وحدت وجود یکتایی هستی

وضع الفاظ برای روح معانی

وضع الفاظ برای روح معانی

وضع الفاظ برای روح معانی قاعده ای است که بر اساس آن هر یک از واژگان قرآنی را بایستی بر اساس حقیقت مفهوم آن لحاظ کنیم نه تجلی آنها در یک مرتبه خاص از مراتب وحدت وجود.

اما شرح این قاعده نورانی که از کلمات اولیاء(علیهم السلام)و عرفا(رضوان الله علیهم)وارد شده است:

أنّ‌ الألفاظ‍‌ وضعت لأرواح المعانی

همانا الفاظ برای ارواح و ریشه معانی وضع شده اند.

امام خمینی(ره) تفکر پیرامون این قاعده را از مصادیق همان تفکری می دانند که ارزشش از هفتاد سال عبادت بیشتر است. فهم قاعده وضع الفاظ برای روح معانی کمک شایانی به پی بردن به لایه های درونی آیات و روایات می کند بلکه اصل اساسی در ورود به بطن معانی نصوص دینی می باشد.

تبیین قاعده وضع الفاظ برای روح معانی با ذکر مثال:

بر اساس قاعده وضع الفاظ برای روح معانی واژگان”تعلیم”و”إنباء”منحصر در یاد دادن و خبر رسانی و آموزش دادنی که در این دنیا مشاهده می کنیم نمی شود بلکه در هر عالمی طبق مقتضای همان عالم جریان دارد. توضیح بیشتر این که مثلا در این دنیا تعلیم معارف الهی با خواندن و شنیدن وحی قرآنی که به صورت کلمات عربی است به دست می آید اما طبق قاعده وضع الفاظ برای روح معانی در عوالم بالاتر از اینجا دیگر زبان عربی یا فارسی یا عبری یا سریانی در کار نیست بلکه طبق اقتضای همان مرتبه از وجود است که کار تعلیم و یا نبوت انجام می شود.مثلا آگاه کردن فرشتگان از اسمای الهی توسط حضرت آدم(ع)دیگر به وسیله زبان های عربی یا فارسی یا عبری نبوده بلکه انتقال مطلب از شخصی به شخص دیگر مطابق شرایط همان عالم صورت گرفته است. طبق قاعده وضع الفاظ برای روح معانی ما درباره کلمه “نبوت“و”تعلیم”بایستی اصل و روح این کلمات را در نظر بگیریم یعنی همان خبر دادن و آموزش دادن را لحاظ کنیم وگرنه وسیله و روش این کار در هر عالمی طبق شرایط همان مرتبه از وجود صورت می گیرد و اینطور نیست که چون یاد دادن مطلبی از طرف استاد به شاگرد در این دنیا با زبانی خاص و یا نوشتن و یا نشان دادن تصاویری انجام می شود این طور بپنداریم که در همه عوالم وجودی هم قضیه از همین قرار است.

طبق قاعده وضع الفاظ برای روح معانی ، نبوت تکوینی عقل اول یعنی همان حقیقت محمدیه به سایر مخلوقات خبر وجودی می دهد و سبب ظهور آنها در صفحه آفرینش می شود. نبوت اسم “الله” نیز سبب ظهور سایر اسمای حسنی می شود. اما در پایین ترین مرتبه وجودی یعنی عالم دنیا نبوت پیامبر(ص) به وسیله کتاب قرآن و نیز روایات و سخنان آن حضرت(ص) به بقیه ابلاغ می گردد. پس طبق قاعده وضع الفاظ برای روح معانی باید “پیام رسانی” نبی را لحاظ کرد که این پیام گاهی یک فیض وجودی است که به بقیه ماهیات می رسد و گاهی کلمات قرآن کریم می باشد که به سایر انسان ها می رسد‌. این قاعده دقیق و نورانی اصل اساسی و کلید فهم آیات قرآن است مثلا اگر در قرآن برای خداوند “عرش”معرفی شده است نباید بگوییم که چون در این دنیا عرش صاحب خودش را حمل می کند یا دارنده عرش بر روی آن سوار می شود پس در همه مراتب دیگر وجود هم همین طور است و نعوذ بالله خداوند بر روی یک عرشی سوار گشته و آن عرش او را حمل می کند که مسلما این عقیده کفر محض می باشد؛بلکه از آنجاییکه الفاظ برای ارواح معانی وضع شده اند باید حقیقت عرش را در نظر بگیریم که همان مقام تدبیر کردن است.پادشاه برای این بر عرش می نشیند که به زیر دستان خود دستور انجام کاری را بدهد نه اینکه عرش او را حمل کند هر چند وقتی حقیقت عرش از اصل خودش تنزل کند و در دنیای مادی ما وارد شود همچین کارکردی را هم پیدا می کند ولی در اصل خود برای چنین چیزی وضع نشده است.

نبوت و ولایت و خلافت و تمامی مفاهیم قرآنی و روایی که در مصباح های پیشین توضیح داده شد مثل همین مطلبی که درباره عرش گفته شد، طبق قاعده وضع الفاظ برای روح معانی در هر عالمی طبق شرایط همان عالم جلوه می کند.پس وقتی قرآن را مطالعه می کنیم بایستی این قاعده را در سرتاسر آن مد نظر قرار دهیم تا با خواندن عباراتی مثل “ید الله:دست خدا”یا “اعیننا:چشمانمان” یا”وجه الله:چهره خدا”یا مشابه اینها شبهه تجسیم و شرک برایمان پیش نیاید. پس “وجه” همان چهره و تعینی است که ما با آن مواجه و رو در رو می شویم، حال این تعین در عالم دنیا بین انسان ها همان چهره و صورت آنهاست که با یکدیگر رو در رو می شوند و گفتگو می کنند ولی از آنجاییکه وجود لایتناهی از صفات مخلوقاتش منزه است و محدودیت ندارد و همه جا را احاطه کرده به هر جا که رو کنیم چهره و تعینی از حق تعالی را مشاهده می کنیم:  

فاینما تولوا فثم وجه الله

بسیاری از روایات اهل بیت(ع)درباره تبیین همین دست از آیات قرآنی وارد شده است تا ما با برداشت ظاهری خودمان به بیراهه نرویم پس در نظر داشتن قاعده وضع الفاظ برای روح معانی که این دست روایات به تبیین آن می پردازند، کمک بزرگی به فهم صحیح آیات قرآن می کند. اصولا ظاهر هر کلمه قرآنی دریچه ای برای ورود به عمق معنای آن کلمه می باشد که در عوالم بالاتر شهود می شود لذا اگر کسی در ظاهر کلمات قرآنی توقف کند هیچ گاه از بطن کلمات قرآنی آگاه نخواهد شد؛ البته از آنجاییکه قرآن تدوینی که به صورت کتاب است دقیقا مطابق قرآن تکوینی می باشد که آن به صورت عالم آفرینش می بینیم پس نتیجه می گیریم که هر کدام از مخلوقات عالم آفرینش نیز دارای معنا و باطنی در عوالم بالاتر می باشند و شکل ظاهری آنها به سان یک پوست و قشر برای حقیقت باطنی آنهاست.

پس قاعده ای که شرح داده شد هم در قرآن تدوینی که شخص پیامبر اکرم(ص) از جانب خداوند برای انسان ها آورده اند جریان دارد و هم در قرآن تکوینی که حقیقت محمدیه یا همان قلم اعلی، مخلوقات آن را از جانب خداوند در عالم خارجی می نگارد جریان دارد.]]]]>

]]>

دیدگاهتان را بنویسید

بستن فهرست