وحدت وجود
ولایت تکوینی

ولایت تکوینی

ولایت تکوینی

ولایت تکوینی

ولایت تکوینی انسان کامل به فنای او در مرتبه ای بالاتر مرتبه مخلوقات یعنی عالم اسمای حسنی باز می گردد چرا که در وحدت وجود حق تعالی مراتب بالایی بر پایینی ولایت دارند.

بالاترین درجه ولایت تکوینی بر اساس فنای در اسم”الله” بدست می آید. از آنجاییکه اسم اعظم “الله” بر تمامی اسمای حسنی ولایت دارد، حقیقت انسان کامل نیز بر تمامی مخلوقات و کائنات سلطه دارد.

مراتب ولایت تکوینی :

حقیقت ولایتی که در عالم خلقت مشاهده می کنیم به اسم اعظم”الله” در مرتبه واحدیت بر می گردد؛ ظهور تمامی اسمای جزئیه وجود به طفیلی اسم اعظم”الله“رخ می دهد پس اسم”الله” بر تمامی اسمای حسنی ولایت تکوینی دارد و از آنجاییکه حقیقت محمدیه سایه و تجلی اسم”الله”است ظهور مخلوقات جزئی که سایه اسمای جزئیه هستند نیز به طفیلی حقیقت محمدیه(ص) رخ می دهد پس حقیقت محمدیه(ص) بر تمامی مخلوقات ولایت دارد؛ در واقع ولایت تکوینی شخص انسان کامل در عالم خارجی به ولایت حقیقت محمدیه(ص) یا همان عقل اول باز می گردد چون حقیقت محمدیه(ص) شئون وجودی خود را در مراتب پایین تر خلقت جاری می کند و تمامی مخلوقات عالم هستی از شئون و لشگریان او هستند. البته ولایت حقیقت محمدیه(ص) نیز سایه ولایت صورت علمی انسان کامل در مرتبه علم حق تعالی است. ولایت تکوینی انسان کامل در عالم خارجی یعنی او این قدرت را دارد که به طفیلی خداوند در تمام عوالم خلقت اعم از ملک و ملکوت و جبروت دخل و تصرف کند و همه آنها مطیع محض آن انسان کامل هستند.

طبق روایات برای هر انسانی شیطانی می باشد که سعی در گمراهی او دارد ولی از آن پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که حتی شیطان من به دست من تسلیم گشته است.دلیلش هم این است که حتی شیاطین هم از شئونات و فروعات و جنود انسان کامل هستند و تحت ولایت تکوینی انسان کامل به سر می برند و به هیچ عنوان در مقابل او به حساب نمی آیند.

اما در انسانهای معمولی که سرگرم و مشغول به کثرات و مادیات دنیوی می باشند به دلیل دور افتادن از معرفت به وحدت وجود حق تعالی و فرو رفتن در جزئیات و کثرات و مخلوقات، ولایت تکوینی به کمترین درجه خود می رسد و آنها بر خلاف انسان کامل گاهی حتی خودشان از لشگریان شیاطین می گردند و در راه رضایت اهریمنان گام بر میدارند چرا که جامعیت خود را از دست داده اند و به دام همان کثراتی گرفتار شده اند که می بایست به سان جنود و سپاه خویش آنها را در اختیار داشته باشند.البته همانطور که گفته شد این گرفتاریها مخصوص انسانهای دربند تعلقات دنیوی و گم گشته در کثراتِ متعدد است وگرنه طبق قاعده ولایت تکوینی انسان کامل ، بزرگمردی همچون سلیمان نبی(ع)شیاطین را دربند می کشد و از آنان در راه رسیدن به برخی از اهداف حکومتش استفاده هم می کند و شیاطین هم جرئت سرپیچی از ایشان را پیدا نمی کنند.

ولایت تکوینی انسان کامل در عین ثابت و ماهیت او در علم خداوند مقدر شده است. انسان کامل به جهت واسطه فیض بودن و درجه کمال خودش مابقی کثرات را هم در بردارد و می تواند در آنها همچون اعضای بدن خود دخل و تصرف کند؛لذا پیامبر اکرم(ص)با اشاره ای از روی زمین کره ماه را به دو نیم تقسیم کردند که این واقعه تاریخی به”شق القمر”شهرت یافته است و اساس و ریشه آن به ولایت تکوینی پیامبر اکرم(ص) بر می گردد.

مابقی افراد همانگونه که در علم خداوند برایشان گذشته است فقط تسلطی معمولی و نه کامل بر بدن و قوای ادراکی خویش دارند ولی فردی از اولیاء الله که بر اساس قاعده ولایت تکوینی با”طی الارض” قدرت جابجایی سریع بدن خودش در زمانی بسیار کوتاه را دارد این تسلط و چیرگی را به طفیلی فنای در قدرت حق تعالی کامل تر کرده است.

در اصطلاح عرفانی بر این دست کارهای خارق عادت و غیر معمول عبارت “ولایت تکوینی” اطلاق می شود که از دید دقیق هر انسانی بهره ای از آن را دارد هر چند اندک باشد مثل تمام ما انسانهای معمولی که حداقل بر قوای ادراکی و نیز تصوراتی که در ذهن خودمان می کنیم تسلط و اشراف داریم.منتها این ولایت تکوینی ، در اولیاءالله با ریاضت مستمر همراه با مراقبت بر شهود وجود واحد قیومی حق تعالی در همه جا، بیش از دیگران ظهور و بروز دارد لذا آنها قادر هستند کارهایی را انجام دهند که ما توان انجام آنها را نداریم چرا که در وحدتی فانی شده اند که بر تمام کثرات ولایت دارد و به طفیلی او آنها هم بر کثرات ولایت پیدا می کنند.

ولایت تکوینی و سلطه بر کائنات در اهل بیت(ع) که به تعبیر محیی الدین بن عربی(قدس سره) قطب های عالم امکان هستند به اوج خودش می رسد طوری که ولایت آن انسان های کامل شامل تمامی کائنات و عوالم آفرینش می گردد. البته از آنجاییکه ولایت انسان کامل با فنای در قدرت لایتناهی حق تعالی بدست آمده است شخصی که دارای ولایت تکوینی است آن را فقط با اذن و رضایت پروردگارش به کار می گیرد.

ولایت تکوینی انسان کامل در عالم خارجی بر همه مخلوقات، سایه و تجلی ولایت ماهیت او در علم خداوند بر سایر ماهیات می باشد و ولایت تکوینی او در علم خداوند هم سایه ولایت اسم اعظم”الله” بر بقیه اسمای حسنی است.

اما اکنون نکته ای دیگر را هم ذکر می کنیم و آن اینکه ولایت تشریعی انسان کامل نیز ریشه در همان ولایت تکوینی او دارد و یکی از ظهورات آن می باشد که راه فانی شدن در ولایت اسم اعظم”الله” را برای بقیه انسان ها به صورت قواعد شریعت بیان می کند.

انسان های معمولی و مخلوقات عادی ولایت خودشان را با فنای در اولین مخلوق که همان حقیقت جامع محمدیه(ص) است به دست می آورند پس اگر غیر از انسان کامل ، ولایت تکوینی را در عده ای دیگر از انسان ها نیز مشاهده می کنیم در واقع سایه ولایت انسان کامل است که در آنها متجلی شده است. انسان های معمولی حتی اگر بر بدن و افکار خودشان ولایت و تسلط دارند چه بدانند و چه ندانند این ولایت را دم به دم و لحظه به لحظه از واسطه فیض که همان عقل اول یا حقیقت محمدیه(ص) می باشد دریافت می کنند. اما ولایت تکوینی خودِ حقیقت محمدیه(ص) یا همان عقل اول نیز سایه ولایت انسان کامل در علم خداوند است و ولایت انسان کامل در علم خداوند نیز سایه ولایت اسم اعظم”الله” است که در واقع همان ولایت اسم”الله” در مراتب پایین تر وجودی جریان می یابد و متجلی می شود. پس با این نگاه فقط اسم اعظم”الله” ولایت دارد و ولایت بقیه مخلوقات به طفیلی او بدست می آید. آیه زیر از سوره شوری بدین حقیقت اشاره می کند:

ام التخذوا من دونه اولیاء فالله هو الولی و هو یحیی الموتی و هو علی کل شیء قدیر

آیه فوق ابتدا با استفهام انکاری می پرسد که آیا غیر از خداوند را به عنوان ولی انتخاب کردند؟سپس از آنجاییکه ولایت تکوینی غیر خداوند تجلی ولایت خودِ خداوند است که در کائنات متجلی شده است می فرماید:

فالله هو الولی

در عبارت فوق ضمیر فصل”هو” و نیز”ال” که بر سر “الولی” آمده است نشانگر حصر ولایت در مبتدای این جمله یعنی اسم”الله” است پس طبق نص آیه فوق فقط “الله” ولایت دارد و بس؛ البته در مرتبه بعدی ولایت اسم اعظم”الله” در انسان کامل هم متجلی می شود پس ولایت تکوینی انسان کامل نیز ظهور همان ولایت تکوینی اسم اعظم”الله” است. در سوره اعراف می خوانیم:

ان ولی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین

عبارت “ان ولیّی الله” در آیه فوق نشان می دهد که ولیِّ پیامبر اکرم(ص)، اسم اعظم”الله” است پس ولایت تکوینی انسان کامل هم تجلی همان ولایت اسم”الله” است، البته در مراتب بعدی همین ولایت اسم اعظم”الله” از طریق انسان کامل در بقیه انسان های مومن نیز جریان می یابد:

ان اولی الناس بابراهیم للذین التبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا والله ولی المومنین

انتهای آیه فوق اسم اعظم”الله” را ولیّ مومنان می داند. پس ولایت انسان های مومن نیز تجلی همان ولایت اسم”الله” است که از طریق انسان کامل یا همان واسطه فیض، به مومنان می رسد.حتی ولایت تکوینی انسان های غیر مومن بر بدن خودشان و نیز ولایت شیاطین بر انسان های گمراه نیز از اسم”الله” در آنان ظهور می کند منتها ولایت اسم اعظم”الله” ابتدا در ولایت اسم جزئی”مضل” متجلی می شود و سپس ولایت اسم”مضل” در کافران و شیاطین ظهور می کند. آیه زیر از سوره حج به ولایت شیطان بر انسان های گمراه اشاره می کند:

کتب علیه انه من تولاه فانه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر

در واقع چون طبق مراتب ولایت تکوینی ولایت شیطان از اسم”مضل” در او ظهور کرده است پس هر کس ولایت او را بپذیرد طبق آیه فوق گمراه شده و راهی دوزخ می شود. پس در نگرش قرآنی و عرفانی هیچ کس مستقل از ولایت تکوینی خداوند نیست و همه کثرات تحت سلطه وحدت وجود حق تعالی و به طفیلی ولایت او فعالیت می کنند؛ به آیه زیر از سوره مریم توجه بفرمایید:

الم تر انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین توزهم ازا

آیه فوق خطاب به پیامبر اکرم(ص) می فرماید آیا با نگاه به وجود لایتناهی نمی بینی که حتی شیاطین را هم ما به سوی کافران گسیل می کنیم؟ پس در واقع شیاطین هم به طفیلی ولایت تکوینی اسم “الله” شیطنت خود را انجام می دهند؛ البته دانستیم که ولایت پیامبران(ع) هم سایه همان ولایت اسم”الله” است، منتها ولایت اسم”الله” ابتدا در ولایت اسم”هادی” ظهور می کند و سپس به صورت ولایت پیامبران(ع) در عالم دنیا متجلی می شود ولی درباره شیاطین باید گفت که ولایت تکوینی اسم”الله” ابتدا در اسم”مضل” ظهور می کند و سپس در شیاطین و اهریمنان متجلی می شود.

پس اجمال مطلب این شد که بر اساس مراتب ولایت تکوینی هم ولایت انسان کامل و هم ولایت انسان های گمراه و هم ولایت سایر مخلوقات اعم از شیطان و فرشته و … همه و همه تجلی ولایت اسم اعظم”الله” است که ابتدا در یکی از اسمای جزئی خودش مثل “هادی” و یا “مضل” ولایت تکوینی خودش را متجلی می کند و سپس در صورت علمی ماهیاتی که تحت آن اسم در علم خداوند ظهور می کنند ولایت آن اسم نیز ظهور می کند آنگاه آن مخلوقات وقتی که در عالم خارجی منعکس می شوند ولایت تکوینی همان اسم جزئی را بر بقیه مخلوقات اعمال می کنند.

در نتیجه چون شیاطین در علم خداوند تحت ولایت اسم”مضل”بودند در عالم خارجی هم دیگران را گمراه می کنند و چون پیامبران در علم خداوند تحت ولایت تکوینی اسم”هادی” بودند در عالم خارجی هم دیگران را هدایت می کنند.

فنای همه ولایت ها در ولایت تکوینی خداوند:

از آنجاییکه همه اسمای جزئی مثل “هادی” و “مضل” و… تحت اشراف اسم اعظم”الله” هستند پس ولایتی که از اسمای جزئی در مخلوقات متجلی می شود در واقع همان ولایت اسم اعظم”الله” است. در نتیجه هم ولایت تکوینی انسان کامل و هم بقیه انسان ها و هم سایر مخلوقات عالم آفرینش اعم از شیطان و فرشته و… همه و همه سایه ولایت اسم “الله” است پس در ولایت تکوینی اسم اعظم”الله” مندک و فانی می باشد.

بخوانید ::   توحید ربوبیت

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن فهرست