توحید صیرورت

توحید صیرورت

توحید صیرورت بیان می کند که تمام تحول ها و دگرگونی ها در قلمرو وحدت وجود به خودِ خداوند منتهی می شود هرچند پایان آن راه بهشت یا جهنم باشد.

صیروت به معنای از حالی به حال دیگر در آمدن و از یک ملکه به ملکه دیگر سر برآوردن است و در فارسی به معنای گشتن و گردیدن و شدن می باشد.

در توحید وجود گفتیم که جز او کسی نیست و تمام عالم تجلیات و ملک همان یک وجود است که دومی ندارد و همینطور گفتیم که تمام توحید ها و شرک هایی که بعد از این مرتبه پیش می آید به قبول یا عدم قبول همین اصل اساسی که از آن در کتابهای عرفا با اسم”وحدت وجود”یاد می شود بر می گردد.

کثراتی که در عالم می بینیم تجلیات همان یک وجودند و هرگز در کنار او به عنوان وجود جدایی نبوده اند و نمی باشند.تجلیات او همان ملک خود او هستند و وجودی که برایشان فرض می کنیم در واقع تجلی وجود خداوند در آنان است پس برای خود مخلوقات نمی باشد که تمام این مطالب درتوحید مالکیت توضیح داده شد؛ اگر پذیرفتیم که در دار وجود جز او کسی نیست باید بپذیریم که فرار از فرمانروایی وجود مطلق او هم امکان ندارد به تعبیر مولا علی(ع) در دعای کمیل:

و لا یمکن الفرار من حکومتک

قرآن کریم پس از اثبات ملک خداوند این نتیجه را می گیرد که تمام بازگشت ها و حالات مختلف سرانجامشان به خودِ خدا منتهی می شود چون هیچ کسی و هیچ چیزی در دار وجود نیست مگر اینکه در قلمرو وجودی خداوند است در نتیجه از ملک او بیرون نیست پس تجلی و ظهور خود اوست در نتیجه همه بازگشت ها هم به خود او خواهد بود:

و لله ملک السماوات و الارض و الی الله المصیر
ملاحظه می کنید که منطق آیه فوق این است که چون همه آسمان ها و زمین ملک خداست و از وجود او بیرون نیست پس همه صیرورت ها و تحول ها به هر مرتبه ای که ختم شود حتما به خودِ خداوند ختم شده است و این یعنی همان توحید صیرورت که از اصول قرآنی می باشد. روی همین حساب هم بازگشت آدمی به هر صورت و حالتی که به آن استحاله شود به خود خداوند خواهد بود چون کسی دیگر غیر از وجود مطلق و لایتناهی خدا در کار نیست که بخواهیم به او هم بازگردیم. بله فرقی که بین انسان ها می ماند این است که هر کدام به یکی از اسمای حسنای او باز می گردند مثلا یکی به اسمای جلالیه و قهریه او باز می گردد و یکی به اسمای جمالیه و لطفیه او بر می گردد ولی هیچ کس از ملک او و از حیطه هستی او نه در دنیا و نه در آخرت خارج نخواهد شد.

توضیح توحید صیرورت بر مبنای حرکت جوهری :

صیرورت ربط زیادی به حرکت جوهری پیدا می کند یعنی انسان با کسب ملکات بد و یا ملکات خوب که نتیجه اعتقادات و عملکرد هر شخص می باشد، گوهر نفس ناطقه خویش را رفته رفته به شکل همان ملکه ای که کسب می کند فعلیت می بخشد و در عالم دیگر باید با همان خویشتن خویش که به سبب انجام اعمال خوب یا بد در دنیا به آن فعلیت داده است زندگی کند چون ملکات او از جان او هیچ جدایی ندارد و در فرهنگ قرآن درباره کسی که با حرکت دادن جوهر نفس ناطقه خودش به سمت ملکات زشت خود را جهنمی کند از واژه صیرورت استفاده می کند یعنی خود آن شخص بر اثر تحولات مداوم و پی در پی ،  تبدیل به جهنم می شود.

قرآن کریم با این طرز بیان در واقع می گوید که جهنم هیچ کس از خود او بیرون نیست و او با در آمدن از یک حالت و رفتن به حالت دیگر چون در جهت خلاف می رفته است آخر کار خودش جهنم شده است.لذا در پایان آیات زیر می گوید چه بد تحول و دگرگونی ای برایشان پیش می آید:

و للذین کفروا بربهم عذاب جهنم و بئس المصیر
اما از طرفی دیگر قرآن کریم درباره مقربین می فرماید:

فروح و ریحان و جنه نعیم یعنی کسی که در زمره مقربین وارد شود خودش روح و ریحان و بهشت می شود و بهشت او هم درست مثل جهنم نفر قبل از خودش جدا نیست چون تمثل ملکات وی می باشد که با اعمال خویش در دنیا جانش را به سمت آن تحول و صیرورت داده است؛ بر همین اساس در آیه زیر از سوره فرقان برای افراد بهشتی نیز مفهوم صیرورت و حرکت جوهری به کار رفته است:

قل اذلک خیر ام جنه الخلد التی وعد المتقون کانت لهم جزاء و مصیرا

اما با توجه به آیه ای که تمامی سرای آفرینش را ملک خداوند می دانست که فانی در اسم اعظم “الله” است نتیجه می گیریم که تمام تحول ها و صیرورت ها به هر نوع حالت و مرتبه ای که منتهی بشود در واقع به خودِ خداوند منتهی شده است چون بهشت و جهنم و سایر تجلیات خداوند مندک در خودِ او هستند و منتهی شدن به آنها همان منتهی شدن به خداوند واحدی است که تمامی کثرات را در برگرفته است؛ بار دیگر آن آیه را که بیانگر توحید صیرورت است ذکر می کنیم:

و لله ملک السماوات و الارض و الی الله المصیر
اما توحیدی که شباهت زیادی به توحید صیرورت دارد “توحید رجعت “است که از آیه:”و الیه یرجع الامر کله : همه چیزها به او باز می گردد”و همچنین آیه”و الیه ترجعون : به سوی او باز می گردید”گرفته شده است که به دلیل شباهت زیاد به مطالبی که گفته شد از ذکر جداگانه آن خودداری می کنیم.

در واقع رجعت و صیرورت دو نوع حرکت می باشند که یکی در بیرون از جان آدمی رخ می دهد مثل مسیری که انسان می پیماید ولی دیگری در جان آدمی رخ می دهد یعنی همان حرکت جوهری که انسان را به سمت فضیلت یا رذیلت سوق می دهد. هر دو نوع حرکت ذکر شده به خداوند منتهی می شود که در این نوشتار پیرامون حرکت جوهری توضیح داده شد اما در انتها جمله ای از دعای کمیل را هم پیرامون حرکت در بیرون از جان آدمی بیان می کنیم:

و لایمکن الفرار من حکومتک

مولا علی(ع) در عبارت فوق تصریح می فرمایند که از حکومت خداوند نمی توان گریخت و دلیل آن هم این است که هر جا برویم در قلمرو خودِ وجود هستیم پس محال است که از حکومت وجود لایتناهی خارج شویم در نتیجه پیمایش ما در یک مسیر به هر جایی که ختم بشود به یکی از ظهورات خداوند ختم شده است پس به خودِ خدا رسیده ایم همانطور که از ابتدای مسیر و در بین راه هم خداوند همراه ما بوده است و اصولا حرکت خودمان را به طفیلی قوه و نیروی حق تعالی انجام داده ایم.

پس هر نوع حرکتی چه در درون جان آدمی صورت گیرد و چه در بیرون از جان آدمی باشد به خداوند منتهی می شود و بر همین اساس توحید رجعت و توحید صیرورت دو اصل مسلم قرآنی می باشد؛ البته گاهی اوقات در قرآن کریم رجعت به همان معنای صیرورت هم به کار می رود مثل آیه زیر از سوره بقره:

انا لله و انا الیه راجعون
همانطور که در بخش توحید وجود بیان کردیم تمام توحیدهایی که در قرآن کریم ذکر می شود زیر مجوعه وحدت وجود است پس پذیرش توحید رجعت و توحید صیروت بستگی به این دارد که توحید وجود را خوب شناخته باشیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *