شرح:
وجود یک حقیقت بسیط و یک دست است که در ذات خود هیچ صفتی ندارد ولی در مراتب بعدی که اسماء و مخلوقات ظهور می کنند گاهی یک اسم اسمی دیگر را می پوشاند و گاهی یک مخلوق مخلوقی دیگر را پنهان می کند.خودِ وجود از آنجاییکه هم اسم و مخلوق پنهان شده را در بردارد و هم اسم و مخلوق ظاهر شده در بردارد هم باطن است و هم ظاهر است؛اما مخلوقی که پنهان شده است دیگر برای ما ظاهر نیست و اگر ظاهر شود دیگر برای ما باطن نیست پس خودِ وجود همه تضادها را در برگرفته یعنی هم ظاهر است و هم باطن ولی مخلوقات او یا ظاهر هستند و یا باطن می باشند.مولا علی(ع)در نهج البلاغه به این حقیقت اینگونه اشاره می فرمایند:

کل ظاهر غیره غیر باطن و کل باطن غیره غیر ظاهر
هر ظاهری غیر از خدا دیگر باطن نیست و هر باطنی غیر از خدا دیگر ظاهر نیست.


طبق بیان مولا(ع)مخلوقات عالم آفرینش نسبت به ما یا ظاهرند یا باطن ولی خالق آنها هم ظاهر است و هم باطن.
چهره ای از وجود را که در هر زمان و مکان با آن سر و کار داریم برای ما ظاهر است و بقیه تجلیات وجودی برای ما باطن هستند.]]]]> ]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *