نور نوزدهم

نبوت تشریعی

نوبت تشریعی

در این بخش ضمن مرور خلاصه مباحث گذشته بیان می شود که نبوت تشریعی ریشه در نبوت تکوینی دارد پس عمل به احکام شریعت منجر به سعادت انسان در عالم خارجی می شود.

اولین مرتبه نبوت مربوط به اسم”الله”بود که هر کدام از اسمائی را که تحت پوشش خود داشت از کمالات نهفته در مرتبه احدیت ذاتی آگاه می کرد و به هر کدام از آنها فیض خاص خودشان را می رساند(هر چند گفتیم بر اسم”الله”نام نبی اطلاق نمی شود ولی کار انتقال فیض و خبر رسانیِ وجودی را انجام می دهد).

دومین مرتبه از نبوت مربوط به عین ثابت انسان کامل بود که به بقیه ماهیات که در حیطه او هستند فیض خداوند را می رساند و سبب ظهور آنها در علم خداوند می شود(این مرتبه از نبوت و خبر رسانی سایه مرتبه قبل است).

و سومین مرتبه از نبوت هم مربوط به عالم خارجی می باشد که عقل اول یا همان حقیقت محمدیه(ص)فیض وجودی را به سایر کائنات می رساند و سبب ظهور آنها در پهنه آفرینش می شود(این مرتبه از نبوت نیز سایه مرتبه قبلی است).

نبوت تشریعی هزاران پیامبری که در بین ما انسان ها ظهور کرده اند همگی تجلیات و رشحات نبوت تشریعی پیامبر خاتم(ص) بوده است که قبل از پیامبر ما طبق شرایط خاص هر زمانه(البته با اصولی مشترک) در بین اقوام گذشته پدیدار شده است.

نبوت تشریعی پیامبر خاتم(ص) نیز تجلی نبوت تکوینی ایشان است که در مرتبه عقل اول بر کل کائنات سیطره دارد.

از انجاییکه دانستیم نبوت تکوینی عقل اول سایه نبوت حقیقت محمدیه در علم خداوند است و ان هم سایه اسم ” الله ” است پس همان نبوت تکوینی اسم ” الله ” در سایر مراتب پایین تر نبوت جاری می شود تا در دنیای ما انسان ها در نبوت تشریعی شخص پیامبر اکرم(ص) تجلی می کند، از همین رو طبق نص قرآن اطاعت از پیامبر(ص) در این دنیا دقیقا همان اطاعت از خودِ اسم ” الله ” است چرا که نبوت اسم ” الله ” با متجلی شدن در مراتب پایین تر وجودی سرانجام در نبوت تشریعی شخص پیامبر اکرم(ص) متجلی شده است.به آیه زیر از سوره نساء توجه بفرمایید:

من یطع الرسول فقد اطاع الله و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا

آیه می گوید:

هر کس از پیامبر(ص) اطاعت کند از ” الله ” اطاعت کرده است و هر کس سرپیچی کند ما تو را به عنوان حافظ و نگه دارنده آنها نفرستاده ایم.

اینکه آیه فوق اطاعت از پیامبر(ص) را عینا همان اطاعت از ” الله ” معرفی می کند برای آنست که نبوت تکوینی اسم ” الله ” با تنزل در مراتب پایین تر سرانجام در نبوت تشریعی پیامبر(ص) متجلی شده است پس اطاعت از پیامبر(ص) عینا همان اطاعت از ” الله ” است نه اینکه صرفا به منزله اطاعت از ” الله ” باشد.

دقت شود که آیه به هیچ وجه نمی گوید پیامبر(ص) خودِ ” الله ” است چون این عقیده مسلما کفر است بلکه منظور آیه این است که نبوتی که در ایشان مشاهده می شود همان نبوت اسم ” الله ” که در عالم ما انسان ها ظهور کرده است پس پیامبر(ص) مستقلا از خودشان هیچ ندارند و هر چه در ایشان می بینیم ظهور اسم ” الله ” است.

بر اساس همین قاعده عرفانی که شرح داده شد نتیجه می گیریم که دستوراتِ نبوت تشریعی پیامبر(ص) عینا مطابق عالم خارجی است چون از سرچشمه نبوت تکوینی یعنی اسم ” الله ” ساطع شده است و پس از طی مراتب گوناگون عالم خارجی در آخرین مرتبه در شخص پیامبر اکرم(ص) به صورت عقاید و اخلاق و احکام دین اسلام ظهور کرده و ایشان هم آن معارف را برای بقیه شرح داده اند، پس این عقیده غلط است که کسی فرض کند دین یک سری احکام و اعتقادات قراردادی است بلکه عقیده صحیح این است که از اول تا آخر دین دقیقا و مو به مو مطابق عالم خارجی بیان شده است تا ما انسان هایی که راز و رمز عالم بیرونی را نمی دانیم با رعایت قوانین شریعت در زندگی خودمان به بیراهه نرویم چرا که اگر کسی قوانین عالم خارجی را نداند یک عمر راهی را بر می گزیند که از ابتدا اشتباه بوده و موجب خسران او می شود؛ به دو آیه زیر از سوره کهف توجه بفرمایید:

قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا

آیات فوق بیان می کند که یک شخص عمری در یک مسیر که حاصل تصورات ذهنی او بوده است حرکت می کند و در حالی که می پندارد کارش درست است هرگز به نتیجه نمی رسد و سعیش هدر می رود.چنین شخصی زیانکارترین افراد است چون هر چند تلاش کرده و زحمت کشیده است ولی هیچ نتیجه ای نگرفته است.در آیه بعدی علت هدر رفتن زحمات چنین شخصی بیان می شود:

اولئک الذین کفروا بآیات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلانقیم لهم یوم القیامه وزنا ذلک جزائهم بما کفروا و اتخذوا آیاتی و رسلی هزوا

در دو آیه فوق علت خسران چنین شخصی همان کفر او به آیات الهی و پیامبران(ع) معرفی می شود چون آن شخص نمی دانسته است که نبوت تشریعی و قوانین دینی دقیقا مطابق نبوت تکوینی و عالم خارجی است چون اصولا شریعت هم در بخش عقاید و هم در بخش اخلاق و هم در بخش احکام برگرفته از واقعیت عالم بیرونی است.

وقتی یک نفر قوانین عالم بیرونی را نمی داند و بر اساس فرضیات ذهنی خودش عمل می کند طبعا کارهایی را انجام می دهد که مطابق سعادت او در عالم خارجی نمی باشد و بدیهی است که ادامه این روند به تدریج او را در ضلالت و گمراهی هلاک می کند، اما در قیامت وقتی پرده توهمات و پندارها کنار می رود و حقیقت عالم به صورت روشن جلوه می کند این فرد گمراه تازه متوجه می شود که هیچ چیز بدست نیاورده است و هر چه داشته همان توهمات ذهنی اش بوده که همه اش پندارهایی پوچ و بی پایه و اساس بوده و اکنون دست او خالی است چرا که باید در عالم خارجی زندگی کند نه در ذهن خودش؛ اما چون فعالیت های گذشته او بر اساس خیالات واهی بوده است اکنون ذات او تهی و پوچ است و هیچ رشدی نکرده است پس هیچ وزن و ارزشی در عالم واقعیت و سرای حقیقت ندارد همانطور که آیات ذکر شده اشاره می کرد:

فلانقیم لهم یوم القیامه وزنا

ما در روز قیامت هیچ وزنی برای او بنا نمی کنیم.

وزن به معنای سنگینی و ارزش می باشد که مطابق حقیقت عالم است ولی کسی که دنبال خیالات بوده هیچ تطابقی با حقیقت تکوینی ندارد پس هیچ وزنی ندارد.

اما بر عکسِ چنین شخصی، عرفای بزرگ اسلامی از ابتدای مسیرشان متوجه بودند که نبوت تشریعی دقیقا مطابق نبوت تکوینی است و قوانین شریعت بر پایه عالم خارجی بنا شده است و بر اساس این تفکر صحیح به دستورات دینی عمل می کردند و به وسیله عمل به قوانین شریعت به عالم خارجی که پایه و اساس احکام شریعت است راه می یافتند و در حقیقت عالم بیرونی فانی می شدند. چنین افرادی دارای وزن و ارزش هستند چون هر کدام به اندازه خودشان ذات و صفات و افعالشان را هماهنگ با عالم واقعیت کرده اند بلکه در آن فانی شده اند. این افراد خوشبخت ترین انسان ها هستند.

پس تفاوت شخص زیانکار و شخص خوشبخت قبل از هر چیز به طرز نگرش آنان بر می گشت و همین طرز نگرش متفاوت از هم برای هر دسته از این دو گروه سبب اعمالی خاص خودشان شد که در نهایت کار یک دسته خسارت دیدند و دسته دیگر سود کردند.

خسارتی که بدان اشاره شد مربوط به اصل جان شخص است یعنی او خودش را باخته است چون ذاتش را همرنگ واقعیت نکرده است، پس اعمال او در نهایت سبب پوچ شدن ذات او شده است.

همچنین سعادتی که ذکر شد باز هم مربوط به اصل ذات و جان شخص است چون اعمال او وسیله ای بوده است تا جانش را ترقی دهد و در حقیقت عالم فانی کند.

بخوانید ::   - مطلع پنجم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *