نور دوم

فقر الی الله

فقر الی الله

اسم ” الله ” جامع ترین اسم الهی است و بقیه اسماء و نیز مخلوقات تحت اشراف آن شکل می گیرند. در این بخش ” فقر الی الله ” را توضیح می دهیم.

اسمای حسنایی که تحت اشراف اسم ” الله ” هستند، عوالم خلقت را ظهور می دهند و عوالم آفرینش و مخلوقات درون آنها هر کدام سایه یکی از اسمای حسنای خداوند هستند. از آنجاییکه هر مرتبه پایینی از وجود مندک و فانی در مرتبه بالایی خود است و سراپا فقر و نیاز به مراتب بالاتر از خود می باشد تمامی مخلوقات عالم آفرینش نیز محتاج اسمای حسنی می باشند.

فقر الی الله در نگاه دقیق یعنی علاوه بر اینکه اصل ظهور مخلوقات و وجودی که در آنها می بینیم مربوط به خود آنها نیست بلکه از اسمای حسنای خداوند در آنها متجلی گشته است،این مخلوقات حتی اگر بخواهند کاری هم انجام دهند بایستی حتما آن را به طفیلی اسمای حسنی انجام دهند.

پس مخلوقات هم در اصل ذات و وجودی که در آنها می بینیم محتاج خداوند و اسمای او هستند و هم در کارهایی که انجام می دهند محتاج خداوند و اسمای او هستند؛مثلا همین که ما بر می خیزیم و می نشینیم این کارمان را به طفیلی اسمای خداوند انجام می دهیم:

بحول الله و قوته اقوم و اقعد

با توان و نیروی خداوند برمیخیزم و مینشینم.

پس معنی فقر الی الله این است که هیچ کس نمی تواند در عالم امکان کاری را مستقل و جدای از اسم ” الله ” انجام دهد چه برسد به اینکه بخواهد با خداوند مقابله هم بکند،حتی کسانی که دشمن خداوند هستند این دشمنی را با نیرو و توان خود خداوند و به اذن او انجام می دهند چرا که همه توان ها و نیروها برای خود خداوند است هر چند در مخلوقات متجلی شده باشد:

لا حول و لا قوه الا بالله

در عبارت دینی فوق که مکرر شنیده ایم با لای نفی جنس نیرو و توان حرکت کردن را از همه مخلوقات نفی می کنیم مگر اینکه به طفیلی خداوند کاری را انجام دهند.

در عبارت زیر که بخشی از آیه ۱۶۵ سوره بقره است،می خوانیم:

أن القوه لله جمیعا

همانا تمام نیروها برای خداوند است.

 

بخوانید ::   - مطلع یکم

پس اجمال مطلب بدین صورت شد که مخلوقات هم در اصل وجود و هم در انجام کارهایشان محتاج اسم ” الله ” و سایر اسمای حسنایی هستند که تحت اشراف اسم ” الله ” شکل می گیرد. روی همین حساب هم اسمای حسنای خداوند از پوست تا مغز همه کائنات و مخلوقات را پر کرده است و همه به طفیلی اسمای حسنی در عالم ظاهر می شوند و به طفیلی همان اسمای حسنی در جهان آفرینش فعالیت می کنند. مولا علی(ع) در نهج البلاغه می فرمایند:

و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء

سوگند به اسمای تو که پایه های همه چیز را پر کرده است.

در بخش”معرفت”از مجموعه اصطلاحات با ذکر روایاتی توضیح دادیم که ما مخلوقات حتی وقتی که می خواهیم چیزی را بشناسیم و یا نسبت به خودمان علم پیدا کنیم این کار را به طفیلی خداوند انجام می دهیم نه به وسیله خودمان.

پس طبق قاعده فقر الی الله ، ما مخلوقات نه تنها در اصل وجود و کارهایمان حتی در اندیشیدن و ادراکات خودمان هم محتاج خداوند متعال می باشیم چرا که سر تا پا غرقه در وجود صمدی او هستیم که از رگ گردن به ما نزدیک تر است و جدای از او نه تنها نمی توانیم کاری انجام دهیم بلکه همگی معدوم می شویم.

امام خمینی(قدس سره)در پایان این بخش اشاره می فرمایند که در میان این سخنان و مفهوم آنها رازی نهفته است که افشا نکردن آن بهتر است و اولویت بر این است که آن سخن پنهانی در حجاب بماند.

احتمالا منظور امام(ره) از سخنی که آن را افشا نکرده اند این است که وقتی بر اساس قاعده عرفانی فقر الی الله ، همه ما مخلوقات چه در اصل ذاتمان و چه در حالات و رفتارمان محتاج وجود لایتناهی هستیم و غرقه در او می باشیم پس تمام رفتارمان در عوالم قبل از اینجا گذشته است و ما سایه آن را در دنیای کنونی مشاهده می کنیم همانطور که اصل ذاتمان سایه حقیقتی است که در عوالم پیش از اینجا بوده است پس ما از خود هیچ نداریم و سرتاپا ظهور کمالات اسم ” الله ” می باشیم که به صورت مخلوقات و کارهای مختلف آنها در عالم متجلی می شویم. البته اختیاری را که در خودمان به هیچ وجه انکار نمی کنیم ولی همان اختیارمان هم سایه حقیقتی در عوالم بالاتر است و ما در هیچ کاری مستقل از خداوند نیستیم. واکاوی  دقیق پیرامون بحث اختیار را در بخش ” امر بین الامرین ” از مجموعه اصطلاحات دنبال بفرمایید.

نکته پایانی اینکه فقر الی الله یک قاعده تکوینی است که شامل همه کائنات می شود و چه بدانیم یا ندانیم همه ما مشمول این قاعده هستیم اما عارف بالله آن کسی است که موفق به شهود این حقیقت تکوینی شود و بر خلاف سایر انسان های پیرامونش از خواب غفلت بیدار گشته و حقیقت عالم بیرون را مشاهده کند.در سوره فاطر  می خوانیم:

یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید

محیی الدین بن عربی(قدس سره) در باب ۱۶۲ فتوحات مکیه می فرمایند:

فإن الفقر إلیه تعالى به هو عین الغنی لأنه الغنی و أنت به فقیر فأنت الغنی به عن العالمین

یعنی فقر به خداوند همان بی نیازی می باشد چرا که خداوند غنی است و تو نسبت به او فقیری، پس با فنای در غنای او از عالمیان بی نیاز می شوی.

با توجه به نکات گفته شده علت افتخار پیامبر(ص) به فقر خودشان نسبت به خداوند را در می یابیم. در کتاب عَوَالِی اللآَّلِی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:

الفقر فخری

یعنی فقر الی الله مایه افتخار من است.

همچنین معنی این جمله معروف از عرفای بزرگ اسلامی را به خوبی متوجه می شویم که فرموده اند:

الفقر اذا تمّ هو الله

یعنی وقتی به طور تمام و کمال فقر خودت و سایر مخلوقات را هم در اصل ذاتشان و هم در کارهایشان نسبت به خداوند مشاهده کردی در می یابی که فقط خود اوست که در کثرات جلوه گر شده است و مخلوقات، تجلیات آن وجود لایتناهی هستند که سرتاپای ذات و صفات و افعال آنها عین فقر الی الله است.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *