وسعت هستی

0
101
وسعت هستی

وسعت هستی

وسعت هستی

وسعت هستی لایتناهی حق تعالی تمام زمانها و مکانها و نیز همه مراتب وحدت وجود را فراگرفته است و از همه آنها نیز فراتر است چرا که خداوند بی نهایت حقیقی است و ظهورات او نیز به طفیلی او بی نهایت می شود.

در عالم دنیا وقتی فاعلی را مشاهده می کنیم، فعل آن فاعل از خود فاعل جداست و محلی که فعل او در آن انجام می گیرد هم از خود فاعل بیرون است.برای مثال فرض کنید شخصی شیئی را از جایی بر می دارد و در جای دیگری قرار می دهد.شیء جابجا شده از خود شخص جدا می باشد و محل جابجایی هم بیرون از شخص است.نام دیگر این دنیای مادی به تعبیر قرآن”اسفل سافلین”است و کثرات بیشترین ظهور و تعدّد را در آن دارند. نکته ای که بیان شد درباره افعال مخلوقات در این دنیا بود اما هر چه عوالم وجودی را به سمت بالاتر طی کنیم کثرات رفته رفته مندک در یک حقیقت واحد می شوند تا جایی که خودِ خداوند که همان حقیقت وجود است با وسعت هستی خودش تمام کثرات را در بر گرفته است پس کارهای او در واقع همان ظهورات او می باشند و از او جدا نیستند.

پدیده”زمان” به دلیل همین تعددها و کثرات که مستلزم تنگنای مکانی هم هستند رخ می دهد.وقتی که ما می خواهیم در این دنیا با شخصی ملاقات کنیم باید چهار نسبت را در نظر بگیریم که اگر یکی از آنها با دقت تمام مراعات نشود ما نمی توانیم شخص مورد نظر را ملاقات کنیم.این چهار نسبت طول و عرض و ارتفاع(یا عمق) و زمان هستند.اگر سه عنصر اول که مربوط به مکان هستند مراعات شود ولی عنصر چهارم مورد غفلت واقع شود موقعی به محل ملاقات می رسیم که یا آن شخص از آنجا رفته است و یا هنوز به آنجا نیامده است.پس معلوم می شود که در محاسباتمان یک پدیده را نادیده گرفته ایم و آن پدیده”زمان”است.

پس ما در دنیای کنونی به شدت درگیر کثرات و نسبت های گوناگون و تعدد مخلوقات و پدیده ها هستیم و در کارهای روز مره خودمان حتما بایستی تمامی مختصات لازم را رعایت کنیم تا به مقصود خود برسیم وگرنه در زندگی موفق نخواهیم شد. اینها همه به دلیل تنگنای زمانی و مکانی عالم ماده است که سبب بروز موانعی در زندگی روزمره ما می شود. در واقع وسعت هستی هرچند هیچ حد و مرزی ندارد ولی هنگامی که در ظرفیت اندک ماهیات متجلی می شود به صورت موانع و قید و بندی پیش روی ما جلوه می کند که نام آن را عالم دنیا می گذاریم.

اما وقتی مراتب وجودی را یکی پس از دیگری به سمت عالم عقول و مجردات طی کنیم این کثرات رفته رفته کمرنگ تر می شوند تا جایی که در عالم عقول مفارقه یا همان جبروت تمامی نسبت ها و جهت ها و تعدّدات گوناگون همگی در هم تنیده می شوند و در یک وجود واحد اندکاک پیدا می کنند و فانی می شوند. پس در مراتب بالاتر وجودی وسعت هستی نمود بیشتری می کند. روی همین حساب هم وقتی مخلوقی در عالم بالا کاری را انجام می دهد دیگر فعل و فاعل و محل شکل گیری آن کار از همدیگر جدا نمی باشند بلکه فعل و محل انجام گیری آن از شئونات خود فاعل می باشند.

نکته فوق درباره عالم عقول مفارقه یا همان فرشتگان بود که به عالم جبروت هم معروف است؛اما درباره خودِ حق تعالی قضیه از این هم فراتر است طوری که ظهور او عین بطون اوست و پنهانی او هم عین آشکار شدن اوست.به بیان واضحتر اینها همه نسبت به ما مخلوقات رخ می دهد و خودِ آن ذات مقدس یک حقیقت بسیط است که هستیِ صرف است و هیچ ترکیب بندی و نسبتی در آن وجود مقدس راه ندارد. پس خلق او جدای از او نیست و مندک و فانی در گستره وجودی او می باشد، حتی وقتی ذات وجود را در نظر بگیریم اصلا خلقی ظاهر نشده است و شکن هایی که در وسعت هستی لایتناهی به نام مخلوقات می شناسیم در مراتب بعدی وجود جلوه گر می شود چون خودِ وجود همه نسبت ها و جهت ها را فرا گرفته است و همه را در هم و با هم جمع کرده است‌ و باز از تمام آنها فراتر و منزه است.

امام خمینی(قدس سره)برای تایید این نکته فلسفی و عرفانی ابتدا به بخشی از توقیع امام زمان(عج)به محمد بن عثمان بن سعید(ره)اشاره می فرمایند که در آن آمده است:

یا باطنا فی ظهوره و یا ظاهرا فی بطونه و مکنونه

ای کسی که در عین آشکار بودنش پنهان است و در عین پنهان بودن و مخفی بودنش ظاهر و آشکار است.

سپس به این کلام شیخ محیی الدین بن عربی(قدس سره)در کتاب فتوحات مکیه اشاره می فرمایند:

و أمّا ما تعطیه المعرفه الذوقیّه فهو أنّ‌ الحقّ‌ ظاهر من حیث ما هو باطن؛و باطن من حیث ما هو ظاهر.و أوّل من حیث ما هو آخر؛ و آخر من حیث ما هو أوّل

آنچه که از شهود عرفانی بدست می آید این است که خداوند از همان حیث که باطن است ظاهر هم هست و از همان حیث که ظاهر است باطن هم می باشد و نیز از همان وجه که آخر است اول هم هست و از همان وجه که اول است آخر هم می باشد.

اینها همه به دلیل نامحدود بودن وسعت هستی حق تعالی می باشد و برای این است که او در ذات غیبیه خود از همه نسبت ها منزه است و این جهات گوناگون نسبت به ما که تحت قلمرو خداوندیم و در دام کثرات گرفتار شده ایم رخ می نماید وگرنه از آنجاییکه خودِ آن وجود مقدس همه آن کثرات را در برگرفته است و همه مخلوقات مندک و فانی در آن ذات مقدس هستند پس می تواند همه نسبت ها را در همدیگر به نمایش بگذارد و در نگاه دقیق عرفانی خود او از تمامی آن نسبت ها والاتر و فراتر می باشد. کسی هم که به مرتبه فنای فی الله بار یابد میتواند جهات گوناگون عالم ماده را در هم ببیند چون با فنای در وسعت هستی خداوند ، مخلوقات و کثراتِ عالم ماده را در برگرفته است.

نکات فوق حقیقت توحیدی است که از قرآن و روایات و حکمت متعالیه و عرفان اسلامی به دست می آید ولی متاسفانه چیزی که در میان مردم دنیا به عنوان خداوند شناخته می شود تصویری در ذهن آنان است که در کنار سایر مخلوقات او را هم به عنوان یکی از کثرات در نظر می گیرند که البته می گویند که او از بقیه بزرگتر و قوی تر است و اوست که ابتدا بقیه را آفریده است.این تصویر سازی ذهنی منجر به انحراف عقیدتی در سایر معارف دینی می شود و دردسر های بسیار بزرگی را در زندگی انسان ها پیش می آورد که نتیجه ای جز غم و اندوه و بدبختی و گرفتار شدن در دام کثرات برایشان نخواهد داشت.افرادی اینچنین عمری تشنه لب به دنبال حقیقتی می گردند که از رگ گردن به آنان نزدیکتر بوده است و نتیجه عدم توجه به آن حقیقت مقدس موجب خسران زندگی دنیوی و اخروی آنان می شود. وسعت هستی خداوند آنقدر گسترده است که هر مخلوقی طبق نص روایات اهل بیت(ع) او را مستقیما به خود او می شناسد چون او همه جا هست و با همه مخلوقات همراهی می کند، حتی اگر کسی فکر کند که خداوند غایب و پنهان است و از خداوند تصوری در ذهن خود بسازد چنین شخصی طبق روایات کافر است(هر چند به ظاهر مسلمان باشد).امام صادق(ع) در اصول کافی می فرمایند:

من عبد الله بالتوهم فقد کفر

هر کس خدا را با تصور ذهنی خود بپرستد قطعا کافر است.

همچنین امام صادق(ع) در تحف العقول با استدلال بر اساس قاعده وحدت وجود نتیجه می گیرند که وقتی وجود یک حقیقت بیشتر نیست پس هر کسی او را مستقیما به خود او می شناسد. ما در بخش ” وحدت وجود از زبان امام صادق(ع)” حدیث مورد اشاره را مفصلا توضیح دادیم.

اما اکثر مردم به دلیل اینکه توجه به وسعت هستی خداوند ندارند او را یک چیز محدود فرض می کنند که مثلا در بالای آسمانها جای دارد هرچند ممکن است در گفتار خود به حضور همه جایی خداوند اعتراف کنند ولی در ذهن خودشان خداوند را غایب فرض می کنند و این عقیده باطل سبب بروز مشکلاتی در سایر عقاید انسان ها و به تبع آن در زندگی روزمره آنها می شود.

این گرفتاری های عملی و تنش های خرد کننده زندگی به دلیل اینست که از وسعت هستی حقیقت واحدی که نسبت به همه اشیاء احاطه دارد غافل می شویم و در ذهن خودمان او را هم در کنار کثرات به حساب می آوریم چون ذهنمان عادت به قواعد همین دنیای اسفل سافلین کرده است و حاضر نیستیم درباره عوالم بالاتر وجودی که این کثرات مندک در آن می شوند تفکر کنیم.

امام خمینی(قدس سره)در پایان این بخش به شعر شیخ محمود شبستری(ره)در منظومه گلشن راز اشاره می فرمایند که:

چه نسبت خاک را با عالم پاک

    که ادراکست عجز از درک ادراک

بیت فوق بیان می کند که شخصی که در عالم اسفل سافلین است شناختی از عوالم بالایی ندارد‌‌ و نهایتِ معرفت او نسبت به عوالم بالاتر این است که به ندانستن خودش پی ببرد.  

از مطالب گفته شده نتیجه می گیریم که مخلوقات خداوند جدا و گسیخته از او نیستند چون در وسعت هستی لایتناهی حق تعالی غرقه می باشند پس خداوند آفرینش و افعال خودش را در قلمرو وجودی خودش ظهور می دهد در نتیجه مخلوقات و عوالم آفرینش همان ظهورات او می باشند که طبق قاعده فنای فی الله مندک و فانی در آن وجود مقدس می باشند و از او جدایی ندارند.  

نکته آخر اینکه خداوند به ذات خود بی نهایت است ولی وسعت جهان به طفیلی او بی نهایت می شود؛ در واقع چون وجود یک حقیقت بی نهایت و نامحدود است تجلیات و ظهورات آن حقیقت نامحدود نیز انتهایی ندارد. پس عظمت کائنات سایه عظمت خداوند است و نامحدود بودن عالم آفرینش نیز تجلی وسعت هستی لایتناهی حق تعالی می باشد. از آنجاییکه وسعت خداوند مشرق و مغرب را پر کرده است و همه مخلوقات و ماهیات از تجلیات آن حقیقت نورانی می باشند پس ما به هر طرف از عالم آفرینش که نگاه کنیم در واقع با یکی از چهره های وجود لایتناهی مواجه می شویم که در صورت یک ماهیت ظهور کرده است و چون خداوند با وسعت خودش تمام آن چهره ها و ظهورات را فرا گرفته است پس به همه آنها علم حضوری دارد؛ آیه زیر از سوره بقره به نکات گفته شده اشاره می کند:

و لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم

غیر ممکن بودن فرار از وسعت هستی خداوند:

چون وجود یک حقیقت لایتناهی می باشد پس ظهورات و تجلیات آن وجود یعنی مخلوقات خداوند هیچ گاه نمی توانند از قلمرو او خارج شوند چرا که به هر نقطه از عالم آفرینش که بروند باز هم در گستره حقیقت خداوند غرقه می باشند؛ امام علی(ع) در دعای کمیل خطاب به خداوند می فرمایند:

و لایمکن الفرار من حکومتک

فرار کردن از حکومت تو ممکن نیست.

پس به هر جا که برویم مثل همان جای اولی که بوده ایم باز هم در وسعت هستی خداوند غرقه می باشیم پس حرکت کردن فقط نسبت به ما مخلوقات محدود رخ می دهد که از همدیگر دور می شویم یا به یکدیگر نزدیک می شویم. در نتیجه هر چند مخلوقات می توانند از یکدیگر فاصله بگیرند و یا از مکانی خارج شوند و به مکانی دیگر وارد شوند ولی از قلمرو خداوند هیچ گاه نمی توانند بیرون بروند.

مطلب فوق درباره حرکت کردن معمولی بود اما درباره حرکت جوهری نیز باید گفت که از آنجاییکه گوهر و ذات انسان در اثر حرکت جوهری نهایتا در یکی از شئونات و اسمای حق تعالی فانی می شود و اسمای خداوند هم جدای از او نیستند پس تمام حرکت های جوهری به خودِ خداوند ختم می شوند. به آیات زیر توجه بفرمایید:

قل اذلک خیر ام جنه الخلد التی وعد المتقون کانت لهم جزاء و مصیرا

طبق آیه فوق دگرگونی و حرکت جوهری و صیرورت جان انسان های نیک سرانجام به بهشت ختم خواهد شد اما از آنجاییکه بهشت تحت اشراف اسمای جمالیه خداوند ظهور می کند و اسمای جمالیه هم مثل بقیه اسمای حسنی زیر مجموعه اسم”الله” هستند پس نتیجه می گیریم که صیرورت بهشتیان به اسم”الله” ختم شده است.

و للذین کفروا بربهم عذاب جهنم و بئس المصیر

طبق آیه فوق صیرورت و تحول ذاتی و حرکت جوهری ذات انسان های کافر در نهایت به عذاب جهنم ختم می شود؛ اما چون عذاب جهنم تحت اشراف اسمای جلالیه خداوند شکل می گیرند و اسمای جلالیه نیز مثل بقیه اسمای حسنی مندک در اسم اعظم “الله” می باشند پس انسان های کافر نیز از قلمرو وجودی خداوند بیرون نمی روند منتها او را در یکی از اسمای غضبیه اش شهود می کنند.

پس بهشتیان خداوند را در اسمای جمالیه شهود می کنند و جهنمیان خداوند را در اسمای جلالیه شهود می کنند در نتیجه هیچ کدام از آنها از وسعت هستی خداوند بیرون نرفته اند چون فقط خداوند را شهود می کنند.

از مطالب گفته شده نتیجه می گیریم که تمامی تحولات ذاتی و حرکت های جوهری نیز به خداوند ختم می شود چون او تمامی اسمای حسنی و عوالم آفرینش را در برگرفته است:

و لله ملک السماوات و الارض و الی الله المصیر

طبق آیه فوق مالکیت اسم اعظم”الله”تمامی خلقت را فرا گرفته است پس همه صیرورت ها و دگرگونی در وسعت هستی خود او رخ می دهد و به خودِ او هم ختم خواهد شد.

بخوانید ::   یلی الحقی

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

*

code