نور هشتم

مشیت

مشیت

مشیت مطلقه در مرتبه قبلی وجود یعنی مقام واحدیت و اسماء و صفات حق تعالی مندک و فانی است.پس برای خودش وجود و حیثیتی جدای از اسماء و صفات ندارد.

به بیان دیگر وقتی بخواهیم تاثیرگذاری اسماء و صفات را در همه مخلوقات جزئی با هم و یکجا در نظر بگیریم نام آن را مشیت مطلقه می گذاریم چون خواست خداوند در عالم امکان از طریق اسماء و صفاتش پیاده می شود و وقتی آن را به نحو کلی و جامع(و نه صرفا درباره یک مخلوق خاص)در نظر بگیریم نام آن را”مشیت مطلقه”می گذاریم.

پس معلوم می شود که مشیت مطلقه همان تعلق گرفتن اسماء و صفات خداوند به مخلوقات می باشد و خودش برای خود وجودی جدا و حیثیتی غیر از اسماء حسنی و تاثیرگذاری آن اسماء حسنی بر مخلوقات ندارد. مشیت جزئی هم تعلق گرفتن یک اسم جزئی به یک مخلوق یا رخداد خاص در عالم آفرینش می باشد.

به عبارت دیگر وقتی تاثیرگذاری تمام اسمای حسنی با هم بر همه مخلوقات عالم یکجا در نظر گرفته شود نام آن را خواستِ مطلقه می گذاریم.پس اگر کسی به مقام فنای در “مشیت مطلقه”رسید، در سرتاسر عالم امکان حضور دارد و با همه مخلوقات همراه می باشد و چگونگی تعلق وجود خداوند به ماهیات را شهود می کند.مثل جملاتی که از زبان امام هادی(ع)در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

ذکْرُکُم فِى الذّاکِرینِ وَ أسْماؤُکُمْ فِى الأْسْماءِ وَ أجْسادُکُمْ فِى الْأجْسادِ وَ أرْواحُکُمْ فِى الأْرْواحِ وَ أنْفُسُکُمْ فِى النُّفُوسِ وَ آثارُکُمْ فِى الآْثارِ وَ قُبُورُکُمْ فِى الْقُبُورِ

امام خمینی(قدس سره)در ادامه برای تبیین بیشتر تعلق”مشیت مطلقه”به مخلوقات عالم، به آیه زیر از سوره نور اشاره می فرمایند:

الله نور السماوات و الارض

این آیه از عمیق ترین و ژرف ترین آیات قرآن است که هر کس می تواند به سهم خودش از آن بهره ببرد و بی نصیب نماند.

می دانیم که اسم”الله”جامع تمامی اسم های دیگر است:

الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی

اکنون می گوییم که خواستِ مطلقه همان تعلق گرفتن اسماء به مخلوقات است وقتی که یکجا و مطلق به این امر نگاه کنیم.

حال این نکته را متذکر می شویم که خواستِ خداوند همانند نوری می ماند که بر هر صورت علمی که خواستِ خداوند بر ظهور آن در عالم خارجی تعلق گرفته باشد، می تابد و بدین ترتیب آن ماهیت از ظلمت و تاریکی به عالم خارجی راه می یابد و سبب راه یافتن آن ماهیت به عالم خارجی هم همان نور خداوند است که بر آن تابیده است.

اکنون همین مطلب را به طور کلی برای همه کائنات که درون آسمان ها و زمین هستند در نظر می گیریم بدین صورت که چون خواستِ مطلقه حق تعالی بر ظهور آنان در عالم خارجی تعلق گرفته بود،نور اسم ” الله ” که جامع همه اسمای حسنی است بر ماهیت آسمان ها و زمین و مخلوقات درون آنها تابید و آنها از ظلمتِ عدم به عالم خارجی راه یافتند.

تعلق گرفتن نور خداوند به مخلوقات اگر با نگاه جامع برای همه کائنات در نظر گرفته شود همان “مشیت مطلقه”خداوند است که از طریق اسمای حسنی مخلوقات را در وجود خارجی منعکس می کند. پس خواستِ مطلقه در واقع همان تعلق گرفتن نور اسمای حسنی به مخلوقات است.

در نتیجه، مخلوقات عالم هم در اصل ظهور ذاتشان در عالم خارجی محتاج نورِ خداوند هستند و هم برای ظاهر ساختن کارها و افعالشان در عالم خارجی محتاج نورِ خداوند هستند.هر چیزی را که خداوند از لحاظ تکوینی راضی به انجام آن باشد با تابش نور خود بر آن کار، آن را در عالم آفرینش ظهور می دهد و هر چیزی را که خواستِ او بر انجام آن کار تعلق نگرفته باشد در ظلمت عدم باقی می گذارد و آن را به عرصه وجود خارجی نمی آورد.

پس نور اسم جامع ” الله ” که بقیه اسمای حسنی را در بردارد پیوسته و دم به دم بر کائنات می تابد و اینطور نیست که فقط یک بار در گذشته تابیده باشد، بر همین قیاس خواستِ مطلقه الهی پیوسته در میان مخلوقات جریان دارد و اینطور نیست که یک بار در گذشته به مخلوقی مشیتی داده باشند و اکنون آن مخلوق مستقل شده باشد. پس تابش نور اسم ” الله ” و نیز تعلق “مشیت الهی” به مخلوقات جزئی و همچنین تعلق گرفتن اسمای حسنی به ماهیات پیوسته و دم به دم جریان دارد. اگر فقط برای یک لحظه تابش نور وجودی به مخلوقات متوقف شود همه مخلوقات دفعتا معدوم می گردند، بر همین قیاس اگر یک لحظه خواستِ تکوینی خداوند از عالم آفرینش جدا فرض شود هیچ کاری انجام نمی شود بلکه مخلوقات نابود می شوند چرا که هم اصل ذات مخلوقات و هم صفات و هم کارهایشان عینا همان خواستِ تکوینی وجود لایتناهی خداوند است.

با نگاه فوق اگر به مخلوقات عالم بنگریم در واقع به “مشیت خداوند” متعال نگاه می کنیم و این یعنی سرّ همان حدیثی که امام صادق(ع)در اصول کافی می فرمایند:

ما شاء الله کان و ما لم یشا لم یکن

یعنی هر چه را که خداوند بخواهد واقع می شود و هر چه را که نخواهد رخ نمی دهد.

البته نکات فوق درباره “مشیت تکوینی” حق تعالی بود و بحث “مشیت تشریعی” خداوند مطلبی جداگانه می باشد.

نکته آخر هم اینکه”مشیت مطلقه”خداوند هیچ شکل و صورتی ندارد و بلکه هیچ حیثیت جداگانه ای برای خودش ندارد و همانطور که گفتیم نام دیگر تعلق گرفتن اسماء حسنی به مخلوقات می باشد روی همین حساب هم هر چند خودش هیچ صفتی ندارد ولی با تعلق گرفتن به مخلوقات کثیر، فراوان می شود و با تعلق گرفتن به یک مخلوق یا فعل خاص صفت یگانگی پیدا می کند و بر همین روال با تمام مخلوقات به صورت خودشان ظهور می کند چرا که سر تا پای مخلوقات را که نگاه کنیم همان چیزی است که خداوند برای آن پسندیده و خواسته است چون هیچ چیز بر خلاف “مشیت تکوینی” او روی نخواهد داد و آنچه که پیش روی ماست همان “مشیت تکوینی” خداست.پس این فرض غلط است که بگوییم “مشیت خداوند” یک چیز جدایی است و آنچه رخ می دهد هم چیز جدایی است که البته مطابق “مشیت خداوند” رخ داده است؛بلکه باید این طور بگوییم که آنچه رخ می دهد همان “مشیت خداوند” است نه چیزی جدای از آن که مطابق آن رخ داده باشد.در این زمینه به حدیثی از امام رضا(ع)که در اصول کافی آمده است، توجه بفرمایید:

فقلت: و الله ما أقول بقولهم و لکنى أقول: لا یکون إلا بما شاء الله، و أراد، و قدر، و قضى. فقال: یا یونس! لیس هکذا؛ لا یکون إلا ما شاء الله، و أراد، و قدر، و قضى

یونس به امام رضا(ع)می گوید من به عقیده منحرفان معنقد نیستم بلکه می گویم که هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر به آنچه خداوند بخواهد و اراده کند و تقدیر و قضای او بر آن تعلق بگیرد.امام رضا(ع)می فرمایند ای یونس  همین حرف تو هم اشتباه است.(پس اینطور بگو:)هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر آنچه خداوند بخواهد و اراده کند و تقدیر و قضای او بر آن تعلق بگیرد.

به تفاوت ظریف و دقیقی که میان حرف راوی حدیث و حرف امام رضا(ع)در پاسخ او می باشد توجه کنید:

یونس می گوید:”لایکون الا بما شاء الله”ولی امام رضا(ع)می فرمایند:”لایکون الا ما شاء الله”.در واقع تفاوت میان کلام امام رضا(ع)با یونس در این است که امام(ع)حرف”باء”را از سر”ما شاء الله”بر می دارند.اگر حرف”باء”را بر نداریم معنی این می شود که هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر به مطابق مشیت خداوند؛اما اگر حرف”باء”را حذف کنیم معنی این می شود که هیچ چیزی رخ نمی دهد مگر خود مشیت خداوند.

اگر معتقد شویم که کارها مطابق مشیت خداوند رخ می دهد یعنی برای مشیت یک هویت و وجود جدایی در نظر گرفته ایم که کارهای عالم مطابق آن رخ می دهد ولی اگر همانند امام رضا(ع)به این معتقد شویم که خود مشیت خداوند رخ می دهد یعنی کارهایی که پیش روی خود می بینیم عینا همان مشیت خداوند است نه اینکه جدای از آن باشد و صرفا مطابق آن رخ داده باشد.

پس وقتی به عالم خلقت نگاه می کنیم به خود مشیت خداوند می نگریم نه چیزی که جدای از آن باشد و صرفا تطابق با آن داشته باشد.در نتیجه “مشیت تکوینی” خداوند عینا همین مخلوقات پیش روی ماست و هیچ فرقی با آنها ندارد.خود ما هم به عنوان یکی از مخلوقات مندک در مشیت او هستیم و بین ما و “مشیت تکوینی” او هیچ تفاوتی نیست چرا که دانستیم مشیت خداوند عین مخلوقات عالم است،حتی اراده ما نیز مندک در اراده و مشیت اوست:

و ما تشائون الا ان یشاء الله رب العالمین

یعنی شما نمیخواهید مگر اینکه خداوند خواسته که پروردگار جهانیان است خواسته باشد.

در واقع “مشیت مطلقه الهی” در مخلوقات عالم به صورت “مشیت های جزئی” ظهور می کند.

بخوانید ::   الرحمن الرحیم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *