واسطه فیض

واسطه فیض

واسطه فیض

واسطه فیض همان خلیفه خداوند است که فیض وجودی حق تعالی را به تمام کثراتی که در برگرفته است می رساند پس تمام آن کثرات در ذات و صفات و افعالشان مندک در واسطه فیض هستند. 

واسطه فیض در مراتب وجودی:

هویت غیبیه همان حقیقت محضه وجود است و اصولا مرتبه وجودی محسوب نمی شود به علاوه فراتر از هویت غیبیه چیزی نیست که هویت غیبیه واسطه فیض آن باشد پس از آن عبور می کنیم و به اولین مرتبه از مراتب وجود یعنی احدیت ذاتی می رسیم. قاعده کلی درباره تنزل مراتب وجود بیان می کند که هر مرتبه وجودی هم برای کثراتی که خودش در برگرفته است واسطه فیض است و هم برای مراتب پایین تر از خودش.

احدیت ذاتی که به طفیلی هویت غیبیه ظهور می کند در قلمرو خودش کثرتی ندارد که به آن فیض برساند پس واسطه فیض برای مراتب پایین تر می شود و روی همین حساب به آن سرچشمه حیات می گوییم. ناگفته نماند که هویت غیبیه نیز حیات محض است ولی چون ربطی به مراتب وجودی پیدا نمی کند و همه چیز نسبت به او معدوم می شود پس حیات او در مراتب پایین تر ساطع نمی گردد ولی احدیت ذاتی به عنوان اولین مرتبه وجودی فیض و حیات خداوند را در مراتب پایین تر از خودش نیز جریان می دهد؛ در مرتبه بعدی یعنی عالم اسمای حسنی اسم”الله” به دلیل ظرفیت بیشتر خودش زودتر از بقیه اسمای حسنی فیض احدیت ذاتی را دریافت می کند و به همین دلیل به عنوان واسطه فیض برای سایر اسمای حسنی شناخته می شود پس به طفیلی فیضی که از احدیت ذاتی دریافت می کند سایر اسمای حسنی را در قلمرو خودش ظهور می دهد. به عبارات قرآنی زیر توجه بفرمایید:

ان الله غفور رحیم

ان الله علیم حکیم

در عبارات فوق اسم اعظم”الله” به عنوان واسطه فیض اسمای غفور و رحیم و علیم و حکیم را در قلمرو خودش ظهور می دهد؛ البته طبق قاعده نبوت تکوینی اسم”الله” فیض را از احدیت ذاتی دریافت می کند و با عبور از خودش به سایر اسمای حسنی می رساند و آنها را ظهور می دهد پس خودش در احدیت ذاتی فانی می شود و احدیت ذاتی نیز در هویت غیبیه مندک می گردد. به همین دلیل در برخی آیات دیگر همین اسم با ضمیر غایب”هو” به هویت غیبیه نیز نسبت داده شده است:

و هو الغفور الرحیم

و هو العلیم الحکیم

در مرتبه بعدی هر کدام از اسمای حسنی به عنوان واسطه فیض برای ظهور صورت های علمی مخلوقات عمل می کنند؛ مثلا اسم اعظم”الله” صورت علمی انسان کامل را ظهور می دهد و اسم “مضل” صورت علمی شیطان را متجلی می کند. البته می دانیم که همانطوری که اسمای حسنی تحت اشراف اسم اعظم”الله” متجلی می شوند، صورت های علمی تمام مخلوقات نیز تحت اشراف عین ثابت انسان کامل ظهور می کند پس با این نگرش عین ثابت انسان کامل ، واسطه فیض برای بقیه اعیان ثابته می باشد.

اما مرتبه علم خداوند نیز به عنوان واسطه فیض برای عالم خارجی عمل می کند بدین صورت که فیض اسم”الله” از عین ثابت انسان کامل عبور می کند و در عالم خارجی به صورت عقل اول یا همان حقیقت محمدیه جلوه گر می شود. به همین ترتیب هر کدام از صورت های علمی به سان یک واسطه فیض ، تجلی اسمی که آنها را در علم خداوند ظاهر کرده را در مظاهر خودشان که همان مخلوقات عالم خارجی است منعکس می کنند. البته از نگاهی دیگر چون تمام مخلوقات تحت اشراف عقل اول آفریده می شوند ، عقل اول واسطه فیض برای تمام آنها می باشد.

خودِ عالم خارجی نیز در یک نگاه کلی به سه مرتبه جبروت و ملکوت و ناسوت تقسیم می شود که عالم جبروت به عنوان واسطه فیض هم برای شئونات خودش و هم برای عالم ملکوت عمل می کند و عالم ملکوت نیز به عنوان واسطه فیض هم برای ظهورات خودش و هم برای عالم ناسوت عمل می کند ولی از آنجاییکه پایین تر از عالم ناسوت هیچ عالمی نمی باشد عالم ناسوت فقط واسطه فیض برای مخلوقات درون خودش می باشد.

پس اولین مرتبه وجودی یعنی احدیت ذاتی چون هیچ شکنی در قلمرو خودش نداشت فقط برای مراتب پایین تر از خودش واسطه فیض بود اما آخرین مرتبه وجودی یعنی عالم ناسوت چون مرتبه ای پایین تر از خودش ندارد فقط برای شکن های درون خودش که همان مخلوقات هستند واسطه فیض می باشد. البته در بین خود آن مخلوقات هم برخی از آنها واسطه فیض برای برخی دیگر هستند.

واسطه فیض بودن اهل بیت(ع):

بیشتر مواقعی که در کتب عرفا با عبارت ” واسطه فیض ” مواجه می شویم منظور همان حقیقت انسان کامل در عالم خارجی است که آن را به عنوان عقل اول یا حقیقت محمدیه می شناسیم که اولین مخلوق خداوند است. پیامبر اکرم(ص) در این باره می فرمایند:

اول ما خلق الله نوری

طبق عبارت فوق اولین مخلوقی که خداوند می آفریند نور حقیقت محمدیه است که البته تجلی نور خداست و پس از عبور از حقیقت محمدیه بر ظلمت ماهیات تابیده و آنها را تحت اشراف عقل اول ظهور می دهد؛ پیامبر اکرم(ص) در حدیثی دیگر می فرمایند:

اول ما خلق الله العقل

طبق عبارت فوق اولین مخلوق خداوند بقیه مخلوقات را تعقل می کند و همین تعقل سبب می شود که مخلوقات در حیطه ادراکی او متجلی شوند؛ البته قوه شناخت و معرفت عقل اول در واقع تجلی خداوند بوده است که آن شناخت و معرفت پس از گذر از عقل اول که واسطه فیض است در مخلوقات هم متجلی می شود پس تمام مخلوقاتی که در عالم خارجی تحت اشراف عقل اول ظهور می کنند به خودشان و دیگران علم پیدا می کنند. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی دیگر می فرمایند:

اول ما خلق الله القلم

طبق عبارت فوق اولین مخلوق همان قلم اعلی می باشد که این قلم با استفاده از مرکب مراتب قبلی کلمات تکوینی عالم آفرینش را تحت اشراف خودش می نگارد. پس در اینجا هم فیض مراتب قبلی توسط قلم اعلی که همان واسطه فیض می باشد در مراتب پایین تر متجلی شده است.

در واقع نور پیامبر(ص) و عقل اول و قلم اعلی در احادیث فوق همه به حقیقت محمدیه اشاره دارند که اولین مخلوق است و به عنوان واسطه فیض ، تجلی خداوند را از خودش عبور می دهد و به بقیه مخلوقاتی می رساند که تحت حیطه خودش متجلی می شوند. امام باقر(ع)در اصول کافی می فرمایند:

لمّا خلق اللّه تعالى العقل،استنطقه.ثمّ‌ قال له:أقبل.فأقبل.ثمّ‌ قال له:أدبر.فأدبر.ثمّ‌ قال:و عزّتی و جلالی،ما خلقت خلقا هو أحبّ‌ إلیّ‌ منک،و لا أکملتک إلاّ فیمن أحبّ‌.أما،إنّی إیّاک آمر و إیّاک أنهى؛و إیّاک أثیب؛و إیّاک أعاقب

یعنی وقتی خداوند عقل را آفرید به او نطق بخشید سپس گفت برگرد او برگشت و گفت بازگرد او بازگشت خداوند گفت به عزت و جلالم خلقی نیافریدم که نزد من محبوب تر از تو باشد و تو را کامل نمی کنم مگر در کسی که او را دوست داشته باشم تو را امر می کنم و تو را نهی می کنم و تو را پاداش می دهم و تو را عقاب می دهم.

امام خمینی(قدس سره)می فرماید اینکه در حدیث آمده است که خداوند به عقل نطق بخشید و او را گویا کرد به این اشاره دارد که اسماء حسنی را به او تعلیم داد منتها نه به این معنی که اسماء حسنی از او جدا باشند و او آنها را یاد بگیرد بلکه بدین صورت که حقیقت اسماء را در جان او نهادینه کرد یعنی اصول و پایه های خلقت را در نهاد او به امانت گذاشت(چرا که حقیقت محمدیه مصداق اتم آیه عرض امانت در سوره احزاب می باشد) تا به عنوان واسطه فیض مخلوقات را که مظاهر آن اسمای حسنی هستند در مراتب بعدی آفرینش تحت اشراف خودش به طور مفصل ظهور دهد.

پس عقل اول کل عوالم خلقت را به نحو اجمالی در بر دارد آنگاه آنها را به نحو تفصیلی هم ظهور می دهد. در واقع اسم ” الله “در عقل اول متجلی می شود و چون ” الله ” تمام اسمای حسنی را در بردارد پس تمامی اسماء به عقل اول تعلیم داده می شود و او به وسیله آن اسماء، مخلوقات عالم آفرینش را به صورت کلمه های تکوینی تلفظ می کند و این عملکرد دقیقا همان واسطه فیض بودن عقل است. در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

بکم بدا الله و بکم یختم

یعنی خداوند کارها و مخلوقات را از طریق شما آغاز می کند و از طریق شما خاتمه می دهد که این جملات به خوبی واسطه فیض بودن بودن اهل ییت(ع) به عنوان عقل اول جهان آفرینش را بیان می کند.

اما اینکه در حدیث به عقل اول گفته می شود برگرد یعنی از مرتبه وحدت به سمت کثرات تجلی کن و عوالم مادون آفرینش را تحت اشراف خود ظهور بده پس عقل اول به عنوان واسطه فیض ، تجلی وجود را از وحدت خداوند به کثرت مخلوقاتی که در حیطه خودش دارد می رساند و اینکه به او گفت باز گرد یعنی هر کدام از کثراتی را که در حیطه خود ظهور داده ای در رتبه خودشان برای عقاب کردن یا ثواب دادن به سمت وحدت بازگردان.

همچنین اینکه فرمود تو را کامل نمی کنم مگر در کسی که او را دوست بدارم اشاره به این دارد که هر کس را که خداوند در علم خودش نسبت به او حب بیشتری داشته در عالم خارجی نیز تجلی بیشتری از عقل اول در جان او متجلی می کند بدین صورت که آن مخلوق تجلی بیشتری را از واسطه فیض دریافت می کند پس شباهت بیشتری به او پیدا می کند.

اما اینکه فرمود تو را پاداش می دهم و تو را عقاب می دهم اشاره به این دارد که همه مخلوقاتی که عذاب می بینند و یا پاداش دریافت می کنند در قلمرو عقل اول فانی می باشند چون تجلی خداوند را از طریق همان واسطه فیض دریافت می کنند پس عذاب شدن و یا پاداش داده شدن را به خود عقل اول نسبت داده است.

نکته آخر اینکه وقتی سایه حقایق عالم بالا در عالم دنیا متجلی می شود ضمن اینکه از جهاتی به آنها شباهت دارد ولی از جهاتی هم با آنها متفاوت است مثلا وقتی حقیقت واسطه فیض بودن در آینه عالم دنیا منعکس می شود به صورت آسمان جلوه می کند که با بارش ابرها رحمت خداوند را به زمین می رساند.

شباهت آسمان به عنوان واسطه فیض با واسطه های فیض مراتب قبلی این است که هر دوی آنها کثراتی که به آنها فیض می رسانند را در برگرفته اند یعنی آسمان با در برگرفتن زمین بر تمام جنگل ها و مزارع و مراتع احاطه دارد و عقل اول نیز بر مراتب پایین تر از خودش احاطه دارد اما تفاوت آنها این است که احاطه آسمان بر زمین احاطه حقیقی نیست چون مثل احاطه پوست میوه به خودِ میوه می باشد پس آسمان دور تا دور زمین را فرا گرفته و در خودِ زمین حضور ندارد اما احاطه عقل اول به مخلوقات یک احاطه حقیقی است چون در سرتاسر جان مخلوقات حضور دارد و مخلوقات حقیقتا در قبضه قدرت او مندک و فانی می باشند.

با این طرز نگرش می توان تفاوت واسطه فیض بودن حقیقت محمدیه و آسمان را در در دو آیه زیر به خوبی تشخیص داد؛ آیه اول در سوره انبیاء می باشد:

و ماارسلناک الا رحمه للعالمین

در آیه فوق حقیقت محمدیه احاطه واقعی نسبت به مخلوقات دارد و به عنوان واسطه فیض ، تجلی رحمت خداوند را به همه کائنات می رساند. اکنون به آیه زیر از سوره غافر توجه بفرمایید:

هو الذی یریکم آیاته و ینزل لکم من السماء رزقا و ما یتذکر الا من ینیب

در آیه فوق رزق خداوند از طریق آسمان به صورت باران فرو فرستاده می شود پس آسمان واسطه فیض است ولی تفاوت فیض رسانی آسمان در این آیه را با فیض رسانی حقیقت محمدیه در آیه قبلی دانستیم؛ البته باید توجه داشته باشیم که همین فیض رسانی آسمان نیز سایه فیض رسانی حقیقت محمدیه است و تجلی آن می باشد با این دید اگر تجلی حقیقت محمدیه یعنی آسمان را در خود حقیقت محمدیه فانی و مندک در نظر بگیریم در واقع این خود حقیقت محمدیه است که به ما فیض می رساند منتها فیض رسانی او به صورت باران آسمان جلوه گر می شود؛ برای تایید این مطلب عبارت زیر را از زیارت امام حسین(ع) ذکر می کنیم:

بِکُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ رِزْقَهَا

از طریق شماست که آسمان باران و روزی خود را فرو می فرستد.

پس آسمان دنیا به عنوان یک واسطه فیض در واسطه های فیض قبلی در عوالم ملکوتی و جبروتی فانی می شود تا به واسطه فیضی به نام حقیقت محمدیه یا همان عقل اول برسد آنگاه عقل اول نیز در مراتب قبلی فانی می شود.

کارهای هر مرتبه از وجود را با نگاه دقیق می توان به واسطه فیض آن مرتبه نسبت داد و با نگاه دقیق تر می توان به مراتب بالاتر نسبت داد و با نگاهی عمیق بایستی به خودِ وجود لایتناهی نسبت داد‌ چون تمام مراتب وجودی و واسطه های فیض رسانی از ظهورات خودِ او می باشند.

به هر حال واسطه فیض در هر عالمی و برای هر عالمی به شکلی خاص جلوه می کند و در این دنیای مادی یکی از بزرگترین واسطه های فیضی که در قرآن کریم بر آن تاکید شده است آسمان می باشد که سایه واسطه های فیض در عوالم بالاتر است؛ مثلا وقتی حضرت عیسی(ع) طبق خواهش حواریون از خداوند درخواست مائده آسمانی می کند نحوه دعای آن پیامبر بزرگ الهی نشان می دهد که واسطه فیض را آسمان در نظر گرفته اند؛ در سوره مائده می خوانیم:

قال عیسی بن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک وارزقنا و انت خیر الرازقین

همچنین هنگامی که در قنوت نماز دستهای خودمان را به سمت بالا می گیریم واسطه فیض را آسمان در نظر گرفته ایم؛ البته خداوند همان وجود لایتناهی است که در همه جا می باشد و همه ماهیات را غرقه در خود کرده است پس می تواند به جای آسمان فیض خودش را از زمین بجوشاند و ساطع کند منتها در عالم دنیا حقیقت واسطه فیض بودن بیشتر به صورت هایی همانند آسمان یا امثال آن ظهور می کند. اگر کسی این حقیقت را شهود کند که وجود حق تعالی همه جا را پر کرده است و به طور مستمر از تمام جهات و نیز از درون جان آدمی در حال تجلی فیض است چنین کسی دیگر در عالم دنیا نیست بلکه هر چند جسم او اینجاست ولی جان او حقیقت مرتبه ای والاتر را شهود می کند.

بخوانید ::   سرچشمه حیات
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *