نور چهارم

مشیت مطلقه

مشیت مطلقه

جامع ترین مخلوقی که صبح ازل را شکافت و از اول تا آخر خلقت را در پهنه خود فرا گرفت، مشیت مطلقه حق تعالی می باشد که تمامی عوالم آفرینش را در گستره خود دارد.

مشیت مطلقه همان امر واحدی است که ما آن را در بخش”قاعده الواحد”توضیح دادیم.تمامی مخلوقات بعدی از زیر مجموعه های همین مشیت مطلقه می باشند که به طفیلی او ظهور می کنند.

در مشکات اول خواندیم که “فیض اقدس”اسمای حسنی و صورت علمی مخلوقات را ظهور می دهد.اکنون می گوییم که “فیض مقدس”که نام دیگر مشیت مطلقه است مخلوقات عالم خارجی را ظهور می دهد. مشیت مطلقه به طور اجمال در عقل اول ظهور می کند و سپس به طور تفصیل در پهنه خلقت به صورت مشی های جزئی جلوه گر می شود‌.

همانطور که تمامی اسمای حسنی تحت اشراف “فیض اقدس”بودند،تمامی مخلوقات عالم خارجی هم تحت اشراف”فیض مقدس”یا همان “مشیت مطلقه”می باشند.این مشیت از  قید و تعین رهاست و ضمن اینکه با تمامی کائنات همراه است ولی صفات هیچ یک از آنها را نمی گیرد و اطلاق کلی از قید و بند ها دارد؛درست همانگونه که “فیض اقدس”که همه اسماء را ظهور می داد خودش در هیچ کدام از آنها خلاصه و محدود نمی گشت.

درباره احدیت ذاتی وجود دانستیم که آن مرتبه هیچ اسم و صفتی ندارد بلکه یک وجود لایتناهی صرف و بسیط است که در کنار خودش جا برای غیر نمی گذارد.به تعبیر امام رضا(ع)در تحف العقول:

واحد لا شریک له و لا شیء معه فرد لا ثانی معه

یعنی او یگانه و بدون شریک و تک و تنهاست و چیزی با او و در کنار او نیست و دومی ندارد؛چون اگر چیزی را کنار او فرض کنیم او را محدود کرده ایم در حالی که احدیت ذاتی یک وجود نامحدود است.

درباره مرتبه واحدیت یا همان عالم اسماء و صفات هم که ظهور کمالات نهفته در مرتبه احدیت ذاتی بود باید این طور گفت که یک “فیض اقدس”بیشتر نمی باشد که همه اسماء و صفات را فرا گرفته است و در کنار آن نمی توان فیض دیگری را فرض کرد که آن فیض هم اسماء و صفاتی را برای خودش و تحت اشراف خودش داشته باشد.پس در عالم اسماء و صفات ما یک فیض بیشتر نداریم و آن هم”فیض اقدس” می باشد که همه اسماء و صفات را خودش ظهور می دهد و جا برای غیر نگذاشته است؛درست مثل احدیت ذاتی که جا برای غیر نگذاشته بود.

درباره مرتبه بعدی یعنی عالم خارجی نیز چون سایه همان مرتبه قبلی است باید گفت که یک فیض بیشتر نداریم و آن همان”فیض مقدس”است که به علت عدم تناهی جا برای دومی نگذاشته است و سر تا پای همه مخلوقات را در بر گرفته است.

هر چیزی که در عوالم پایین تر وجودی مشاهده می شود سایه حقیقتی است که در عالم بالاتر بوده است.پس وحدت و یگانگی”فیض مقدس”سایه وحدت و یگانگی”فیض اقدس”بوده است و یکی بودن”فیض اقدس”هم سایه یکی بودن “احدیت ذاتی”بوده است. پس حقیقت توحید و یگانگی در تمام مراتب هستی جریان دارد.

همانطور که وحدتِ خودِ احدیت ذاتی به تعبیر مولا علی(ع)در نهج البلاغه از نوع عددی نیست:

واحد لا بعدد

بر همین قیاس وحدتِ “فیض اقدس” هم از نوع عددی نیست و باز بر همین قیاس وحدتِ “فیض مقدس”هم از نوع عددی نیست بلکه هر چیزی را که ما بیرون از گستره”فیض مقدس”فرض کنیم در نگاه دقیق یکی از ظهورات خود او بوده است پس در حیطه او حضور داشته و نه خارج از آن.

“فیض مقدس”یا “مشیت مطلقه”همان امر واحدی است که تمامی کائنات را در برگرفته است و به نحو اجمالی در حقیقت محمدیه(ص) یا همان عقل اول حضور دارد و به نحو تفصیلی در مراتب خلقت و وجود خارجی نمایان می شود؛درست همانطور که کمالات مرتبه “فیض اقدس”یا همان “واحدیت”به طور اجمالی در اسم”الله”حضور داشت و به نحو تفصیلی در سایر اسماء و صفات هویدا می شد.

مرتبه “واحدیت”بدون واسطه و مستقیما پس از مرتبه”احدیت ذاتی”ظهور می کرد و سایه واحدیت یعنی مرتبه”مشیت مطلقه”نیز بدون واسطه و مستقیما پس از مرتبه”واحدیت”ظهور می کند.آنگاه تمام مخلوقات و مراتب وجود خارجی به طفیلی همین”مشیت مطلقه”و با واسطه او ظهور می کنند.روی همین حساب در حدیثی از امام صادق(ع) که در اصول کافی آمده است،می خوانیم:

خلق الله المشیئه بنفسها ثم خلق الاشیاء بالمشیئه

خداوند مشیت را مستقیما آفرید سپس بقیه اشیاء را با واسطه آن آفرید.

اما برای “مشیت مطلقه” که جامع ترین مخلوق است اسم های دیگری هم می باشد.یکی از آن اسماء”فیض مقدس”بود که وجه تسمیه آن به این سبب است که آن فیض از متصف شدن به صفات مخلوقات جزئی مقدس و منزه می باشد و در عین اینکه با همه آنها همراه است ولی به محدودیت های هیچ کدام از کثرات متصف نمی شود.

نام دیگر آن”نفس رحمانی”است زیرا همچون یک نفخه و دم حیات بخش در صورت مخلوقات جزئی دمیده می شود و آنها را که تا پیش از این در علم خداوند بوده اند،در عالم زندگانی تحت وجود خارجی ظهور می دهد.

نام دیگر آن”مقام قیّومیّت”است چرا که همان فیض واحدی است که تمام آسمانها و زمین را سر پا نگه داشته است.در دعای جوشن کبیر می خوانیم:

یا من کل شیء قائم به

ای کسی که همه چیز قائم به اوست.

در واقه خداوند با مشیت مطلقه ی خود اشیاء و ماهیات را نگه می دارد.

نام دیگر آن”حق مخلوق به”است به دلیل اینکه همه مخلوقات به طفیلی آن حقیقت خلق شده اند و جدای از آن حقیقت، سهمی از واقعیت ندارند و همگی معدوم می گردند:

خلق السماوات و الارض بالحق

آیه فوق اشاره می کند که خداوند آسمانها و زمین را در معیت و پوششی از حق آفرید. منظور از ” حق ” در این آیه همان ” حق مخلوق به ” است یعنی حقی که آسمانها و زمین به طفیلی آن خلق شده اند.

ما”حق مخلوق به”را در زیر مجموعه اصطلاحات مفصلا توضیح دادیم.

ولایت تکوینی علویه در همین مرتبه از وجود یعنی”مشیت مطلقه”به نحو تمام و کمال برای عرفا ظهور می کند و آنان با چشم جان خودشان چگونگی تسری ولایت تکوینی معصومین(ع)را در تمامی ساختار آفرینش مشاهده می کنند.

از نگاه دقیق عرفانی همین مشیت مطلقه است که در مشیت های جزئی مخلوقات جریان پیدا می کند و مخلوقات جزئی تحت سلطه او هستند. به حدیث زیر از امام باقر(ع)که در تفسیر نور الثقلین ذیل آیه ۲۹ و ۳۰  سوره اعراف وارد شده است، توجه بفرمایید:

عَنْ‌ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ‌ السَّلاَمُ‌:
قَوْلُهُ‌: «کَما بَدَأَکُمْ‌ تَعُودُونَ‌ فَرِیقاً هَدى‌ وَ فَرِیقاً حَقَّ‌ عَلَیْهِمُ‌ الضَّلالَهُ‌» قَالَ‌: خَلَقَهُمْ‌ حِینَ‌ خَلَقَهُمْ‌ مُؤْمِناً وَ کَافِراً وَ سَعِیداً وَ شَقِیّاً، وَ کَذَلِکَ‌ یَعُودُونَ‌ یَوْمَ‌ الْقِیمَهِ‌ مُهْتَدٍ وَ ضَالٌّ‌

تا اینجای حدیث بیان می کند که عده ای هنگام آفرین مومن و خوشبخت بودند و عده ای دیگر کافر و بدبخت بودند و بر همین حالت هم در روز قیامتبه صورت هدایت یافته و گمراه باز می گردند.

در ادامه حدیث پیرامون ” قدریه و مفوضه “می خوانیم:

أَنَّهُمْ‌ اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ‌ أَوْلِیَاءَ مِنْ‌ دُونِ‌ اللَّهِ‌ وَ یَحْسَبُونَ‌ أَنَّهُمْ‌ مُهْتَدُونَ‌ وَ هُمُ‌ الْقَدَرِیَّهُ‌ الَّذِینَ‌ یَقُولُونَ‌: لاَ قَدَرَ، وَ یَزْعُمُونَ‌ أَنَّهُمْ‌ قَادِرُونَ‌ عَلَى الْهُدَى وَ الضَّلاَلِ‌، وَ ذَلِکَ‌ إِلَیْهِمْ‌ إِنْ‌ شَاؤُا اهْتَدَوْا وَ إِنْ‌ شَاؤُا ضَلُّوا وَ هُمْ‌ مَجُوسُ‌ هَذِهِ‌ الْأُمَّهِ‌ وَ کَذَّبَ‌ أَعْدَاءُ اللَّهِ‌،

در این بخش حدیث به اعتقاد قدریه اشاره می شود که می پندارند تقدیری در کار نبوده و اختیار و اراده از طرف خداوند به آنان واگذار شده است در حالی که می دانیم چون هر مرتبه از وجود سایه مرتبه قبلی است پس اراده و مشیت ما نیز ضمن اینکه انکار نمی شود ولی از مراتب قبلی در جان ما متجلی می شود. طبق حدیث ذکر شده گروه ” قدریه ” می پندارند که خووشان مستقل از خداوند و به خواست خودشان قادر به گمراه شدن یا هدایت شدن هستند. امام باقر(ع) آنها را “مجوس” می داند چرا که مجوس اعتقاد داشتند که خداوند شر را به اهریمن واگذار کرده است در حالی که خداوند چیزی را به کسی واگذار نمی کند بلکه اسمای خودش را در مخلوقات متجلی می کند. سپس امام باقر(ع) می فرمایند که این دشمنان خدا(=قدریه) دروغ می گویند.

 

الْمَشِیَّهَ‌ وَ الْقُدْرَهَ‌ لِلَّهِ‌ کَمَا بَدَأَهُمْ‌ یَعُودُونَ‌ مَنْ‌ خَلَقَهُ‌ اللَّهُ‌ شَقِیّاً یَوْمَ‌ خَلَقَهُ‌ کَذَلِکَ‌ یَعُودُ إِلَیْهِ‌ وَ مَنْ‌ خَلَقَهُ‌ سَعِیداً یَوْمَ‌ خَلَقَهُ‌ کَذَلِکَ‌ یَعُودُ إِلَیْهِ‌ سَعِیداً، قَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌ صَلَّى اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ آلِهِ‌: الشَّقِیُّ‌ شَقِیٌّ‌ فِی بَطْنِ‌ أُمِّهِ‌، وَ السَّعِیدُ سَعِیدٍ فِی بَطْنِ‌ أُمِّهِ‌.

در ادامه حدیث می خوانیم که مشیت و قدرت برای خداست و هر کس در روز آفرینش او شقی یا سعید بودنش مشخص بوده است همانطور که پیامبر اکرم(ص) می فرمایند بدبخت در شکم مادرش بدبخت بوده است و خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت بوده است کنایه از اینکه سرنوشت افراد در مراتب پیشین وجودی معلوم و مشخص است.

با توجه به حدیث فوق در می یابیم که مشیت های جزئی ما مخلوقات در واقع ظهورات و تجلیات مشیت مطلقه الهی است و ما در مشیت و خواست خودمان مستقل و جدای از خداوند نیستیم. 

البته احادیثی از این دست نباید منجر به اعتقاد به جبر شود چون جبر و عدم اختیار مخلوقات نیز در احادیث دیگری رد شده است بلکه منظور از این احادیث این است که چون هر مرتبه از وجود سایه مرتبه قبلی است پس تمام مشیت و قدرت و کمالاتی را که در خودمان و دیگر مخلوقات مشاهده می کنیم از عوالم بالاتر در جان آنها متجلی می شود پس آنها در مشیت و اراده و قدرت و… مستقل از وجود لایتناهی حق تعالی نیستند و در عین اینکه قدرت و اراده دارند ولی در همان قدرت و اراده خودشان محتاج خداوند می باشند. ما این مبحث را مفصلا در بخش ” امر بین الامرین ” از مجموعه اصطلاحات شرح داده ایم.

همچنین امام باقر(ع) در حدیثی ذیل آیه ۳۴ سوره آل عمران در تفسیر نور الثقلین می فرمایند:

مَنْ‌ زَعَمَ‌ أَنَّهُ‌ قَدْ فَرَغَ‌ مِنَ‌ الْأَمْرِ فَقَدْ کَذَبَ‌، لِأَنَّ‌ الْمَشِیَّهَ‌ لِلَّهِ‌ فِی خَلْقِهِ‌

یعنی هر کس بپندارد خداوند از دخل و تصرف در عالم فارغ گشته است دروغ می گوید، چرا که مشیت در واقع برای خداست که میان مخلوقات جاری می شود.

در واقع خداوند از مرتبه اسمای حسنی مدام فیض خودش را در مراتب پایین تر وجودی جاری می سازد وگرنه همه کائنات معدوم می گردند. پس او مدام در حال تجلی است و بر همین روال مشیت مطلقه او در کالبد مخلوقات به صورت مشیت جزئی ظهور می کند.

مشیت مطلقه او به طور اجمال در عقل اول یا همان حقیقت محمدیه(ص) جلوه می کند همانطور که اهل بیت(ع) فرموده اند:

نحن مشیه الله

ما مشیت خداوندیم.

اما مشیت مطلقه پس از عبور از عقل اول اینبار به صورت مشیت های جزئی در مخلوقاتی که همگی تحت اشراف عقل اول هستند نمایان می شود.

بخوانید ::   نور نوزدهم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *