنی هویت غیبیه که ذکر کردیم هیچ مقابلی نداشت یعنی نه محدودی مقابل او بود و نه مقیدی بلکه اصلا در مقایسه با او چیزی به حساب نمی آمد چون در قیاس با او همه چیز معدوم است اما در اطلاق دومی یعنی احدیت ذاتی که ذکر کردیم خودمان برای وجود یک حقیقت مطلق در نظر می گیریم که در گستره آن مقیدهایی است که در مراتب بعدی ظهور می کنند.

در بحث وجود مطلق ،  نام اطلاق اولی که هیچ مقید و مطلقی مقابل آن نیست را هویت غیبیه گذاشتیم و نام اطلاق دومی که مقیدها تحت اشراف آن ظهور می کنند و به یک نحو می توان گفت مقیدها مقابل آن مطلق هستند را احدیت ذاتی می گذاریم.

درباره این اطلاق دومی یعنی احدیت ذاتی که مقابل محدودیت است، می توان سه فرض در نظر گرفت:
فرض اول : تجلی و فیض آن که بدون هیچ شرط و واسطه ای متجلی می شود و صورت های علمی مخلوقات که در مراتب بعدی قرار است ظهور کنند را در علم خداوند رقم می زند.از این فیض که صورتهای علمی را مشخص می کند در اصطلاح عرفا با نام((فیض اقدس))یاد می کنند.پس این فیض بدون هیچ شرطی مستقیما از اولین تعین وجود لایتناهی به نام احدیت ذاتی ظهور می کند.به عبارتی می توانیم بگوییم که شرط آن همان بی شرطی آن است چون بدون هیچ شرط و واسطه ای مستقیما از احدیت ذاتی ساطع می شود و صورتهای علمی مخلوقات که مقید هستند تحت اطلاق آن فیض در علم خداوند ظاهر می شوند. پس با این فیض صورت علمی مخلوقات ظهور می کنند ولی هنوز به عالم خارجی راه نیافته اند.

فرض دوم : این فیض بر اساس و پایه صورت های علمی ای رخ می دهد که در مرحله قبل بیان شد.یعنی به آن صورت ها وجود خارجی می دهد و به شکل آن صورت های علمی متجلی می شود.از این فیض در زبان عرفا با نام((فیض مقدس))یاد می شود.نام های دیگری هم برای آن به کار می برند مثل((حق مخلوق به))یعنی حقی که آسمان ها و زمین به طفیلی آن خلق شده است.در قرآن کریم آمده است:

خلق السماوات و الارض بالحق

حقی که در این آیه آمده است همان فیضی است که بر صورت های علمی آسمان ها و زمین متجلی شده است و آنان را در عالم خارج ظهور داده است.

اشاره کردیم که صورت های علمی با ((فیض اقدس))که در فرض اول بیان شد در علم حق تعالی صورت پذیرفتند و در مرتبه بعد با((فیض مقدس))در عالم خارج ظهور کردند یعنی فیض اقدس که ماهیات مقید را در علم خداوند متجلی کرد بدون هیچ واسطه ای از احدیت ذاتی ساطع شده بود ولی فیض مقدس که مخلوقات مقید را در عالم خارجی متجلی می کند با واسطه فیض اقدس به احدیت ذاتی متصل می شود؛ پس ظهوراتی که ما در عالم خارج می بینیم نشانه های همان صورت های علمی می باشند که با واسطه آن صورت های علمی به احدیت ذاتی متصل می شوند.

دقت شود که مخلوقات در عالم خارجی با واسطه صورت های علمی خودشان در علم خداوند به احدیت ذاتی ربط پیدا می کنند و درباره وجود مطلق گفتیم که احدیت ذاتی دومین اطلاق وجود است که مقیدها در مقابل آن یا به عبارتی تحت اشراف آن شکل می گیرند پس این مقیدها چه ماهیات در علم خداوند باشند و چه مخلوقات در عالم خارجی باشند همه در مقابل و تحت اشراف دومین اطلاق وجود یعنی احدیت ذاتی شکل می گیرند و به اولین اطلاق وجود یعنی هویت غیبیه ربطی پیدا می کنند چون در برابر هویت غیبیه اصلا به حساب نمی آیند و همگی معدوم می شوند. این نکته را همیشه باید در بحث وجود مطلق در نظر داشته باشیم.

اما در آخر آیه ذکر شده اشاره شده است که در این امر یعنی ((حق مخلوق به))آیه و نشانه ای برای مومنان است.در واقع مخلوقات پیش رویمان نشانه و آیه ای برای صورت های علمی خودشان در مرتبه قبلی وجود هستند.

خداوند به صورت های علمی ای که در ((فیض اقدس))هستند امر می کند که در عالم خارج ظهور کنند:

انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون
یعنی هنگامی که بخواهیم موجودی از صورت علمی که نزد خدا دارد به عالم خارج بیاید به او می گوییم باش پس می شود.

در واقع با فرمان”باش” آن صورت علمی از فیض اقدس به فیض مقدس ورود پیدا می کند یا به عبارت دیگر از علم خداوند در عالم خارجی متجلی می شود.

پس ((فیض اقدس))بدون واسطه از جانب حق تعالی ظهور کرد و ((فیض مقدس))با یک واسطه یعنی همان((فیض اقدس))در عالم خارجی ظهور پیدا می کند. به بیان دیگر فیض اقدس مستقیما از احدیت ذاتی ساطع می گردد و با واسطه فیض اقدس ، فیض مقدس هم در مرتبه بعدی ظهور می کند.

اما فرض سوم:این فرض و تحقق آن بر خلاف دو فرض پیشین بدون واسطه و یا با یک واسطه نخواهد بود بلکه به عوامل و اسباب و واسطه های بیشتری نیاز دارد تا آن مخلوق بتواند در فلان زمان مشخص و در فلان مکان معین در عالم امکان ظاهر شود مثل مخلوقاتی که در عالم پیرامون خود می بینیم که برای اینکه پا به عرصه وجود بگذارند باید شروطی برای تحقق آن ها صورت گیرد وگرنه آنها در کتم عدم می مانند و به عالم خارج نمی آیند و این خود وجود مطلق است که بر اساس حکمت و تدبیر خود مشخص می کند که چه مخلوقی در چه زمانی و در چه مکانی در وجود لایتناهی او ظهور کند.

صد البته مخلوقی که اینچنین باشد باید از دو مرحله قبل که در فرض اول و فرض دوم مفصلا بیان شد عبور کرده باشد.یعنی اولا در وجود علمی خدا بوده است و ثانیا به طفیلی وجود خارجی که آن صورتهای علمی را ظهور می دهد بویی از وجود در عالم خارجی برده باشد و تازه در این مرحله سوم هم ظهور او متوقف بر ظهور شرایط و اسبابی است که طبق حکمت خداوند باید قبل از آن شرایط را برای آن مخلوق آماده کنند تا او بتواند به عالم خارج بیاید.

نکته آخر درباره وجود مطلق اینکه وجود یک حقیقت بسیط است و این سه مرتبه ای که در سه فرض بالا برای ظهور مخلوقات و تجلیات وجود مطرح شد نسبت به تحلیل ما مخلوقات رخ می دهد و در خود وجود بسیط و لایتناهی هیچ ترکیبی پدید نمی آید بلکه چون وجود واحد است فیض صادره از او هم واحد است و البته چون این وحدت از نوع عددی نیست که بتوان در کنار آن دومی فرض کرد فیض صادره و تجلی آن هم جا برای فیض دیگر و تجلی دومی در کنار خودش نگذاشته است و همه مخلوقات از ازل تا به ابد را در بر می گیرد و هیچ کثرت و تعددی نه در خود وجود و نه در تجلی او پیش نمی آید بلکه تمام کثرت ها و وحدت ها و زمان ها و مکان ها و تمام وقایع و حوادث درون همان تجلی و فیضی رخ می دهند که از ازل تا به ابد را پر کرده است و جا برای غیر نگذاشته است.

اما وقتی که ما آن فیض و تجلی واحد که از ازل تا به ابد کشیده شده است را تحلیل و بررسی می کنیم آن را به مراتبی نظیر فرض های سه گانه ای که در بالا توضیح دادیم تقسیم می کنیم تا بتوانیم تحلیل خود را نسبت به آن بیان کنیم در نتیجه آن را به فیض اقدس و فیض مقدس یا مخلوقات جزئی که با هزاران پیش شرط در عالم خارجی می آیند، تقسیم می نماییم درست مثل اینکه زمان را به قطعات مختلفی مثل سال و فصل و ماه و قرن و هزاره و…تقسیم می کنیم در حالی که زمان یک حقیقت واحد و به هم پیوسته است که ضمن اینکه همه تقسیمات ما را در بر می گیرد ولی خودش از سال و ماه و قرن و… ترکیب نشده است بلکه ما در تحلیل خودمان این قطعات فرضی را درون حقیقت واحد زمان در نظر می گیریم.

وجود مطلق حق تعالی هم از همان اطلاقی که تحت اشراف آن مقیدها را در نظر گرفتیم یعنی همان احدیت ذاتی به تمام مراحلی که برای فیض او بیان کردیم یعنی فیض اقدس و فیض مقدس احاطه دارد:

و کان الله بکل شیء محیطا
یعنی هم مرتبه فیض اقدس و هم مرتبه فیض مقدس تحت اشراف وجود لایتناهی اوست و همچنین در مرتبه فیض مقدس هم که مخلوقات جزئی با هزاران پیش شرط یکی پس از دیگری در عالم امکان خلق می شوند باز از گستره هستی او خارج نیستند:

و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله بکل شیء محیطا

بلکه ظهورات خود او می باشند پس او ضمن اینکه در مرتبه فعل و تجلی خود به صورت تمام آنها ظهور کرده است از همه آنها فراتر است:

و الله من ورائهم محیط

بخوانید ::   - قاعده الواحد
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *