وجود خدا

وجود خدا

وجود خدا

وجود خدا عبارتی است که در میان توده مردم به کار می رود وگرنه از نگرش عرفانی خداوند همان وجود است و وجود همان خداست که البته ما به حقیقتِ وجود راه نداریم پس آن حقیقت نورانی، مراتبی را تحت اشراف خودش ظهور می دهد.

اطلاق وجود خدا در هویت غیبیه:

همانطور که در نص اول بیان شد وجود خدا از حیث هویت غیبیه و حقیقت محضه خودش هیچ وصف و اسمی ندارد چون هر نامی را برای آن فرض کنیم آن وجود لایتناهی را در آن اسم محدود کرده ایم.حتی اگر همین اسم((لایتناهی)) و ((نامحدود))را بر آن بگذاریم او را در لباس این صفت درآورده ایم.پس در آن مقام نه تنزیه می کنیم و نه تشبیه چون او در هویت غیبیه خودش از تمام تشبیه ها و حتی تنزیه های ما فراتر است و به علاوه تمام شکن ها و تجلیات وجودی نسبت به هویت غیبیه معدوم می باشند پس اصلا چیزی در مقابل هویت غیبیه فرض ندارد که بحث تشبیه هویت غیبیه به آن و یا تنزیه هویت غیبیه از آن پیش بیاید.

پس در وجود خدا اطلاق اولی که برای وجود در نظر گرفتیم همان گستردگی و اطلاقی است که در مقابل آن هیچ چیزی نیست چون تمام شکن ها و تجلیات در برابر اطلاق هویت غیبیه معدوم می شوند و اصلا به حساب نمی آیند.

اطلاق هویت غیبیه هیچ مقابلی ندارد چون هیچ چیزی نسبت به او اصلا به حساب نمی آید که مقابل او فرض شود. در نتیجه در برابر اطلاق هویت غیبیه نه چیز محدودی فرض دارد و نه تعین و وصف نامحدودی در نظر گرفته می شود بلکه تمام محدودها و نامحدود ها در مقابل مراتب وجودی ظهور می کنند نه در هویت غیبیه که خودِ وجود است.

اطلاق وجود خدا در احدیت ذاتی:

اما در مرتبه بعد برای وجود خدا نوعی از گستردگی و اطلاق را در نظر می گیریم که مقابل آن محدودیت و تقید و تعین است.پس اطلاق اولی که از آن بحث شد با نظر به محدودیت و تعینی رخ نداده بود بلکه مربوط به خودِ وجود بود و پیداست که در مقابل وجود هیچ چیزی نیست که با آن تقابل بکند اما اطلاق دومی که از آن بحث می کنیم در برابر محدودیت است یعنی یک مرتبه وجودی به نام احدیت ذاتی برای وجود خدا در نظر گرفته ایم که آن را در برابر مقیدهای وجودی فرض می کنیم؛ هر چند در مقابل خودِ وجود هیچ چیزی نبود ولی در مقابل احدیت ذاتی که یک مرتبه از وجود است می توان مقید هایی را فرض کرد. در واقع این اطلاق دومی یعنی همان احدیت ذاتی و نیز همه محدودیت هایی که مقابل آن یا به عبارتی تحت اشراف آن ظهور خواهند کرد در مقابل اطلاق اولی یعنی هویت غیبیه اصلا به حساب نمی آیند.

در تبیین وجود خدا نام اطلاق اولی را هویت غیبیه می گذاریم که اصلا مقابلی نداشت و نام اطلاق دومی را احدیت ذاتی می گذاریم که تحت اشراف آن در مراتب بعدی مقیدهای بسیاری نیز پدیدار می شود.

اجمال مطلب تا اینجا بدین صورت شد که در وجود خدا اطلاق اولی یعنی هویت غیبیه که ذکر کردیم هیچ مقابلی نداشت یعنی نه محدودی مقابل او بود و نه مقیدی بلکه اصلا در مقایسه با او چیزی به حساب نمی آمد چون در قیاس با او همه چیز معدوم می شد اما در اطلاق دومی یعنی احدیت ذاتی که ذکر کردیم خودمان برای وجود یک حقیقت مطلق در نظر می گیریم که در گستره آن مقیدهایی است که در مراتب بعدی ظهور می کنند.

در وجود خدا ، نام اطلاق اولی که هیچ مقید و مطلقی مقابل آن نیست را هویت غیبیه گذاشتیم و نام اطلاق دومی که مقیدها تحت اشراف آن ظهور می کنند را احدیت ذاتی می گذاریم.

فرض های سه گانه درباره نسبت اطلاق احدیت ذاتی با تجلیات مقید در گستره وجود خدا :

درباره شکن ها و تجلیاتِ وجود خدا که با فیض احدیت ذاتی متجلی می شود، می توان سه فرض در نظر گرفت:

فرض اول اینکه تجلی و فیض احدیت ذاتی بدون هیچ شرط و واسطه ای اسمای حسنی و صورت های علمی مخلوقات را در مرتبه واحدیت ظهور می دهد. از این فیض که اسمای حسنی و صورتهای علمی را متجلی می کند در اصطلاح عرفا با نام((فیض اقدس))یاد می کنند.پس این فیض بدون هیچ شرطی مستقیما از اولین مرتبه وجودی به نام احدیت ذاتی ظهور می کند.به عبارتی می توانیم بگوییم که شرط آن همان بی شرطی آن است چون بدون هیچ شرط و واسطه ای مستقیما از احدیت ذاتی ساطع می شود و اسمای حسنی و صورتهای علمی مخلوقات را در مرتبه واحدیت که تحت اشراف احدیت ذاتی است ظهور می دهد.

فرض دوم اینکه فیض ساطع شده از احدیت ذاتی با یک شرط یعنی عبور از مرتبه واحدیت در عالم خارجی متجلی می شود و نتیجه عبور این فیض از مرتبه واحدیت اینست که صورت های علمی آن مرتبه را به شکل مخلوقات در عالم خارجی هم متجلی می کند.از این فیض در زبان عرفا با نام((فیض مقدس))یاد می شود.نام های دیگری هم برای آن به کار می برند مثل((حق مخلوق به))یعنی حقی که آسمان ها و زمین به طفیلی آن خلق شده است.در قرآن کریم آمده است:

خلق السماوات و الارض بالحق

حقی که در این آیه آمده است همان فیض مقدس است که صورت های علمی آسمان ها و زمین را از مرتبه واحدیت در عالم خارجی هم متجلی کرده است پس با واسطه مرتبه واحدیت به احدیت ذاتی مربوط می شود.

اشاره کردیم که در وجود خدا صورت های علمی با ((فیض اقدس))که در فرض اول بیان شد در علم حق تعالی صورت پذیرفتند و در مرتبه بعد با((فیض مقدس))در عالم خارجی نیز ظهور کردند یعنی فیض اقدس که ماهیات مقید را در علم خداوند متجلی کرد بدون هیچ واسطه ای از احدیت ذاتی ساطع شده بود ولی فیض مقدس که مخلوقات مقید را در عالم خارجی متجلی می کند با واسطه فیض اقدس به احدیت ذاتی مربوط می شود؛ پس ظهوراتی که ما در عالم خارج می بینیم نشانه های همان صورت های علمی و اسمای حسنی در مرتبه واحدیت می باشند که با واسطه آن صورت های علمی و اسمای حسنی که در مرتبه واحدیت بودند به احدیت ذاتی هم مربوط می شوند.

دقت شود که مخلوقات در عالم خارجی با واسطه صورت های علمی خودشان و اسمای حسنی به احدیت ذاتی ربط پیدا می کنند و درباره وجود خدا گفتیم که احدیت ذاتی دومین اطلاق وجود است که تحت اشراف همین اطلاقِ احدیت ذاتی تمام مقید ها شکل می گیرند پس این مقیدها چه اسمای حسنی و ماهیات در مرتبه واحدیت باشند و چه مخلوقات در عالم خارجی باشند همه تحت اشراف دومین اطلاق وجود خدا یعنی احدیت ذاتی شکل می گیرند و به اولین اطلاق وجود یعنی هویت غیبیه ربطی پیدا می کنند چون در برابر هویت غیبیه اصلا به حساب نمی آیند و همگی معدوم می شوند. این نکته را همیشه باید پیرامون شناخت وجود خدا در نظر داشته باشیم.

اما در آخر آیه ذکر شده اشاره شده است که در این امر یعنی ((حق مخلوق به))آیه و نشانه ای برای مومنان است.در واقع مخلوقات پیش رویمان نشانه و آیه ای برای صورت های علمی خودشان و اسمای حسنی در مرتبه قبلی وجود هستند.

خداوند به صورت های علمی ای که در ((فیض اقدس))هستند امر می کند که در عالم خارج ظهور کنند:

انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون
یعنی هنگامی که بخواهیم موجودی از صورت علمی که نزد خدا دارد به عالم خارج بیاید به او می گوییم باش پس می شود.

در واقع با فرمان”باش” آن صورت علمی از فیض اقدس به فیض مقدس ورود پیدا می کند یا به عبارت دیگر از علم خداوند در عالم خارجی متجلی می شود پس با یک واسطه و شرط که همان مرتبه واحدیت است به احدیت ذاتی مربوط می شود.

پس در گستره وجود خدا ((فیض اقدس))بدون واسطه از جانب حق تعالی ظهور کرد و ((فیض مقدس))با یک واسطه یعنی عبور از ((فیض اقدس))در عالم خارجی ظهور پیدا می کند. به بیان دیگر فیض اقدس مستقیما از احدیت ذاتی ساطع می گردد ولی فیض مقدس با واسطه فیض اقدس ظهور می کند.

اما فرض سوم اینکه این فرض و تحقق آن بر خلاف دو فرض پیشین بدون واسطه و یا با یک واسطه نخواهد بود بلکه به عوامل و اسباب و واسطه های بیشتری نیاز دارد تا آن مخلوق بتواند در فلان زمان مشخص و در فلان مکان معین در عالم امکان ظاهر شود مثل مخلوقاتی که در عالم پیرامون خود می بینیم که برای اینکه پا به عرصه وجود بگذارند باید شروطی برای تحقق آن ها صورت گیرد وگرنه آنها در کتم عدم می مانند و به عالم خارج نمی آیند و این وجود خدا می باشد که بر اساس حکمت و تدبیر خود مشخص می کند که چه مخلوقی در چه زمانی و در چه مکانی در عالم خارجی ظهور کند.

صد البته مخلوقی که در وجود خدا اینچنین باشد باید از دو مرحله قبل که در فرض اول و فرض دوم مفصلا بیان شد عبور کرده باشد.یعنی اولا به طفیلی فیض اقدس در مرتبه واحدیت و علم خداوند حاضر بوده باشد و ثانیا به طفیلی فیض مقدس که آن صورتهای علمی را به عالم خارجی می آورد بویی از وجود در عالم خارجی هم برده باشد آنگاه در مرحله سوم هم ظهور او متوقف بر ظهور شرایط و اسبابی است که طبق حکمت خداوند باید قبل از آن شرایط را برای آن مخلوق آماده کنند تا او بتواند به عالم خارج بیاید؛ به آیه زیر از سوره بقره توجه بفرمایید:

الذی جعل لکم الارض فراشا و السماء بناء و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم فلاتجعلوا لله اندادا و انتم تعلمون

در آیه فوق میوه ای که پرورش می یابد و رزق انسان ها می باشد ابتدا توسط فیض اقدس در علم خداوند ظهور کرده است و سپس توسط فیض مقدس در عالم خارجی می آید ولی در همین عالم خارجی هم ظهور او شرط های دیگری را می طلبد مثلا طبق آیه فوق از آسمان باید بارانی ببارد تا در نهایت یک درخت بتواند آن میوه را ظهور دهد.

اطلاق فیض واحد احدیت ذاتی در قلمرو وجود خدا :

نکته آخر درباره وجود خدا اینکه طبق قاعده الواحد فیض وجود نیز همانند خود وجود یک حقیقت بسیط است و این سه مرتبه ای که در سه فرض بالا برای ظهور اسمای حسنی و ماهیات و مخلوقات مطرح شد و در آن تحلیل فیض ساطع شده از اطلاق احدیت ذاتی را به فیض اقدس و فیض مقدس تقسیم کردیم در تحلیل ما نسبت به ظهورات وجود لایتناهی رخ می دهد پس در خود وجود بسیط و لایتناهی هیچ ترکیبی پدید نمی آید بلکه چون وجود واحد و بسیط است فیض صادره از او هم واحد و بسیط است پس حتی در فیض او هم مرتبه بندی و ترکیب رخ نمی دهد و صد البته چون وحدت احدیت ذاتی از نوع عددی نیست که بتوان در کنار آن دومی فرض کرد وحدتِ فیض صادره از احدیت ذاتی هم جا برای فیض دیگر و تجلی دومی در کنار خودش نگذاشته است و همه مخلوقات از ازل تا به ابد را در بر می گیرد و هیچ کثرت و تعددی نه در خود وجود و نه در تجلی او پیش نمی آید بلکه تمام کثرت ها و وحدت ها و زمان ها و مکان ها و تمام وقایع و حوادث درون همان تجلی و فیضی رخ می دهند که از ازل تا به ابد را پر کرده است و جا برای غیر نگذاشته است.

البته وقتی که ما آن فیض و تجلی واحد که از ازل تا به ابد کشیده شده است را تحلیل و بررسی می کنیم آن را به مراتبی نظیر فرض های سه گانه ای که در بالا توضیح دادیم تقسیم می کنیم تا بتوانیم تحلیل خود را نسبت به آن بیان کنیم در نتیجه آن را به فیض اقدس و فیض مقدس یا مخلوقات جزئی که با هزاران پیش شرط در عالم خارجی می آیند، تقسیم می نماییم درست مثل اینکه زمان را به قطعات مختلفی مثل سال و فصل و ماه و قرن و هزاره و…تقسیم می کنیم در حالی که زمان یک حقیقت واحد و به هم پیوسته است که ضمن اینکه همه تقسیمات ما را در بر می گیرد ولی خودش از سال و ماه و قرن و… ترکیب نشده است بلکه ما در تحلیل خودمان این قطعات فرضی را درون حقیقت واحد زمان در نظر می گیریم.

وجود خدا از همان مرتبه احدیت ذاتی که تحت اشراف آن مقیدها را در نظر گرفتیم به تمام مراحلی که برای فیض او بیان کردیم یعنی فیض اقدس و فیض مقدس احاطه دارد:

و کان الله بکل شیء محیطا
پس هم مرتبه فیض اقدس و هم مرتبه فیض مقدس تحت اشراف وجود خدا ظهور می کند و همچنین در مرتبه فیض مقدس هم که مخلوقات جزئی با هزاران پیش شرط یکی پس از دیگری در عالم امکان خلق می شوند باز از گستره هستی او خارج نیستند:

و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله بکل شیء محیطا

پس تمام تجلیات و شکن ها مندک در وجود خدا می باشند و از ظهورات او هستند پس او ضمن اینکه در مرتبه تجلی خودش پس از احدیت ذاتی به صورت تمام آنها اعم از اسمای حسنی و صورت علمی ماهیات و مخلوقات عالم خارجی ظهور کرده است ولی در حقیقت خودش از همه آنها فراتر است:

و الله من ورائهم محیط

بخوانید ::   واحدیت
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *