– ولایت انسان

ولایت انسان

ولایت انسان

ولایت انسان کامل که همان انسان حقیقی است بدین معناست که همانطور که اسم اعظم “الله” بر تمامی اسمای حسنی ولایت دارد، حقیقت انسان کامل نیز بر تمام مخلوقات و کائنات سلطه دارد.

ظهور تمامی اسمای جزئیه وجود به طفیلی اسم اعظم”الله”رخ می دهد و از آنجاییکه حقیقت محمدیه سایه و تجلی اسم”الله”است ظهور مخلوقات جزئی که سایه اسمای جزئیه هستند نیز به طفیلی حقیقت محمدیه(ص) رخ می دهد.

در واقع به یک معنی حقیقت محمدیه(ص) شئون وجودی خود را در مراتب پایین تر خلقت جاری می کند و تمامی مخلوقات عالم هستی از شئون و لشگریان او هستند.

ولایت انسان کامل یعنی او این قدرت را دارد که به طفیلی خداوند در تمام عوالم خلقت اعم از ملک و ملکوت و جبروت دخل و تصرف کند و همه آنها مطیع محض آن انسان کامل هستند.

طبق روایات برای هر انسانی شیطانی می باشد که سعی در گمراهی او دارد ولی از آن حضرت نقل شده است که حتی شیطان من به دست من تسلیم گشته است.دلیلش هم این است که حتی شیاطین هم از شئونات و فروعات و جنود انسان کامل هستند و تحت ولایت انسان کامل به سر می برند و به هیچ عنوان در مقابل او به حساب نمی آیند.

اما در انسانهای معمولی که سرگرم و مشغول به کثرات و مادیات دنیوی می باشند به دلیل دور افتادن از معرفت به وحدت وجود حق تعالی و فرو رفتن در جزئیات و کثرات مخلوقات، آنها بر خلاف انسان کامل گاهی حتی خودشان از لشگریان شیاطین می گردند و در راه رضایت اهریمنان گام بر میدارند چرا که جامعیت خود را از دست داده اند و به دام همان کثراتی گرفتار شده اند که می بایست به سان جنود و سپاه خویش آنها را در اختیار داشته باشند.البته همانطور که گفته شد این گرفتاری مخصوص انسانهای دربند تعلقات دنیوی است وگرنه طبق قاعده ولایت انسان کامل ، بزرگمردی همچون سلیمان نبی(ع)شیاطین را دربند می کشد و از آنان در رسیدن به اهداف حکومتش استفاده می کند و شیاطین هم جرئت سرپیچی از ایشان را پیدا نمی کنند.

در عین ثابت و ماهیت انسان کامل در علم خداوند این طور گذشته است که آن تجلی قدسی به جهت واسطه فیض بودن و درجه کمال خودش مابقی کثرات را هم در برداشته باشد و بتواند در آنها همچون اعضای بدن خود دخل و تصرف کند؛لذا پیامبر اکرم(ص)با اشاره ای از روی زمین کره ماه را به دو نیم تقسیم کردند که این واقعه تاریخی به”شق القمر”شهرت یافته است و اساس آن به ولایت انسان کامل بر می گردد.

مابقی افراد همانگونه که در علم خداوند برایشان گذشته است فقط تسلطی معمولی و نه کامل بر بدن و قوای ادراکی خویش دارند ولی فردی از اولیاء الله که با”طی الارض” قدرت جابجایی سریع بدن خودش در زمانی بسیار کوتاه را دارد این تسلط و چیرگی را به طفیلی فنای در قدرت حق تعالی کامل تر کرده است.

در اصطلاح عرفانی به این دست کارهای خارق عادت و غیر معمول عبارت “ولایت تکوینی” اطلاق می شود که از دید دقیق هر انسانی بهره ای از آن را دارد هر چند اندک باشد مثل تمام ما انسانهای معمولی که حداقل بر قوای ادراکی و تصوراتی که در ذهن خودمان می کنیم تسلط و اشراف داریم.منتها این چیرگی و تسلط داشتن در اولیاءالله با ریاضت مستمر همراه با مراقبت بر شهود وجود قیومی حق تعالی در همه جا، بیش از دیگران ظهور و بروز دارد لذا آنها قادر هستند کارهایی را انجام دهند که ما توان انجام آن را نداریم.

ولایت تکوینی و سلطه بر کائنات در اهل بیت(ع) که به تعبیر محیی الدین بن عربی(قدس سره) قطب های عالم امکان هستند به اوج خودش می رسد طوری که ولایت انسان کامل درباره اهل بیت(ع) شامل تمامی کائنات و عوالم آفرینش می گردد.

البته از آنجاییکه ولایت انسان کامل با فنای در قدرت لایتناهی حق تعالی بدست آمده است شخصی که دارای ولایت تکوینی است آن را فقط با اذن و رضایت پروردگارش به کار می گیرد.

ولایت انسان کامل در عالم خارجی بر همه مخلوقات، سایه و تجلی ولایت ماهیت او در علم خداوند بر سایر ماهیات می باشد و ولایت او در علم خداوند هم سایه ولایت اسم اعظم”الله” بر بقیه اسمای حسنی است.

مطالب فوق درباره ولایت تکوینی بود اما نکته ای دیگر را هم ذکر می کنیم و آن اینکه ولایت تشریعی انسان کامل نیز ریشه در همان ولایت تکوینی او دارد و از نگاه دقیق عرفانی یکی از ظهورات ولایت تکوینی اوست که راه فانی شدن در ولایت اسم اعظم”الله” را برای بقیه انسان ها نیز بیان می کند.

انسان های معمولی و مخلوقات عادی ولایت تکوینی خودشان را با فنای در اولین مخلوق که همان حقیقت جامع محمدیه(ص) است به دست می آورند پس اگر غیر از انسان کامل ولایت تکوینی را در عده ای دیگر از انسان ها نیز مشاهده می کنیم در واقع سایه ولایت انسان کامل است که در آنها متجلی شده است. انسان های معمولی حتی اگر بر بدن و افکار خودشان ولایت دارند چه بدانند و چه ندانند این ولایت را دم به دم و لحظه به لحظه از واسطه فیض که همان عقل اول یا حقیقت محمدیه(ص) می باشد دریافت می کنند. اما ولایت حقیقت محمدیه(ص) یا همان عقل اول نیز سایه ولایت انسان کامل در علم خداوند است و ولایت انسان کامل نیز سایه ولایت اسم اعظم”الله” است که در واقع همان ولایت اسم”الله” در مراتب پایین تر وجودی جریان می یابد و متجلی می شود. پس با این نگاه فقط اسم اعظم”الله” ولایت دارد و ولایت بقیه مخلوقات به طفیلی او بدست می آید. آیه زیر از سوره شوری بدین حقیقت اشاره می کند:

ام التخذوا من دونه اولیاء فالله هو الولی و هو یحیی الموتی و هو علی کل شیء قدیر

آیه فوق ابتدا با استفهام انکاری می پرسد که آیا غیر از خداوند را به عنوان ولی انتخاب کردند؟

سپس از آنجاییکه ولایت غیر خداوند تجلی ولایت خودِ خداوند است که در کائنات متجلی شده است می فرماید:

فالله هو الولی

در عبارت فوق ضمیر فصل”هو” و نیز”ال” که بر سر “الولی” آمده است نشانگر حصر ولایت در مبتدای این جمله یعنی اسم”الله” است پس طبق نص آیه فوق فقط “الله” ولایت دارد و بس.

البته در مرتبه بعدی ولایت اسم اعظم”الله” در انسان کامل هم متجلی می شود پس ولایت انسان کامل نیز ظهور همان ولایت اسم اعظم”الله” است. در سوره اعراف می خوانیم:

ان ولی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین

عبارت “ان ولیّی الله” در آیه فوق نشان می دهد که ولی پیامبر اکرم(ص)، اسم اعظم”الله” است پس ولایت انسان کامل هم تجلی همان ولایت اسم”الله” است، البته در مراتب بعدی همین ولایت اسم اعظم”الله” از طریق انسان کامل در بقیه انسان های مومن نیز جریان می یابد:

ان اولی الناس بابراهیم للذین التبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا والله ولی المومنین

انتهای آیه فوق اسم اعظم”الله” را ولیّ مومنان می داند. پس ولایت انسان های مومن نیز تجلی همان ولایت اسم”الله” است که از طریق انسان کامل یا همان واسطه فیض، به مومنان می رسد.

حتی ولایت انسان های غیر مومن بر بدن خودشان و نیز ولایت شیاطین بر انسان های گمراه از اسم”الله” در آنان ظهور می کند منتها ولایت اسم اعظم”الله” ابتدا در ولایت اسم جزئی”مضل” متجلی می شود و سپس ولایت اسم”مضل” در کافران و شیاطین ظهور می کند. آیه زیر از سوره حج به ولایت شیطان بر انسان های گمراه اشاره می کند:

کتب علیه انه من تولاه فانه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر

در واقع چون ولایت شیطان از اسم”مضل” در او ظهور کرده است پس هر کس ولایت او را بپذیرد طبق آیه فوق گمراه شده و راهی دوزخ می شود.

پس در نگرش قرآنی و عرفانی هیچ کس مستقل از خداوند نیست و همه تحت سلطه وجود لایتناهی فعالیت می کنند:

الم تر انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین توزهم ازا

آیه فوق خطاب به پیامبر اکرم(ص) می فرماید آیا با نگاه به وجود لایتناهی نمی بینی که حتی شیاطین را هم ما به سوی کافران گسیل می کنیم؟

پس در واقع شیاطین هم به طفیلی وجود لایتناهی شیطنت خود را انجام می دهند.

ولایت پیامبران هم سایه همان ولایت اسم”الله” است، منتها ولایت اسم”الله” ابتدا در ولایت اسم”هادی” ظهور می کند و سپس به صورت ولایت پیامبران متجلی می شود.

پس اجمال مطلب این شد که هم ولایت انسان کامل و هم ولایت انسان های گمراه و هم ولایت سایر مخلوقات اعم از شیطان و فرشته و … همه و همه تجلی ولایت اسم اعظم”الله” است که ابتدا در یکی از اسمای جزئی خودش مثل “هادی” و یا “مضل” ولایت خود را متجلی می کند سپس در صورت علمی ماهیاتی که تحت آن اسم در علم خداوند ظهور می کنند ولایت آن اسم نیز ظهور می کند آنگاه آن مخلوقات وقتی که در عالم خارجی منعکس می شوند ولایت همان اسم جزئی را بر بقیه مخلوقات اعمال می کنند.

در نتیجه چون شیاطین در علم خداوند تحت ولایت اسم”مضل”بودند در عالم خارجی هم دیگران را گمراه می کنند و چون پیامبران در علم خداوند تحت ولایت اسم”هادی” بودند در عالم خارجی هم دیگران را هدایت می کنند.

اما از آنجاییکه همه اسمای جزئی مثل “هادی” و “مضل” و… تحت اشراف اسم اعظم”الله” هستند پس ولایتی که از اسمای جزئی در مخلوقات متجلی می شود همان ولایت اسم”الله” است.

در نتیجه هم ولایت انسان کامل و هم بقیه انسان ها و هم سایر مخلوقات عالم آفرینش اعم از شیطان و فرشته و… سایه ولایت اسم “الله” است و در ولایت اسم”الله” مندک و فانی می باشد.

بخوانید ::   - توحید الوهیت
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *