– نص هفتم

هر سالکی هر راهی را که بپیماید در نهایت به حق تعالی ختم خواهد شد.چون در بخش "بینونت و جدایی"از زیر مجموعه اصطلاحات با روایاتی از اهل بیت(ع)توضیح دادیم که غیر از خداوند همان تجلیات و صفات و اسمای اوست و غیر به این معنا که وجودی دیگر در کنار خداوند باشد از دید اهل بیت(ع)مردود است.پس تمام راه ها و تحولات به خداوند ختم می شود منتها فرقی که میان انسان ها می باشد به این بر می گردد که برخی به اسمای جلالیه و برخی به اسمای جمالیه باز می گردند ولی هیچ کدام از آنها بیرون از وجود لایتناهی نمی روند و همگی در نهایت به یکی از اسمای حسنای وجود بر می گردند و در همان اسم فانی می شوند.
طبق آیات قرآن عده ای به جهنم که مظهر اسمای جلالیه است وارد می شوند:
و الذین کفروا و کذبوا بآیاتنا اولئک اصحاب النار خالدین فیها و بئس المصیر
و عده ای دیگر به بهشت که مظهر اسمای جمالیه است بر می گردند:
قُلْ أَ ذلِکَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّهُ الْخُلْدِ الَّتی‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ کانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصیرا
ولی در نهایت هیچ کس از قلمرو وجود خارج نمی شود چون مالکیت همه عوالم امکانی مخصوص اوست پس همه رجعت ها و صیرورت ها هم به سوی اوست:
وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیر
آیه فوق پس از بیان این مطلب که خداوند مالک همه عوالم است نتیجه می گیرد که همه تحولات و بازگشت ها به او خواهد بود چرا که چیزی از گستره ذات او و مالکیت او بیرون نیست.اما این بازگشت ها به صورت فانی شدن در اسمی از وجود صورت می گیرد که به آن اسم باز می گردیم:
کل من علیها فانو یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام
دو آیه فوق از سوره الرحمان بیان می کند که همگی در وجه خداوند فانی می شوند منتها این وجه به دو بخش تقسیم می شود.یک بخش اسمای جلالیه و بخشی دیگر اسمای جمالیه است:((ذو الجلال و الاکرام)).
اما عرفا و بندگان صالحی که در همین دنیا خود را در اسمای وجود لایتناهی فانی می کنند از یک نگاه به سه دسته تقسیم می شوند.
عده ای خود را در افعال خداوند فانی می کنند به این معنی که برای خود و یا دیگری هیچ کاری انجام نمی دهند و با فنای در افعال خداوند طوری زندگی می کنند که کارهای خداوند از طریق آنان ظهور می کند.((فنای افعالی))
عده ای دیگر خود را در صفات حق تعالی فانی می کنند که این عده هم فقط صفات خداوند را در خود ظاهر می سازند و برای او خشمگین و یا خوشحال می شوند به بیان دیگر خداوند خشم و رضایت خود را از طریق آنان ظهور می دهد.((فنای صفاتی))
و عده دیگری ذات خود را در وجود لایتناهی فانی می کنند که این دسته از خود هیچ باقی نمی گذارند و خداوند در جوهر ذات آنان ظهور می کند.((فنای ذاتی))
کسانی که به فنای در صفات موفق شوند قبل از آن مرتبه فنای در افعال را پشت سر گذاشته اند و کسانی که به فنای ذات موفق گردند قبل از آن هم فانی در افعال شده اند و هم فانی در صفات گشته اند.پس از مرتبه فنای فی الله نوبت به بقای بالله می رسد یعنی خداوند در بنده اش ظهور می کند.
حکمت تمام مراتب فنا که به بقای بالله منجر می شود را امام جعفر صادق(ع)در "مصباح الشریعه" در حدیثی که ذکر می شود، بیان می فرمایند:((العبودیه جوهره کنهها الربوبیه:بندگی گوهری است که باطن آن ربوبیت است)).این حدیث به این معنی است که اگر انسان در بندگی سنگ تمام بگذارد،پروردگار در او ظهور می کند و به هر اندازه که بنده در خداوند فانی شود چه در افعال و چه در صفات و چه در ذات به همان اندازه هم خداوند در او ظهور می کند.این برداشت صحیح با برداشتی که برخی از کوته فکران از چنین کلماتی دارند زمین تا آسمان فرق دارد.آنها می گویند بنده و عبد که ممکن الوجود بود،تبدیل به خداوندی می شود که واجب الوجود است.البته این برداشت جاهلانه از چنین احادیثی کفر مسلم است.بلکه چنین احادیث و آیاتی از قرآن که به دو مورد از آن در ادامه بحث اشاره خواهیم کرد به معنای فنای بنده در خداوند و ظهور خداوند در او است.حسین منصور حلاج(قدس سره)هم که ((انا الحق))می گفت منظورش هرگز این نبود که من خدا شده ام بلکه می خواست بگوید که حق تعالی در من ظهور کرده است و من در او فانی شده ام.ضمن اینکه تمام درجات سه گانه فنا چه افعالی و چه صفاتی و چه ذاتی همگی در مرتبه ظهور وجود لایتناهی رخ می دهند و کسی به هویت غیبیه راهی ندارد.
از منظر قرآن کریم پیامبر اکرم(ص)قهرمان فنای فی الله و بقای بالله هستند.به آیه زیر از سوره نساء توجه کنید:
مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظا
آیه فوق اطاعت از پیامبر(ص)را همان اطاعت از خداوند می داند نه اینکه فقط به منزله اطاعت از خداوند بیان کند.
آیه زیر از سوره انفال هم به این مطلب اشاره دارد:
 فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم‏
آیه می فرماید که شما نبودید که دشمن را کشتید بلکه خداوند این کار را کرد و تو نبودی که سنگ را به طرف دشمن انداختی هنگامی که این کار را کردی بلکه خداوند بود که این کار را کرد.دقت کنید که آیات فوق به هیچ وجه نمی گوید که نعوذبالله پیامبر(ص)خدا شده است بلکه اشاره به این نکته دارد که پیامبر(ص)با فنای در خداوند،حق تعالی را در خود ظهور داده اند.

بخوانید ::   - مطلع دوم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *