نور یازدهم

حقیقت محمدیه

حقیقت محمدیه

اصل و ریشه خلافت حقیقت محمدیه ابتدا در احدیت ذاتی جلوه می کند و سپس در مرتبه اسمای حسنی به صورت اسم ” الله “تجلی می کند و پس از آن حقیقت پیامبر(ص) در علم خداوند ظهور می کند.

حقیقت محمدیه به عنوان تعینی که مندک در اسم ” الله ” و به طفیلی آن مندک در احدیت ذاتی حق تعالی می باشد خلیفه و سایه آن مرتبه در عالم خارجی می باشد که تمامی کثراتی که در عوالم آفرینش مشاهده می کنیم همه در قبضه قدرت حقیقت محمدیه است، همانطور که همه اسماء و صفات تحت قبضه اسم ” الله ” بود.

هیچ حجابی جز خود حقیقت محمدیه بین او و خداوند نیست یعنی حقیقت محمدیه تجلی خداوند را در گستره ذات خودش شهود می کند و در عین حال خودش به عنوان حجابی برای خودش نسبت به ذات غیبیه حق تعالی می باشد.پس او هم حجاب است و هم تجلی.

برای تایید نکته ذکر شده به آیه زیر از سوره رعد و حدیثی که از امام صادق(ع)ذیل آن در تفاسیر البرهان و نور الثقلین و صافی آمده است توجه بفرمایید:

الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب

قال الصادق(علیه السلام):

یعنی بمحمد صلی الله علیه و آله تطمئن قلوبهم و هو ذکر الله و حجابه

یعنی به محمد(ص)دلهایشان آرامش می یابد و او ذکر خداوند و حجاب اوست.

همه مخلوقات جزئی از آنجاییکه در گستره حقیقت محمدیه هستند خداوند را در آینه همان حقیقت یاد می کنند و در عین حال همان حقیقت هم به منزله یک حجاب برای آنان است.خود حقیقت محمدیه نیز خداوند را در آینه خویش می بیند و به بالاتر از آن راه ندارد. پس او هم ذکر خداست و هم حجاب او.

همانطور که احدیت ذاتی به نحو اجمالی خودش را در اسم”الله”ظهور می دهد و سپس به طور مفصل در اسم های دیگر متجلی می شود، حقیقت محمدیه نیز ابتدا خودش را در عقل اول ظهور می دهد و سپس در مخلوقات جزئی تر متجلی می گردد.

حقیقت محمدیه گرچه نسبت به مرتبه بالاتر از خود به عنوان یک حجاب برای خودش عمل می کند ولی نسبت به مراتب پایین تر از خودش هیچ حجابی ندارد و همه آنها را در بر می گیرد و به تمامی کائنات اشراف و علم کامل دارد و چون تمامی تعینات را در گستره ذات خودش جمع کرده است پس هیچ کدام از تعینات او را از شهود تعین دیگر باز نمی دارد.

اما مخلوقات جزئی به دلیل گرفتار شدن در حجاب کثرات و تعینات تنها به مخلوقات پیرامون خودشان و آن هم فقط در شرایطی خاص علم و آگاهی می یابند و هر یک از آنها می تواند به منزله حجابی برای مخلوق مجاور خودش باشد.

هر کمالی که در مخلوقات جزئی مشاهده می شود در واقع برای حقیقت محمدیه است که در آنها متجلی شده است و هر نقصی که در آنها مشاهده می شود مربوط به ظرفیت اندک ماهیت خود آنها بوده است که نتوانسته اند بهره بیشتری از فیض وجودی را کسب کنند.البته از آنجا که حقیقت محمدیه هم مستقلا برای خودش هیچ کمالی ندارد و هر چه که در اوست در واقع برای خداوند است پس هر کمالی هم که در مخلوقات جزئی مشاهده می شود در حقیقت برای خودِ خداوند است.در سوره نساء می خوانیم:

ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک و ارسلناک للناس رسولا و کفی بالله شهیدا

آیه می گوید که هر چه خوبی به تو می رسد از خداوند است و هر آنچه بدی به تو می رسد از جانب خودت می باشد.

پس تمام خیرات و کمالات از جانب وجود لایتناهی در مخلوقات و ماهیات جاری می شود و از آنجاییکه مخلوقات در گستره عقل اول آفریده می شوند پس کمالات وجودی از طریق عقل اول(=حقیقت محمدیه) به آنها می رسد.

همچنین در سوره زمر می خوانیم:

و اشرقت الارض بنور ربها و وضع الکتاب و جیء بالنبیین و الشهداء و قضی بینهم بالحق و هم لایظلمون
آیه با عبارت” و اشرقت الارض بنور ربها ” بیان می کند که زمین به نور پروردگارش روشن می شود.

در نگاه دقیق عرفانی، زمینی که با نور پروردگارش روشن می گردد همان ماهیات و مخلوقات جزئی هستند و نوری که از سمت پروردگار بر آنها تابانده می شود همان خلیفه خداوند یعنی حقیقت محمدیه است که به هر کدام از ماهیات به اندازه ظرفیتشان فیض وجودی می رساند(یکی از مصادیق بارز این آیه هنگام ظهور امام زمان(عج)است و مصداق دیگر آن هم قیامت کبری می باشد ولی حقیقتی که آیه بیان می کند پیوسته و مستمر در همه اعصار و قرون جریان و سریان دارد).

در نگاه کلی می توان گفت که نور و فیض حق تعالی یک تجلی ذاتی است که همین تجلی ذاتی وقتی بر پیکره مخلوقات جزئی وارد می شود به صورت تجلیات فعلی ظهور می کند و کثرات و تعددات را ظهور می دهد.

اگر کسی در تجلی ذاتی فانی شود به این معنی است که با فنای در حقیقت محمدیه تمام پهنه گیتی را در برگرفته و از دام تمامی کثرات رها گشته است.در چنین حالتی علم ازل تا به ابد در قلب شخص دفعتا متجلی می گردد.

هنگام رحلت پیامبر(ص)ایشان در گوش مولا علی(ع)معارفی را القا کردند که مولا(ع)در وصف آن معارف فرمودند هزار در از علم به رویم گشوده شد که از هر کدام از آنها هزار در دیگر باز می شود.

وقتی که علوم مقام محمدیه(ص)بخواهد از مرتبه اجمال به طور تفصیل بیان شود در صورت کثرات جلوه گر می شود که مولا(ع)از این ویژگی با عبارت “هزار دری که از هر کدام هزار در دیگر گشوده می شود” یاد کردند.

بخوانید ::   - مطلع چهارم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *