نور بیستم

سایه وجود

سایه وجود

در این بخش به مقوله ” سایه وجود ”  ورود پیدا می کنیم که از مهم ترین مباحث معرفت شناختی در علم عرفان نظری است و کلید رمز و دریچه ورود به بطن بسیاری از آیات و روایات می باشد.

امام خمینی(ره)از استاد استادان خودشان در علم عرفان نظری یعنی آقا محمد رضا قمشه ای(ره)مطالبی را نقل می فرمایند که در ادامه توضیح داده می شود:

ماهیت هایی که در عالم خارجی می بینیم از وجودی که آنها را ظهور می دهد جدا نیستند و متحد با آن هستند چرا که از خود هیچ ندارند و مندک در وجود می باشند.به بیان دیگر وجود هر چند در ذات خودش از تمام صفات مخلوقاتش منزه است ولی در مرتبه ظهورش به شکل همه ماهیات تجلی می کند.پس در پیش چشم ما یک ماهیت از این لحاظ که تعین و ظهور وجود است با آن عینیت دارد و از لحاظ اینکه وجود در ذات خودش غیر از آن ماهیت است و محدودیت های مخلوقات را ندارد با آن فرق دارد.

بر همین قیاس صور علمی مخلوقات هم تعینات اسمای حسنی هستند؛یعنی هر چند اسمای خداوند در ذات خودشان هیچ شکلی ندارند ولی وقتی بخواهند ظهور کنند به شکل صورت علمی مخلوقات در علم خداوند ظهور می کنند چون بر اساس قاعده سایه وجود هر حقیقتی که در مراتب پایین تر می بینیم تجلی و سایه حقیقتی در مرتبه بالاتر است؛مثلا اسم “مضل” به شکل صورت علمی ابلیس و شیاطین ظهور می کند و اسم”هادی”به شکل صورت علمی پیامبران(ع)ظهور می کند.در نتیجه اسم های خداوند با اینکه در ذات خودشان هیچ شکلی ندارند ولی در مرتبه ظهورشان به شکل صورت علمی ماهیات متجلی می شوند.آنگاه طبق قاعده سایه وجود تجلی همین صورت های علمی در عالم خارجی هم ظهور می کند.

روی همین حساب هم در قرآن هم شیطان به عنوان گمراه کننده معرفی شده است چون مظهر اسم”مضل”است و هم این کار به خداوند اسناد داده شده است چون اسم”مضل”از اسمای حسنای اوست. در آیه زیر این کار به شیطان نسبت داده شده است چون بر اساس قاعده سایه وجود ، شیطان سایه و تجلی اسم ” مضل ” است:

کتب علیه انه من تولاه فانه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر

ملاحظه می کنید که در آیه فوق از سوره حج گمراهی و ضلالت به شیطان نسبت داده است چون مظهر اسم”مضل”است و این اسم هر چند خودش شکلی ندارد ولی وقتی بخواهد ظهور کند در صورت شیطان ظهور می کند پس در مرتبه ظهور خود با شیطان عینیت دارد روی همین حساب هم در اول آیه می خوانیم که ” بر او نوشته شده ” یعنی چون در ازل اسم ” مضل ” بر او تعلق گرفته است پس تقدیرش این چنین شده که هر کس از او پیروی کند توسط او گمراه شود.

اینبار به آیه زیر از سوره شوری توجه بفرمایید:

و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا ماکنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا و انک لتهدی الی صراط مستقیم

 

در انتهای آیه فوق هدایت کردن را به پیامبر(ص) نسبت می دهد. دلیلش هم این است که هر چند اسم ” هادی ” از اسمای حسنای خداوند است ولی اگر بخواهد در عالم خارجی ظهور کند به صورت پیامبران(ع) متجلی می شود. پس این کار به پیامبر(ص) هم نسبت داده می شود. بر اساس قاعده سایه وجود ، پیامبران(ع) سایه اسم ” هادی ” هستند.

اکنون به آیه ای دیگر اینبار از سوره فاطر توجه بفرمایید:

افمن زین له سوء عمله فرآه حسنا فان الله یضل من یشاء و یهدی من یشاء فلاتذهب نفسک علیهم حسرات ان الله علیم بما یصنعون

 

بخوانید ::   - مطلع دوم

می بینید که در آیه فوق هم گمراه کردن و هم هدایت کردن هر دو به خدا نسبت داده شده است چون در نگاه دقیق اسم ” مضل ” و اسم ” هادی ” هر دو از اسمای حسنای خداوند هستند پس گمراه کردن و هدایت کردن مستقیما به خودِ خداوند نسبت داده شده است. البته همین دو اسم اگر بخواهند در عالم مخلوقات تاثیر بگذارند حتما بایستی طبق قاعده سایه وجود در مظاهر خودشان متجلی شوند یعنی اسم ” مضل ” در صورت شیاطین ظهور می کند و اسم ” هادی ” در صورت پیامبران(ع) ظاهر می شود ولی گمراه کردن و هدایت کردن اصالتا مربوط به اسمای حسنای خداوند می شود و به تبع آنها مربوط به مخلوقات می شود. به عبارت دیگر شیاطین چون فانی در اسم ” مضل ” هستند دیگران را گمراه می کنند چرا که این فانی بودن سبب می شود که اسم ” مضل ” در آنها ظهور کند و پیامبران هم چون فانی در اسم ” هادی ” هستند دیگران را هدایت می کنند چرا که این فانی بودن سبب می شود که اسم ” هادی ” در آنها ظهور کند.

مطالب فوق که با مثالهایی از قرآن کریم توضیح داده شد و با نگاه دقیق عرفانی امام خمینی(قدس سره) واکاوی شد، درباره این بود که اسمای حسنی در مقام ظهورشان به صورت مخلوقات متجلی می شوند هر چند در ذاتشان هیچ شکلی ندارند؛مثلا دیدیم که اسم”مضل”در مقام ظهور خودش عین شیطان می شود و اسم ” هادی ” در مقام ظهور خودش عین پیامبران(ع) می شود.

با توجه به مطالب گفته شده در بخش های گذشته کتاب ” مصباح الهدایه ” دانستیم که اسمای حسنی ابتدا در صورت علمی مخلوقات نزد خداوند ظهور می کنند و سپس با تجلی دیگری همان صورت های علمی مخلوقات را در عالم خارجی هم می تابانند. بر اساس قاعده سایه وجود صورت خارجی مخلوقات در عالم تکوینی سایه صورت علمی آنها در مرتبه علم خداوند است و همان صورت علمی آنها نیز سایه اسمای حسنای خداوند است.

از آنجاییکه هر مرتبه از وجود مندک و فانی در مرتبه قبلی است پس در حقیقت هر مرتبه از وجود طبق مرتبه قبلی عمل می کند.مثلا در روایات داریم کسانی که در این دنیا ولایت اهل بیت(ع)را نمی پذیرند همان کسانی اند که در عوالم پیش از اینجا آن را نپذیرفته اند.برای توضیح بیشتر پیرامون این مطلب به بخش”ظل(سایه)”از مجموعه اصطلاحات رجوع بفرمایید. برای ذکر یک مثال پیرامون این مطلب به آیه زیر از سوره اعراف و حدیثی که از امام باقر(ع) در تفسیر نور الثقلین ذیل آن ذکر شده است، می پردازیم:

تلک القری نقص علیک من انبائها و لقد جائتهم رسلهم بالبینات فما کانوا لیومنوا بما کذبوا به من قبل کذلک یطبع الله علی قلوب الکافرین

 

عَنْ‌ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: إِنَّ‌ اللَّهَ‌ خَلَقَ‌ الْخَلْقَ‌ فَخَلَقَ‌ مَا أَحَبَّ‌ مِمَّا أَحَبَّ‌، وَ کَانَ‌ مَا أَحَبَّ‌ أَنْ‌ خَلَقَهُ‌ مِنْ‌ طِینَهِ‌ الْجَنَّهِ‌، وَ خَلَقَ‌ مَا أَبْغَضَ‌ مِمَّا أَبْغَضَ‌، وَ کَانَ‌ مَا أَبْغَضَ‌ أَنْ‌ خَلَقَهُ‌ مِنْ‌ طِینَهِ‌ النَّارِ. ثُمَّ‌ بَعَثَهُمْ‌ فِی الظِّلاَلِ‌ فَقُلْتُ‌: وَ أَیُّ‌ شَیْ‌ءٍ الظِّلاَلُ‌؟ قَالَ‌: أَ لَمْ‌ تَرَ إِلَى ظِلِّکَ‌ فِی الشَّمْسِ‌ وَ لَیْسَ‌ بِشَیْ‌ءٍ، ثُمَّ‌ بَعَثَ‌ اللَّهُ‌ فِیهِمُ‌ النَّبِیِّینَ‌ تَدْعُوهُمْ‌ إِلَى الْإِقْرَارِ بِاللَّهِ‌ وَ هُوَ قَوْلُهُ‌: «وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُمْ‌ مَنْ‌ خَلَقَهُمْ‌ لَیَقُولُنَّ‌ اللّهُ‌» ثُمَّ‌ دَعَاهُمْ‌ ال الاقرار بِالنَّبِیِّینَ‌ فَأَقَرَّ بَعْضُهُمْ‌ وَ أَنْکَرَ بَعْضٌ‌، ثُمَّ‌ دَعَاهُمْ‌ إِلَى وَلاَیَتِنَا فَأَقَرَّ بِهَا وَ اللَّهِ‌ مَنْ‌ أَحَبَّ‌، وَ أَنْکَرَهَا مَنْ‌ أَبْغَضَ‌ وَ هُوَ قَوْلُهُ‌: فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ‌ قَبْلُ‌ ثُمَّ‌ قَالَ‌ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌:
کَانَ‌ التَّکْذِیبُ‌ ثَمَّ‌.

امام باقر(ع) در این حدیث بر مبنای قاعده تکوینی سایه وجود اشاره می فرمایند:

خداوند مخلوقات را از آنچه دوست داشت آفرید یعنی طینت افراد خوب را از طینت بهشت که محبوب او می باشد آفرید و طینت افراد بد را از طینت آتش که مغضوب او می باشد آفرید سپس آنها را در سایه ها برانگیخت. امام باقر(ع) در شرح سایه می فرمایند: همانطور که سایه تو در خورشید هم یک شیء است و هم شیئی نیست.

در واقع چون در حدیث فوق پیرامون صورت علمی مخلوقات نزد خداوند بحث می شود، منظور امام باقر(ع) از تعبیر ” سایه ” این است که مخلوقات بدون نور اسمای حسنی معدوم می شوند و به طفیلی نور اسمای حسنی ظهور می کنند همانطور که سایه با تابش نور به یک جسم پدیدار می شود و با رفتن نور هم نابود می شود‌.

اما بر اساس فرموده امام باقر(ع) طینت برخی از آتش و طینت برخی دیگر از بهشت آفریده شده است یعنی برخی ماهیات به طفیلی اسمای جلالیه و برخی دیگر هم به طفیلی اسمای جمالیه خلق شده اند اما در مجموع هیچ ماهیتی بدون تجلی اسمای حسنی ظهوری نخواهد داشت درست مثل ” سایه ” که به طفیلی تابش نور خورشید ظاهر می شود.

در ادامه حدیث اشاره می شود که در همان مرتبه از وجود یعنی مرتبه علم خداوند پیامبران(ع) در میان دیگران برانگیخته شدند و ولایت اهل بیت(ع) هم به دیگران نشان داده شد ولی برخی قبول کردند و ایمان آوردند ولی برخی دیگر آن را قبول نکردند و تکذیب کردند.

با توجه به مطالب گفته شده تا اینجای حدیث در انتها امام باقر(ع) می فرمایند: تکذیبی که در این دنیا مشاهده می کنیم در آن مرتبه واقع شده است.

خب با توجه به فرمایش امام باقر(ع) در می یابیم که مخلوقات در علم خداوند هر کدام سایه و تجلی یکی از اسمای حسنای خدا بوده اند و هنگامی که به عالم خارجی آمده اند طبق خصوصیاتشان در همان مرتبه قبلی یعنی مرتبه علم خداوند عمل می کنند و در علم خداوند هم طبق خصوصیت همان اسمی که آنها را مثل سایه منعکس کرده بود عمل می کردند.

پس در عالم خارجی همان ماهیاتی که در علم خداوند بوده است ظهور می کنند و در علم خداوند نیز همان اسمای حسنی به صورت ماهیات ظهور می کنند.بنابراین نگرش می توان این نتیجه را گرفت که در عالم خارجی هم همان اسمای حسنی ظهور کرده اند که با گذر از مرتبه علم خداوند به عالم خارجی آمده اند.

اما مطلب بعدی که در این بخش بدان اشاره می شود نکته بسیار دقیقی است که از رموز علم عرفان نظری می باشد و آن اینکه در مبحث سایه وجود هر چند هر حقیقتی که پیش چشمان خود می بینیم سایه نوری است که در مرتبه بالایی بوده است ولی خودِ آن نور ظهور بیشتری دارد. اگر چشم قلب انسان باز شود خواهد دید که هر مرتبه از وجود که بالاتر است ظهور بیشتری هم دارد و در واقع مراتب پایینی از رشحات مراتب بالاتر هستند و اینکه ما ظهور مراتب بالاتر را با اینکه بیشتر است درک نمی کنیم به خاطر حجاب هایی است که ما را در حد ادراک همین مرتبه پایینی تنزل داده اند وگرنه مرتبه بالایی ظهور بیشتری دارد و مرتبه پایینی تحت اشراف و سلطه مرتبه بالایی ظهور می کند و در واقع ما مرتبه پایینی را به طفیلی مرتبه بالایی مشاهده می کنیم چون مرتبه پایینی یک رشحه و سایه درون مرتبه بالایی است ولی به خاطر حجاب های ذهنی و پرده های خیالی و توهمات نفسانی متوجه مرتبه بالایی نیستیم و فقط مشغول تماشای مرتبه پایینی می باشیم.

پس آسمان ها و زمین که به طفیلی حقیقت محمدیه خلق شده اند ظهور کمتری از حقیقت محمدیه دارند و خودِ حقیقت محمدیه که در مرتبه بالاتر است ظهورش بیشتر از آسمانها و زمین است ولی ما متوجه نیستیم و به خاطر همین عدم توجه و غفلتی که گرفتار آن هستیم فقط آسمان ها و زمین را می بینیم.

همچنین از آنجاییکه دانستیم هر مرتبه از وجود به طفیلی مرتبه بالایی اش ظهور می کند ، یا به عبارت دیگر هر مرتبه از وجود مندک در مرتبه قبلی است و نیز دانستیم که حقیقت محمدیه سایه عین ثابت انسان کامل و آن نیز سایه اسم”الله”است پس با یک دید می توان گفت آسمان ها و زمین را”الله”حفظ می کند و با دید دیگر می توان گفت که حقیقت محمدیه(ص)آسمان ها و زمین را حفظ می کنند.در سوره فاطر می خوانیم:

ان الله یمسک السماوات و الارض ان تزولا و لدن زالتا ان امسکهما من احد من بعده انه حلیما غفورا

همانا خداوند آسمان ها و زمین را از فروپاشی حفظ می کند و اگر آن دو فرو پاشند هیچ کس دیگری غیر از او نمی تواند آن دو را حفظ کند همانا او بردبار و بخشنده است.

در جامعه کبیره می خوانیم:

بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه

به وسیله شما اهل بیت است که خداوند آسمان را از سقوط بر زمین نگه داشته است مگر به اذن خودش.

اینکه می گوید”به وسیله شما”به این معنی نیست که خداوند به غیر خودش احتیاج پیدا می کند بلکه یعنی همان”الله”که طبق آیه سوره فاطر آسمان ها و زمین را نگه داشته است وقتی بخواهد در عالم خارجی ظهور کند در صورت حقیقت محمدیه(ص)تجلی می کند و در قالب همین تجلی آسمان ها و زمین را نگه می دارد.

پس جمله ای که از زیارت جامعه کبیره نقل کردیم هیچ منافاتی با آیه ای که از قرآن ذکر کردیم ندارد و جمع آن دو به این صورت است که اسم”الله”در “حقیقت محمدیه”ظهور کرده است بنابراین حفظ آسمان ها و زمین را هم می توان به اسم”الله”نسبت داد و هم می توان به “حقیقت محمدیه”نسبت داد که یکی از نسبت ها دقیق و دیگری دقیق تر است.اما گفته بهتر همانی است که امام هادی(ع)در جامعه کبیره ذکر می کنند یعنی”الله”در قالب یک تعین و ظهور به نام”حقیقت محمدیه”آسمان ها را نگه می دارد.

قاعده سایه وجود که در این بخش ذکر شد در سایر آیات و روایاتی که بدین صورت است نیز کاربرد دارد و یکی از شاه کلیدهای ورود به بطن آیات و روایات است.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *