– نص پانزدهم

کمالات وجودی

کمالات وجودی

صدر الدین قونوی(قدس سره) در این بخش از کتاب کمالات وجودی را بر اساس سه نگرش به سه دسته تقسیم می کنند و در پایان بحث دو نتیجه قرآنی را ذکر می کنند.

برای مقدمه این نکته را ذکر می کنیم که در وجود لایتناهی پس از هویت غیبیه که هیچ اسم و صفتی ندارد نوبت به ذات احدیت خداوند می رسد که این مرتبه به منزله یک تعین جامع و اعظم تمامی اسمای دیگر را در گستره خودش ظهور می دهد، هر چند خودش از تمام آن اسم های جزئی منزه و والاتر می باشد و مثل هویت غیبیه هیچ اسم و صفتی ندارد.

پس همه کمالات وجودی در مراتب پایین تر از ذات احدیت به صورت اسمای حسنی ظهور می کنند.

اما به سراغ نص پانزدهم می رویم:

شیخ قونوی(قدس سره)در این نص به سه اعتبار درباره کمالات وجودی خداوند اشاره می کنند.

در اولین اعتبار کمالات وجود لایتناهی را به دو دسته تقسیم می نماییم:

اول اسمای ذاتی که مربوط به ذات مقدس حق تعالی می باشد.در این مرتبه، ذات خداوند فقط خودش هست که کمالات وجودی خودش را در اسمای ذاتی اش شهود می کند.

و دوم اسمایی که در عالم خلقت ظهور می کنند.در این مرتبه علاوه بر خداوند مخلوقاتی که به طفیلی اسمای حسنای خداوند ظهور میکنند هم کمالات وجودی حق تعالی را در خودشان و در دیگر مخلوقات مشاهده می کنند.مولا علی(ع)در نهج البلاغه در این باره می فرمایند:

الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه

یعنی سپاس مخصوص خداییست که اسم ها و کمالات خودش را برای مخلوقات در خود آن مخلوقات متجلی می کند.

پس با این اعتبار کمالات وجودی حق تعالی را به دو دسته اسمای ذاتی که مربوط به ذات اوست و اسمای فعلی که مربوط به عالم خلقت می شود،تقسیم کردیم.این اعتبار اولی بود که شیخ قونوی(قدس سره)آن را در این نص بیان فرمودند.

اما به اعتباری دیگر اگر همان ذات نامحدود حق تعالی بخواهد خودش را در یک تجلی ذاتی برای مخلوقی نشان دهد از آنجاییکه مخلوق محدود قادر نیست آن ذات نامحدود را شهود کند پس حتما بایستی همین تجلی ذاتی هم در صورت یک اسم و تعین صورت پذیرد که با آن مخلوق محدود سنخیت داشته باشد.

پس حتی در تجلی ذاتی هم کسی به ذات غیبیه وجود راه نخواهد داشت و مثل تجلیات اسمائی حق تعالی را در اسم او باید شهود کرد نه در ذات غیبیه او؛ اما فرقی که بین تجلی اسمائی با تجلی ذاتی می باشد بدین صورت است که در تجلی ذاتی حق تعالی در یک اسم جامع و اعظم برای عارف ظهور می کند که آن اسم جامع به عنوان جانشین و خلیفه ذات حق تعالی ، اسمای جزئی دیگر را در بر خواهد داشت؛ولی در تجلیات اسمائی وجود حق تعالی فقط در یک اسم جزئی و صفت خاص ظهور می کند نه بیشتر.

خب پس با این اعتبار اگر به کمالات وجودی حق تعالی بنگریم همیشه آنها را در صورت یک اسم شهود خواهیم کرد که یا آن اسم، جامع و اعظم است و یا جزئی و خاص می باشد.پس همه کمالات خداوند نسبت به ما بندگان همیشه در صورت تعین محدود که با ما مناسبت دارد جلوه می کند نه آنطور که در خود آن ذات مقدس هست.این هم اعتبار دوم نسبت به کمالات خداوند بود که صدر الدین قونوی(رضوان الله علیه)در این نص ذکر می کند.

اما به اعتبار سوم درباره کمالات خداوند می پردازیم:

از آنجاییکه همه اسمای جزئی حق تعالی زیرمجموعه اسمای ذاتی او می باشند و اسمای ذاتی هم زیر مجموعه خود ذات هستند پس با این نگاه همه اسم های وجود لایتناهی، اسمای ذاتی می باشند چرا که با واسطه یا بی واسطه همه آنها به ذات حق تعالی منتهی می شوند.

البته از آنجاییکه که همان واسطه ای که اسم های جزئی را به ذات خداوند پیوند می دهد هم وجودی جدای از خداوند ندارد و ذات خداوند نزد همه آنها حاضر می باشد پس با این دید می توان گفت که همه اسم ها بدون واسطه به ذات می رسند و مستقیما در آن وجود مقدس مستهلک و فانی هستند(البته منظور ما از ذات به هیچ وجه ذات غیبیه وجود نیست بلکه در اینجا ظهور وجود را می گوییم).

پس این مطلب که ما اسماء را به دسته بندی های مختلفی مثل اسمای جزئیه و اسمای جامع تر تقسیم می کنیم فقط نسبت به ما مخلوقات و در تحلیل عقلی ما پیش می آید وگرنه ذات حق تعالی در همه اسمای خودش حضور دارد هرچند نسبت به ما مخلوقات به صورت ترتیب خاصی ظهور بکند و ما هم بر اساس تحلیل ذهنی و یا بینش شهودی خودمان نسبت به آن ظهور، اسمای او را ابتدا در اسمای جامع تر و سپس در اسمای جزئی تر در عالم خلقت دسته بندی بکنیم.پس با این اعتبار هم همه کمالات وجودی خداوند متعال از نوع اسمای ذاتی می باشد.

اجمال مطالب این نص تا اینجا بدین صورت شد که:

در اعتبار اول چون دو طرز دید لحاظ شد که یکی راجع به شهود خود خداوند بود و یکی هم ناظر به شهود ما مخلوقات بود کمالات خداوند هم به دو دسته تقسیم شد.یکی اسمای ذاتی که مربوط به ذات وجود می باشد و دیگری اسمای فعلی او که مربوط به عالم خلقت است.

در اعتبار دوم اما فقط با یک نگرش به کمالات خداوند نگریستیم و آن از نگاه خود ما مخلوقات بود که گفتیم چون ما محدودیم و آن ذات مقدس نامحدود می باشد پس همیشه کمالات او را در یک تعین و اسم محدود شهود می کنیم که با ما سنخیت داشته باشد.پس نسبت به ما مخلوقات، کمالات خداوند همگی از نوع اسمائی است نه ذاتی، چرا که ما به ذات نامحدود او راهی نداریم.(اشاره شد که علاوه بر تجلی اسمائی حتی تجلی ذاتی هم همیشه در یک اسم برای ما ظهور می کند که البته نسبت به اسم های جزئی جامع تر خواهد بود).

در اعتبار سوم هم با یک نگاه کمالات خداوند را تحلیل کردیم ولی این بار بر خلاف دفعه قبل که نسبت به خودمان کمالات آن ذات مقدس را بررسی نمودیم در این نگرش از جانب خود خداوند آنها را تحلیل می کنیم که چون همه اسمای حسنی در آن ذات لایتناهی مندک و فانی هستند و ذات با همه آنها هست پس همه کمالات و اسم های خداوند از نوع اسمای ذاتی می باشد.

طرز نگرش ما در هر کدام از سه اعتبار ذکر شده در بالا با هم فرق می کند پس هیچ منافاتی هم بین تقسیم بندی های سه گانه فوق نمی باشد و هر کدام از آنها در جای خود درست و صحیح است.

شیخ صدرالدین قونوی(ره)در انتها از مطالب این نص شریف نتایجی را هم می گیرد که بدین شرح است:

خدایی که کمالاتش بنا بر اعتبار سوم یعنی از طرف خود او همه ذاتی می باشد اگر در برخی از مراتب وجودی مثلا یک صفت او ظهور نداشته باشد هیچ نقصی به او وارد نمی گردد چرا که او در ذات خودش همه صفات و کمالات وجودی را دارد، هر چند ممکن است بنا بر حکمت خود در همه مراتب هستی همه آن صفات و اسماء را ظاهر نسازد.

مثلا در عالم دنیا که پایین ترین عوالم وجودی است وقتی که حق تعالی در صورت اولیای الهی و دین خود جلوه می کند و طبق آیه سوره محمد(ص)از مخلوقات درخواست کمک می کند این موضوع هیچ نقصی به خداوند وارد نمی کند چرا که او در ذات خودش هنوز هم از همگان بی نیاز و غنی است:((ان الله لغنی عن العالمین)) و در آن مرتبه والا تمام کمالات وجودی را دارا می باشد؛ حتی در همین مرتبه دنیا هم که درخواست کمک و یاری می کند آن شخصی که مورد درخواست خداوند واقع شده است هرچه دارد از خود خداوند دارد وگرنه کسی از خودش نیرو و توانی ندارد که بخواهد با آن به خداوند کمک کند یا نکند.

پس دانستیم که مفهوم آیه زیر هیچ نقصی را به خداوند وارد نمی کند:

یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
با نکات فوق معلوم شد که ظهور نکردن همه کمالات وجودی مثلا در یک مخلوقی که در عالم دنیاست نشان از ضعف خداوند نیست و هیچ نقصی به آن ذات مقدس وارد نمی گرداند هرچند در ظاهر برداشت نقصان و کمبود یک صفت به ذهن متبادر شود.

مثلا در آیه ذکر شده از سوره محمد(ص) وقتی که خداوند میگوید اگر مرا یاری کنید من هم شما را یاری می کنم این درخواست کمک از جانب او در عالم دنیوی هیچ نقصی به آن ذات مقدس وارد نمی گرداند.

نتیجه دومی که از مطالب گفته شده در این نص بدست می آید، این است که از آنجاییکه وجود در ذات خودش همه کمالات را دارد بلکه سرچشمه تمام آن هاست پس اگر مثلا در صفت عظمت خودش ظهور کند و در نتیجه اسم “عظیم” نمودار گردد به هیچ وجه بدین معنا نیست که خداوند تا قبل از این نعوذبالله عظمتی نداشت و پس از ظهور در این صفت دارای عظمت گردید بلکه بدین معنا است که هرچند آن ذات مقدس عظمت داشت ولی عظمت او تا پیش از این برای ما مخلوقات ظهور نداشت.

پس با صفات کمالی که در ظهورات حق تعالی مشاهده می کنیم چیزی به آن ذات مقدس افزوده نمی شود همانطور که با صفات نقصی هم که در برخی مراتب وجودی شهود می کنیم چیزی از آن ذات مقدس کاسته نمی شود.

توجه به نکات عرفانی فوق که شیخ قونوی(قدس سره)آنها را در این نص بیان فرمودند، برای رفع برخی شبهات ذهنی که پیرامون آیات و روایات ممکن است برای انسان پیش بیاید مهم و مفید است.

بخوانید ::   - حقیقت دوم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *