– نص چهاردهم

در"نص سیزدهم"یکی از نشانه های اینکه به آخرین درجه علم نسبت به یک مخلوق دست پیدا کرده ایم، اتصال آن به اطلاق نامحدود حق تعالی و شهود غرقه بودن آن مخلوق در دریای لایتناهی وجود عنوان شد.
پس تمام اشیاء عالم یک رو به اطلاق حق تعالی دارند که اگر کسی بدان مرتبه از شهود درباره یک شیء دست یابد، علم حقیقی به آن پیدا کرده است.
اما در این نص، شیخ کبیر صدر الدین قونوی(قدس سره)اشاره می فرمایند که همان طور که هر شیئی یک رو به سمت اطلاق لایتناهی حق تعالی دارد،یک رو هم به سمت تقیید و تعین و محدودیت دارد.
در علم عرفان نظری به آن چهره از مخلوقات که به سوی دریای لایتناهی وجود می باشد چهره "یلی الحقی"و به آن چهره که به سمت مخلوقات و عوالم امکانی می باشد چهره"یلی الخلقی"گفته می شود.
اگر کسی به چهره ای از یک شیء که رو به سوی خداوند دارد(=یلی الحقی) علم پیدا کند به شهود حقیقی آن شیء دست یافته است ولی مردم عادی فقط به چهره ای از آن که رو به سوی عالم آفرینش دارد(=یلی الخلقی)نگاه می کنند.
اما درباره خود خداوند باید گفت که از آنجاییکه هیچ کس نه در دنیا و نه در آخرت به هویت غیبیه وجود یا به تعبیر برخی روایات به کنه خداوند راهی ندارد، پس بایستی همیشه او را در همین مخلوقاتش شهود کرد که همانگونه که ذکر شد دارای دو چهره می باشند.
اگر کسی وجود(=خداوند)را در چهره "یلی الحقی" مخلوقات که رو به سوی اطلاق لایتناهی حق تعالی دارد،شهود کند چنین کسی نهایت درجه ای که ممکن است یک مخلوق نسبت به خداوند علم پیدا کند را بدست آورده است؛منتها علم او نسبت به خداوند فقط در آینه همان شیء رخ داده است.پس هرچند آخرین درجه علم به حق تعالی را پیدا کرده است ولی علم او نسبت به خداوند منحصر به شهود خداوند در آینه همان شیء محدود است.
پیامبر اکرم(ص)که خطاب به حق تعالی می فرمودند:"رب ارنی الاشیاء کما هی:پروردگارا اشیاء را همانگونه که هستند به من بنمایان"با این شهود خویش علاوه بر اینکه حقیقت آن شیء را در علم خداوندی و غرقه در وجود لایتناهی می دیدند،خود خداوند را هم در آن شیء شهود می کردند چون در آن مرتبه انسان این حقیقت را وجدان می کند که اشیاء مندک در وجود نامحدود حق تعالی می باشند و از خودشان هیچ ندارند،در نتیجه خداوند است که وجود و کمالات وجودی خودش را در آن شیء برای ما متجلی می کند.
اما اگر کسی به آن مرتبه از علم دست نیافت، تجلی وجود خداوند را در مراتب پایین تر اشیاء و مخلوقاتش شهود خواهد کرد، هرچند نسبت به این شهود خود بی توجه و غافل باشد ولی از مسلمات روایی است که همه مخلوقات به هر مقدار که در جهل و غفلت فرو رفته باشند نسبت به خداوند دارای یک شهود حداقلی می باشند و در واقع از آن گریزی ندارند چون این شهود یک حقیقت تکوینی است و با همین شهود هم هست که همه مخلوقات عالم طبق نص قرآن خداوند را حمد و تسبیح می گویند؛ هرچند درباره انسان ها باید گفت که بیشتر آنها به دلیل مشغولیت های نفس ناطقه خود نسبت به این شهود خویش توجهی نمی کنند اما حتی اعضا و جوارح همان انسان های غافل هم به وسیله شهود حق تعالی آن ذات مقدس را تسبیح می کنند و در واقع فقط نفس ناطقه خود آن شخص غفلت زده می باشد که علی رغم شهودی که نسبت به این حقیقت دارد به دلیل سردرگمی های خودساخته ای که به آن می اندیشد از این شهود غافل می ماند.
پس هیچ کس از شهود خداوند به طور مطلق محروم نیست چون از لحاظ تکوینی اصلا امکان ندارد؛ به تعبیر مولانا امام جعفر صادق(ع)در اصول کافی:((معروف عند کل جاهل:خداوند نزد هر جاهلی هم شناخته شده است)).
مرور مطالبی که در این نص ذکر شد،بدین صورت می شود:
هر مخلوقی علاوه بر اینکه یک چهره به سمت عالم آفرینش دارد(=یلی الخلقی)، چهره دیگری هم به سمت وجود نامحدود خداوند دارد(=یلی الحقی).
از آنجاییکه به دلیل عدم دستیابی ما مخلوقات به شهود هویت غیبیه حق تعالی،به ناچار خداوند را باید در همین اشیاء و مخلوقات شهود کنیم، پس وجود نامحدود خداوند نیز نسبت به ما دارای دو چهره می شود که یکی از آن دو چهره را در هنگامی که به بالاترین درجه علم نسبت به یک شیء قرار گرفتیم، در همان شیء شهود می کنیم چرا که آن شیء را مندک و فانی در خداوند متعال می بینیم و چهره دیگر خداوند را هم در طرف دیگر همان اشیاء که رو به سوی عالم خلقت دارد، شهود می کنیم.گفتیم که در این مرحله ممکن است نسبت به شهود خداوند غافل بمانیم.(این را هم تاکید می کنیم که خداوند یک وجود واحد و بسیط و صرف می باشد و چهره ها و مراتبی که درباره او گفته می شود فقط نسبت به ما مخلوقات محدود پیش می آید نه در آن ذات مقدس).
یک عارف سالک از همین مرتبه پایینی اشیاء شهود خداوند را آغاز می کند تا اینکه پس از مدتها سعی و تلاش بتواند ظهور و تجلی خداوند را در بالاترین مرتبه یک شیء هم شهود کند.
البته طبق احادیثی که در بخش"معرفت"از زیر مجموعه اصطلاحات ذکر شد،شهود و شناخت انسان در هر دو وجه اشیاء(=چه چهره "یلی الحقی" و چه چهره"یلی الخلقی"آنها)به طفیلی شناخت قبلی شخص نسبت به وجود خداوند است که انجام می گیرد.
خب با توضیحات این نص اکنون برایمان معنای حقیقی این جملات نورانی ابا عبدالله الحسین(ع)در دعای عرفه واضح گشته است:((تعرفت الی فی کل شیء فرایتک ظاهرا فی کل شیء:خودت را در هر چیزی به من شناساندی پس من تو را در همه چیز ظاهر و آشکار دیدم)).
مشخص است که امام حسین(ع)و دیگر اهل بیت(ع) چون از اقطاب عالم خلقت و بزرگترین ستون های جهان آفرینش می باشند که همه چیز به طفیلی حقیقت نورانی ایشان در عالم هستی حضور و ادامه بقا یافته و می یابد، پس قطعا چنین شخص والا مقامی خداوند راهم در هر دو چهره اشیاء شهود می کنند، ضمن اینکه ایشان علاوه بر نکته ذکر شده چون نسبت به معرفت پبدا کردن به خداوند حتی قبل از شناخت اشیاء یقین دارند متوجه شهود کردن خداوند قبل از شناخت اشیاء هم می باشند.
((و لله الحمد رب العالمین)).

بخوانید ::   - مصباح نوزدهم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *