– نص هجدهم

همگی می دانیم که وجود حق تعالی ذاتا قدیم و ازلی است و مخلوقات همگی ذاتا حادث می باشند.
اما در این نص دو مطلب واکاوی می شود:
اول اینکه همه می دانیم مخلوقات قبل از اینکه در عالم خارجی ظهور کنند در علم حق تعالی حضور داشته اند و علم خداوند هم مثل خود او قدیم و ازلی است، در نتیجه صورت های علمی مخلوقات هم به واسطه اینکه در علم او حضور دارند قدیم و ازلی می شوند.از اینجا می توان به سر روایاتی رسید که در آنها خداوند را از ازل دانا به تمامی جزئیات معرفی می کند؛برای مثال در توحید صدوق آمده است:
سألته یعنی أبا عبد اللّه علیه السّلام:هل یکون الیوم شیء لم یکن فی علم اللّه عزّ و جلّ‌؟قال:«لا بل کان فی علمه قبل أن ینشئ السّماوات و الارض».
راوی می گوید از امام صادق(ع)پرسیدم: آیا امروز چیزی هست که در علم خداوند نبوده باشد؟ایشان(ع)پاسخ دادند:نه بلکه (همه چیز)در علم او بوده است قبل از اینکه آسمان ها و زمین را بیافریند.
می دانیم که علم خداوند ازلی است پس صورت علمی مخلوقاتی هم که در علم او بوده اند به واسطه حضورشان در علم خداوند،ازلی و قدیم می شوند هر چند از نگاهی دیگر یعنی ظهورشان در عالم خارجی حادث هستند.
در ادامه مطلب دوم این نص را بیان می کنیم:
مطلب دوم اینکه همان علم خداوند که درست مثل خود او ازلی و قدیم بود وقتی که در عالم خارجی متجلی می شود و به صورت مخلوقاتی که پیش رویمان می بینیم ظهور می کند به واسطه حدوث همان مخلوقات،حادث می گردد.
پس هرچند که دانستیم علم خداوند ذاتا قدیم است ولی به واسطه ظهور در عالم خارجی و مخلوقات آن حادث می گردد.
از همینجا می توان دریافت که خداوند دو نوع علم دارد:یکی علم ذاتی و دیگری علم فعلی که از آنجاییکه ظهور همان علم ذاتی او می باشد به صورت همان علم ذاتی در عالم خارجی متجلی می شود.در این باره به حدیث زیر از توحید صدوق توجه بفرمایید:
أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:«لم یزل اللّه جلّ‌ و عزّ ربّنا و العلم ذاته و لا معلوم و السّمع ذاته و لا مسموع و البصر ذاته و لا مبصر و القدره ذاته و لا مقدور فلمّا أحدث الاشیاء و کان المعلوم وقع العلم منه على المعلوم و السّمع على المسموع و البصر على المبصر و القدره على المقدور».
امام صادق(ع)می فرمایند:
پروردگارمان ازلی بوده است و علم هم عین ذات او بوده است در حالی که معلومی نبوده است و شنیدن ذات وی بوده در حالی که موردی برای شنوایی نبوده است و دیدن ذات وی بوده در حالی که چیزی که دیده شود نبوده است و قدرت ذات او بوده است در حالی که چیزی که قدرت به او تعلق بگیرد نبوده است،پس در مرتبه ای که اشیاء حادث را آفرید در حالی که از قبل برایش معلوم بود علم او بر معلومات واقع گشت و شنوایی او بر شنیده شده ها واقع شد و بینایی او بر دیده شده ها تطابق یافت و قدرت او بر مقدور ها منطبق گشت.
اینکه امام صادق(ع)اشاره می کنند که علم و قدرت و سمع و بصر خداوند پس از آفرینش مخلوقات بر آنها منطبق گشته اشاره به ظهور مخلوقات در عالم خارجی دارد هر چند قبل از این مرتبه هم خداوند نسبت به صورتهای علمی آنان دانا و شنوا و قادر و عالم بوده است.
پس هر چند قدرت و علم و سمع و بصر به نص جملات ذکر شده از امام صادق(ع)ذاتی او می باشد(پس مثل ذات او قدیم و ازلی است)ولی به واسطه تعلق گرفتن به مخلوقات و متجلی شدنشان در آنها حادث می شوند هر چند که در اصل ذاتشان مثل خود خداوند ازلی می باشند.
برای مثال آیه زیر از سوره محمد(ص)را ذکر می کنیم:
و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین و نبلو اخبارکم
((و شما را می آزمائیم تا مجاهدان و صابران شما را بازشناسیم و از اسرارتان آگاه شویم)).
این آیه از ابتدا تا انتها به علم فعلی حق تعالی اشاره دارد، یعنی هر چند او در علم ذاتی اش از ازل به تمامی مخلوقات دانا می باشد ولی در مرتبه ای که مخلوقات در عالم خارجی ظهور می کنند علم او هم همراه آنان ظهور می کند و این بار خداوند از نگاه مخلوقات در عالم خارجی به آنها می نگرد پس علم او در این مرتبه، حالت منتظره دارد و با آزمایش کردن مخلوقات بدست می آید هر چند که او در مرتبه قبلی یعنی علم ذاتی اش از ازل نسبت به کارهای همه مخلوقاتش علم دارد و پیش از انجام شدن آنها آگاه می باشد.
نکته مهم این است که علم خداوند هر چند ذاتی او بود و به همین دلیل مثل ذات او ازلی بود ولی در مرتبه ظهور مخلوقات در عالم خارجی به واسطه سریان یافتن در همان مخلوقات حادث شد و صفات آنان را گرفت مثلا همانطور که آیه ذکر شده از سوره محمد(ص)بیان کرد با آزمایش کردن مخلوقات بدست می آید.
دیگر صفات ذکر شده در حدیث یعنی سمع و بصر و قدرت خداوند هم بر همین قیاس می باشند.
برای مثال قدرت او هر چند ذاتا همانند خود اوست و کسی یارای مقاومت در برابر قدرت ذاتی او را ندارد ولی وقتی که به واسطه خلقت مخلوقات در آنان متجلی می شود رنگ حدوث می گیرد و در این مرتبه یعنی قدرت فعلی(و نه ذاتی)،حتی مشاهده می کنیم که خداوند از مخلوقاتش درخواست کمک هم می کند؛در همان سوره محمد(ص)می خوانیم:
یایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
((ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری می کند و قدم هایتان را استوار می گرداند)).
برای همه از روز روشن تر است که خداوند در مقام ذات نه تنها نیاز به کمک هیچ کس ندارد بلکه همه قدرت ها و توان هایی را که در مراتب بعدی وجود می بینیم از همان مرتبه ذات در مخلوقات متجلی گشته است ولی به دلیل اینکه قدرت او به واسطه ظهور در مخلوقات او رنگ حدوث گرفته است او از مخلوقاتش درخواست کمک می کند چرا که خداوند در این مرتبه از وجود یعنی مرتبه فعل و خلقتش در دین و احکام و عقاید و دستورات شریعت آسمانی متجلی می شود و دین خداوند باید به وسیله بندگان مومن او، بر پا داشته شود پس نیاز به یاری آنان دارد(هر چند هنوز هم او در ذاتش منزه از کمک خواستن است).
البته همانطور که درباره علم فعلی خداوند بیان شد که درست مطابق علم ذاتی وی متجلی می شود درباره قدرت فعلی او نیز باید گفت که در نهایت مطابق همان قدرت ذاتی او متجلی می گردد، یعنی همانطور که او در ذات خودش اقتدار مطلق دارد و به کمک هیچ کس نیازی ندارد و همیشه پیروز و سربلند است در مرتبه فعل خود نیز که به صورت دین و احکام و عقاید شریعت آسمانی متجلی می شود در نهایت همین دین خداست که پیروز نهایی خواهد بود و مومنان و صالحانی که دین او را قبول دارند وارث زمین خواهند شد.در سوره مجادله می خوانیم:
کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ
((خداوند اینگونه حتمی ساخته است که من و پیامبرانم غلبه خواهیم یافت،همانا خداوند قوی و شکست ناپذیر است)).
و در سوره صافات می خوانیم:
وَلَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ
((و قطعا در قضای ما برای پیامبرانمان اینگونه گذشته است که آنها یاری می شوند و لشگریان ما غلبه خواهند یافت)).
پس اجمال مطالب این نص از کتاب شریف نصوص شیخ صدر الدین قونوی(قدس سره)بدین صورت شد که خداوند دو نوع علم دارد؛یکی علم ذاتی و دیگری علم فعلی همانگونه که گفتیم دو نوع قدرت دارد و از حدیث امام صادق(ع)استفاده کردیم که علم و قدرت و سمع و بصر ذاتی او همانند وجود او در مرتبه فعل او در کالبد مخلوقات عالم آفرینش متجلی می شود و این تجلی درست مطابق همان تقدیری می باشد که در مرتبه قبلی در نظر گرفته شده است،پس دقیقا مطابق همان مرتبه قبل در می آید.روی همین حساب هم مثلا در زمینه علم داشتن، خداوند از ابتدا به همه مخلوقات و کارهای آنان علم دارد و آنها کارهایشان را مطابق علم او انجام می دهند(حتی اختیار مخلوقات هم در علم او لحاظ شده است)و در زمینه قدرت داشتن هم دین و پیامبران الهی پیروز می شوند همانگونه که ذات خود خداوند بر همه چیز استیلا و برتری دارد.

بخوانید ::   - نص ششم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *