توحید نصرت

توحید نصرت

توحید نصرت بیان می کند تمام یاری کردن ها از جانب وحدت وجود حق تعالی می باشد هرچند که از طریق کثرات و در آینه مخلوقات ظهور می کند.

به آیه زیر از سوره انفال توجه بفرمایید:

و ما جعله الله الا بشری لکم و لتطمئن به قلوبکم و ما النصر الا من عند الله ان الله عزیز حکیم

ما نزول فرشتگان در جنگ را فقط به عنوان بشارت قرار دادیم و برای اینکه دلتان آرام گیرد؛ اما یاری و نصرتی نیست مگر از جانب خداوند؛ او شکست ناپذیر سنجیده کار است.

طبق آیه فوق که قاعده توحید نصرت را بیان می کند، تمام یاری رساندن ها و کمک ها از جانب وجود لایتناهی حق تعالی می باشد هرچند از طریق تجلیاتش مثل فرشتگان و یا هر مخلوق دیگری انجام گیرد.در آیه بالا از سوره انفال و همچنین آیه مشابهی در سوره آل عمران خداوند اشاره می فرماید که هرچند ما در جنگ شما را از طریق نزول فرشتگان یاری رساندیم ولی بدانید که یاری رساندن به مخلوقات فقط کار خودِ خداوند است هر چند از طریق فرشتگان انجام شود.

طبق قاعده وحدت در کثرت ، نصرت و یاری وجود واحد خداوند از طریق مخلوقات کثیر در عالم آفرینش ظهور می کند پس باید بدانیم که مخلوقات از خودشان هیچ ندارند که به یکدیگر کمک کنند و نصرتی که در آنان می بینیم در واقع تجلی نصرت خداوند است که از طریق ماهیت آنها ظهور و بروز می کند و این حقیقت تکوینی همان توحید نصرت می باشد که از اصول مسلم و قطعی قرآن کریم است. در سوره فتح می خوانیم که تمامی لشگریان آسمان ها و زمین برای خداست:

و لله جنود السماوات و الارض و کان الله عزیزا حکیما
در بخش توحید مالکیت توضیح دادیم که اینکه قرآن می گوید فلان چیز برای خداست مالکیت اعتباری را بیان نمی کند بلکه مالکیت حقیقی و تکوینی را بازگو می کند و در مالکیت حقیقی چیزی که تحت مالکیت کسی می باشد از محدوده وجودی مالک بیرون نیست و جدای از او نمی باشد. پس تمام لشگریان آسمان ها و زمین مندک در وجود حق تعالی هستند و به هیچ وجه از قلمرو او بیرون و جدا نمی باشند پس برای خودشان وجودی جدای از او ندارند بلکه تماما تجلیات همان وجود واحد می باشند در نتیجه تنها جدایی و بینونتی که میان مخلوقات و خالقشان هست همان بینونت صفتی است که مولا علی(ع)آن را در احتجاج طبرسی بیان می کنند پس اگر کسی وجود دومی را در کنار خداوند اثبات کند خدای او واحد عددی می شود یعنی در کنار او دوم و سومی هم فرض دارد که این نظر را امام علی(ع)در نهج البلاغه مردود می دانند و آن را سبب محدود شمردن خداوند معرفی می کنند. پس طبیعتا اگر کسی به وسیله فرشتگان یا هر مخلوق دیگری یاری شود در واقع امر این خداوند بوده است که وی را یاری کرده است پس آن تجلی نبایستی باعث حجابی برای آن شخص شود چون جدای از خداوند نیست بلکه ظهور خود اوست منتها در مرتبه تجلی آن وجود مقدس، نه هویت غیبیه او که کسی بدان راهی ندارد. همچنین طبق عبارت قرآنی زیر که در آیه ۱۶۵ سوره بقره آمده است، تمام نیروها برای خداست:

ان القوه لله جمیعا

پس اگر هر نیرویی برای خداست هر یاری رسانی و کمک کردنی هم مخصوص اوست و بدین گونه توحید نصرت را اثبات می کنیم؛ همچنین در سوره آل عمران می خوانیم:

ان ینصرکم الله فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذا الذی ینصرکم من بعده و علی الله فلیتوکل المومنون

اگر خداوند شما را یاری کند هیچ کس نمی تواند بر شما غلبه پیدا کند و اگر او شما را رها و رسوا کند پس از او چه کسی می تواند شما را نصرت دهد. مومنان بایستی بر خدا توکل کنند.

وقتی حضرت امیر(ع) از جنگ صفین برمی­ گشتند، پیرمردى که با ایشان در جنگ صفین حضور داشت، برخاست و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، آیا راهى که ما رفتیم به قضای خدا و قدر او بود؟ حضرت امیر(ع) فرمودند: «بله، به خدا از هیچ تپه ­ای بالا نرفتید و به هیچ زمین همواری فرود نیامدید مگر به قضایى از خدا و قدرى از او.»پس نتیجه می گیریم که ضمن اینکه اختیارمان محفوظ است تمام نصرت هایی هم که برایمان پیش می آید طبق قضا و قدر خداوند می باشد و او در تمام آنها دخیل است.

اما کسانی که بر اساس وهم و گمان غلط خویش و بر خلاف آیات و روایات متعدد برای اشیاء عالم که مظاهر و مجالی وجود خداوند هستند وجود مستقل و جدایی اثبات می کنند و برای آنها اصالتی قائل می شوند و به دنبال این تفکر غلط ، خداوند را هم وجودی در کنار آنها فرض می کنند به ناچار توحید نصرت در آیه ذکر از سوره انفال را اینگونه توضیح می دهند که خداوند ابتدا فرشتگان را خلق می کند و سپس به آنها که پس از خلقتشان دارای وجودی جدای از خداوند شده اند، دستور می دهد تا به یاری بندگان مومن او بروند؛ ما از آنها سؤال می کنیم که وجود لایتناهی حق تعالی چگونه در ابتدای کار به فرشتگان امر می کند؟آیا وجود لایتناهی با فرشته ای که محدود است نسبتی دارد؟مسلم است که خیر؛ پس همان وجود نامحدود هم اگر بخواهد به فرشته ای محدود امر کند به ناچار باید در یک صورت محدود تجلی و جلوه کند تا از آن طریق با مخلوقی محدود ارتباط برقرار کند و به او امر کند و فرمان دهد و همانطور که آن تجلی و جلوه از وی جدا نیست به این معنا که بیرون از هستی لایتناهی او نیست به همان معنا ما می گوییم که آن فرشته هم از هستی خداوند بیرون نیست و تجلی خود اوست.چون هرعاقلی به حکم عقل خود این را قبول دارد که اگر وجود لایتناهی بخواهد کاری محدود را انجام دهد بایستی ابتدا در صورتی محدود جلوه کند.

در نگرش دقیق عرفانی همین خواستن و اراده کردن خداوند خودش یک تعین و تجلی و اندازه در قلمرو وجودِ بسیط و لایتناهی او به حساب می آید. در واقع او با اولین تعین بر اساس حدیث امام کاظم(ع)که در توحید مشیت ذکر کردیم انجام یک کار را می خواهد و پس از مشیت او و اراده و تقدیر و قضای او آن عمل در عالم خارج جلوه گر می شود و او در تمام این سلسله و جریان همراه تک تک حلقه های تشکیل دهنده آنست پس ما به هیچ وجه حق نداریم که او را محدود کرده و بگوییم او در ابتدای این حلقه قرار دارد و مثلا از آنجا به فرشتگان دستور می دهد که فلان کار را بکنند و آنان خودشان با اراده و اختیار و وجودی جدای از خداوند به فرمان او عمل می کنند. در بخش توحید افعالی توضیح دادیم که این عقیده باطل از منظر ائمه اطهار(ع)نامش مجوسیت امت اسلام است و طبق نظر اهل بیت(ع) فاعل مطلق کارها فقط خود خداست هر چند اگر وجود نامحدود او بخواهد کاری انجام دهد به ناچار باید در صورتی محدود جلوه گر شود ولی آن صورت محدود وجودی جدای از او و برای خودش ندارد و مستقل از خداوند نیست.

البته با پذیرش توحید افعالی به هیچ وجه جبر هم پیش نمی آید و اختیار انسان هم به “امر بین الامرین” بر می گردد همچنین سر اینکه انسان و جن در میان تمام مخلوقات دارای اختیار هستند به تجلی زیادتر خداوند در این دو مخلوق بر می گردد و گرنه کسی اختیاری جدای از خدا برای خود ندارد و این اعتقاد باطل توسط اهل بیت(ع)به شدت مردود دانسته شده است که در بخش ” قدریه “برخی از احادیث مربوط به این مطلب را ذکر کردیم.

پس تمام نیروها و در نتیجه همه نصرت ها مستقیما متعلق به ذات مقدس حق تعالی می باشد که همه جا حضور دارد و فاعل مطلق است و اینطور نیست که فقط در سر سلسله حلقه مخلوقات قرار داشته باشد و از آنجا به مراتب پایین تر دستور بدهد و خودش در آن مراتب پایینی نباشد که این تفکر مستلزم وحدت عددی است که در پست وحدت وجود از زبان امام علی(ع)ثابت کردیم که مردود است.

پس خداوند در هیچ کاری تماشا کننده نیست و مدام از فیض وجودی خود همه را سیراب می کند و همه عین فقر به او هستند نه اینکه وجودی برای خود داشته باشند و آن وجود فقط در برآورده ساختن کمالات مربوط به خودش محتاج خدا باشد بلکه همان اصل وجودشان هم عین فقر به خداوند است چون تجلی اوست و خود خداست که دم به دم آن را ظهور می دهد. از این دید وقتی به عالم نگاه می کنیم فقط خدا را می بینیم منتها این مشاهده ما نسبت به خداوند در مرتبه ظهور و تجلی او رخ می دهد و نه ذات غیبیه وجود که هیچ کس به آن راهی ندارد. اگر کسی متحقق به این دید عمیق عرفانی بشود و آن را در سراسر ذات و اندیشه خود پیاده کند در همه جا و همه چیز خداوند را می بیند مثل امام حسین(ع)که در دعای پرشور عرفه فرمودند:

فرأیتک ظاهر فی کل شیء

اگر شخصی چنین دیدی داشته باشد قطعا قاعده تکوینی توحید نصرت را شهود می کند پس همه نصرت ها را از جانب خدا می بیند هر چند از طریق تجلیات او انجام می گیرد. با این دید نه تنها تمام نصرت ها و پیروزی ها در عرصه کارزار به خداوند بر می گردد بلکه همین که ما بر می خیزیم و می نشینیم هم با نصرت و کمک و فیض رسانی او به ما و کار ما صورت می گیرد.لذا در نصوص دینی داریم:

بحول الله و قوته اقوم و اقعد

منظور از این جمله این نیست که قبلا خداوند نیرو و قوه و وجودی به من داده است و اکنون من خودم به وسیله آن بر می خیزم و می نشینم که این عقیده باطل از منظر اهل بیت(ع)مردود است و مجوسیت و تفویض(واگذاری )نام دارد بلکه منظور این است که همین الان که بر می خیزم و یا می نشینم به طفیلی فیض وجودی خداوند این کارها را انجام می دهم پس همین الان هم هر کاری را که انجام می دهیم در لباسی از وجود خداوند موفق به انجام آن می شویم منتها همانطور که گفتیم تمام این حرف ها مربوط به مرتبه تجلی و ظهور خداوند است و نه ذات غیبیه او. پس اگر تمام نیروها برای خداست تمام نصرت ها و کمک کردن ها هم مخصوص اوست هر چند این کار به دلیل عدم تناسب مخلوقات محدود با آن ذات نامحدود از طریق تجلیات او برای ما ظهور کند.

حضرت امام خمینی(قدس سره)که فانی شدن در وحدت وجود حق تعالی را در جان خودشان به نحو کامل و شایسته و بایسته پیاده کرده بودند و ذوب در قرآن کریم بودند بر اساس همین قاعده توحید نصرت که مثل همه توحیدهای دیگری که قرآن کریم ذکر می کند زیر مجموعه توحید وجود است خطاب به رزمندگان دفاع مقدس فرمودند:”من دست و بازوی شما را می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم”؛ چرا که آن مرد الهی با شهود قاعده توحید نصرت به وضوح می دید که دست خداوند از آستین رزمندگان بیرون آمده است و آنها مستقل از وجود لایتناهی حق تعالی نیستند.ایشان همانند جدشان امام حسین(ع)به هر چیز که می نگریستند در آن چیز خدا را می دیدند و می شناختند.امام حسین(ع)می فرمایند:

تعرفت الی فی کل شیء

خودت را در هر چیزی به من شناساندی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *