نور هجدهم

آیه عرض امانت

آیه عرض امانت

امام خمینی(رضوان الله علیه)در این بخش از کتاب به توضیح آیه عرض امانت می پردازند و با شرحی مختصر معنای دقیق آیه را واکاوی می کنند.

ایشان احتمال می دهند که در آیه عرضه امانت در سوره احزاب منظور از عرضه امانت به آسمان ها و زمین و نپذیرفتن آن از سوی آنها این باشد که امانت ذکر شده در آیه قرآن اشاره به حقیقت اطلاقیه عقل اول دارد که بر همه کائنات اشراف دارد و طبیعی است که مخلوقات محدود توانایی حمل آن را ندارند و فقط انسان کامل می تواند از عهده آن بر آید.آنگاه بقیه مخلوقات به طفیلی انسان کامل و از طریق او هر کدام به اندازه خودشان فیض الهی و امانت خداوند را دریافت می کنند ولی مرتبه حقیقی امانت فقط مختص انسان کامل است که در مرتبه عقل اول جهان آفرینش می باشد و پس از او مخلوقات جزئی هم از فیض خداوند بهره مند می گردند.

لذا در سوره احزاب می خوانیم:

انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا

آیه می گوید:

همانا ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم ولی آنان از پذیرش آن سرباز زدند و انسان آن را حمل کرد.همانا او ظلوم و جهول است.

امام راحل(ره)واژه “ظلوم” را اشاره به این نکته می دانند که انسان کامل که در رتبه عقل اول جای دارد تمامی حد و حدود و قیود بقیه مخلوقات را زیر پا گذاشته و درنوردیده است و به وسعتی دست یافته است که لایق دریافت فیض و امانت الهی شده است و نیز واژه”جهول” را اشاره به این نکته می دانند که او نسبت به همه مراتب و مقامات خود بی اعتناست و توجهش فقط به حق تعالی است و حتی به فنای خودش در خداوند هم توجهی ندارد یعنی از فنای خود هم فانی شده است.

با این نگاه می توان گفت حقیقت انسان کامل(و نه جسم عنصری او) بی نهایت گسترده است و البته چون آن حقیقت مقدس سایه و تجلی حقیقت خداوند است پس این گستردگی را هم به طفیلی فنای در حق تعالی دارد. پس خودِ خداوند ذاتا نامحدود است و عقل اول به طفیلی او نامحدود می باشد‌.

ما از پیامبر(ص)صرفا همان جسم مادی او را می بینیم که در کنار ما هست ولی حقیقت نورانی او یعنی عقل اول، سایه اسم اعظم”الله”است و بر کائنات سیطره دارد.در این دو آیه از سوره نجم اشاره ای به آن حقیقت گسترده دارد:

ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی

 

بخوانید ::   نور هفدهم

وقتی کمان را خم می کنیم دو قوس آن به هم نزدیک می شود و انسان کامل هم که تمامی مراتب کثرات را تا ظهور در دنیای کنونی پایین آمده است در معراج خودش تمامی آنها را به سمت مبدا صعود می کند تا فانی در وحدت مطلقه شود. در این هنگام او در مرتبه اصلی خودش یعنی عقل اول قرار گرفته و علاوه بر قوس وحدت ، قوس کثرت را هم در بر دارد.

او تمامی کثرات را تحت اشراف خودش درآورده است و این حقیقت را شهود می کند که فیض حق تعالی از طریق او به سایر کائنات می رسد.

مطلب فوق را می توان به عنوان تفسیر آیه عرض امانت در نظر گرفت. اما دلیل اینکه آسمان ها و زمین و کوهها نتوانستند امانت الهی را قبول کنند به این نکته بر می گردد که آنها ظرفیت اندکی دارند و همگی تحت اشراف عقل اول هستند پس به ناچار باید امانت الهی را اولا با فنای در عقل اول و ثانیا به نحوی محدود تر از عقل اول دریافت کنند.

با توجه به مطلب فوق منظور حافظ شیرین سخن(قدس سره) را از بیت معروف زیر متوجه می شویم:

آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند

 

منظور حافظ(رضوان الله تعالی علیه) از مصرع ” قرعه فال به نام من دیوانه زدند” این است که امانت الهی را با فنای در عقل اول و از طریق حقیقت محمدیه(ص)  دریافت می کند.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *