وحدت وجود یکتایی هستی

واسطه فیض الهی

واسطه فیض الهی

واسطه فیض الهی همان خلیفه الله است که طبق حدیث قدسی “لولاک لما خلقت الافلاک ” اگر این واسطه نبود،عالم خلقت در قلمرو وحدت وجود حق تعالی آفریده نمی شد.

در حدیث قدسی ذکر شده، خداوند خطاب به پیامبر(ص)می فرماید اگر تو نبودی کائنات را نمی آفریدم پس نتیجه می گیریم که حقیقت محمدیه(ص) همان واسطه فیض الهی بین خداوند و مخلوقات است.

حقیقت انسان کامل علاوه بر عالم خارجی در علم خداوند هم واسطه رساندن فیض خدا می باشد چون اولین مخلوقی که در علم حق تعالی ظهور می کند همان عین ثابت انسان کامل است که خلیفه و تجلی اسم اعظم”الله”است و پس از آن اسم”الله”با ظهور در حقیقت عین ثابت انسان کامل دست به آفرینش صورت علمی سایر مخلوقاتی می زند که هر کدام مظاهر یکی از اسمای حسنای جزئی او می باشند. پس سایر مخلوقات، هر کدام از رشحات و تجلیات عین ثابت انسان کامل هستند و این معنی دقیق حدیث ” لولاک لما خلقت الافلاک ” است یعنی اگر حقیقت انسان کامل به عنوان واسطه فیض الهی نبود هیچ مخلوقی آفریده نمی شد نه در علم خداوند و نه در عالم خارجی.

صورت علمی انسان کامل هر چند کمالات خودش را در تمامی مخلوقات کثیر متجلی می کند ولی امکان ندارد که در یک مخلوق غیر از خودش همه کمالات خویش را به نمایش بگذارد، پس واسطه فیض الهی یا همان انسان کامل در صورت جمعیه و حقیقت خودش برای هیچ کس دیگری غیر از خودش ظهور نخواهد کرد و این هرگز به معنای بخل و عدم فیض رسانی او نیست بلکه به دلیل عدم ظرفیت سایر مخلوقات برای دریافت فیض از او می باشد چرا که هیچ آینه ای مثل خود او صیقلی و شفاف نیست تا بتواند همه کمالاتی که در عین ثابت انسان کامل است را گرفته و در خودش منعکس کند.بنابراین هر کس فقط به اندازه ظرفیت خویش از او بهره می برد.

عین ثابت محمدیه یا همان صورت علمی انسان کامل به دلیل صیقلی بودن آینه ذاتش و خالص بودن ضمیر پاکش این قابلیت را یافته است که از اسم جامع”الله”یعنی بزرگترین اسم خداوند بهره ببرد و سپس به عنوان واسطه فیض الهی ، کمالات آن اسم جامع را به مخلوقات جزئی برساند که هر کدام از آن مخلوقات جزئی مظهر یکی از اسمای جزئی حق تعالی می باشند و در گستره قلمرو صورت علمی انسان کامل پدیدار می شوند پس او واسطه رساندن فیض به مخلوقات دیگر است.

در نتیجه اگر عین ثابت محمدیه(ص)نبود هیچ مخلوقی در علم حق تعالی خلق نمی شد و به تبع آن هیچ مخلوقی هم در عالم خارجی آفریده نمی شد و این یعنی همان واسطه فیض الهی بودن که حدیث قدسی ” لولاک لما خلقت الافلاک ” به آن اشاره می کند یعنی اگر تو نبودی عالم را نمی آفریدم. نکته دیگر اینکه واسطه فیض الهی در واقع خودش هم فیض خدا می باشد پس هر کمالی که به بقیه مخلوقات می رساند در واقع همان فیض خداست، منتها چون انسان کامل یا همان خلیفه الله به دلیل ظرفیت بیشترش زودتر از بقیه کائنات فیض خدا را دریافت می کند به وسیله آن فیض بقیه مخلوقات را در قلمرو خودش ظهور می دهد. بنابر این واسطه فیض همان فیضی است که از بقیه فیوضات جامع تر است پس آنها را در قلمرو خودش ظهور می دهد. در واقع وسیع ترین فیض برای فیوضات جزئی به عنوان واسطه فیض عمل می کند.

البته هر مرتبه از وجود نسبت به مراتب پایین تر از خودش به عنوان “واسطه فیض” عمل می کند ولی “واسطه فیض الهی” فقط برای مراتب پایین تر از اسمای حسنی یعنی مخلوقات به عنوان واسطه فیض عمل می کند چون قید “الهی” نشان می دهد که او فقط فیض”الله” را به مراتب پایین تر یعنی مخلوقات می رساند و از آنجاییکه “الله” جامع تمامی اسمای حسنی می باشد واسطه فیض الهی نیز جامع تمامی مخلوقات می باشد که همان عقل اول یا حقیقت محمدیه است.

با دقت در مطلب ذکر شده در می یابیم که حقیقت انسان کامل به همه ما از خود ما نزدیکتر است چون به عنوان واسطه فیض الهی همه ما را فرا گرفته است و البته نزدیک بودن انسان کامل به ما به طفیلی نزدیک بودن خداوند به ما حاصل می شود چون فیض او در واقع همان فیض خداست که هم خود او و هم ما به طفیلی آن ظهور کرده ایم. به حدیث زیر از مولا علی(ع) که در توحید صدوق آمده است، توجه بفرمایید:

انا جنب الله الذی فرطتم فیه

یعنی من به عنوان واسطه رساندن فیض حق تعالی همان حضور خداوند در کنار شما هستم هنگامی که معصیت می کنید. پس از آنجاییکه همه ما در قلمرو حقیقت انسان کامل که همان واسطه فیض الهی است، غرقه می باشیم او در کنار همه ما حضور دارد هر چند ما متوجه این حقیقت نباشیم. اما گفتیم که واسطه رساندن فیض حق تعالی یا همان حقیقت انسان کامل خودش نیز فیض خداوند است پس در واقع همه ما غرقه در فیض خداوند می باشیم و خداوند نیز همیشه همراه ماست.به آیه زیر از سوره زمر توجه بفرمایید:

ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله و ان کنت لمن الساخرین

آیه می گوید که مبادا در عالم آخرت کسی بگوید ای وای بر من، بر آنچه که در حضور خدا قصور کردم و از مسخره کنندگان بودم؛ در واقع چنین شخصی هر چند به دلیل غرقه بودن در واسطه فیض الهی یعنی همان حقیقت انسان کامل در فیض خودِ خدا هم غرقه بوده است یعنی فانی در وجود لایتناهی بوده ولی به دلیل مشغول شدن به کثرات از وحدت وجودی که او را فرا گرفته بود غافل مانده است و روی همین حساب هم به مسخره کردن احکام شریعت می پرداخته در حالی که همه آن احکام بر پایه وجود خارجی بیان شده بود.

البته از آنجاییکه شخص مورد نظر تمام کارهایش را به طفیلی غرقه بودن در فیض وجود لایتناهی انجام می داده است پس همواره در حضور خدا بوده و خداوند هم به کارهای او علم حضوری دارد و نیز از آنجاییکه فیض خدا از طریق واسطه فیض الهی یعنی همان حقیقت انسان کامل به چنین شخصی می رسیده است پس انسان کامل یا همان اهل بیت(ع) نیز به کارهای او علم حضوری دارند و سرّ شهادت دادن اولیاء الله بر اعمال بندگان در قیامت همین علم حضوری آنها به کارهای مخلوقات است.]]]]>

]]>

دیدگاهتان را بنویسید

بستن فهرست