ولایت

0
101
ولایت

ولایت

ولایت

ولایت تکوینی عین ثابت انسان کامل بر بقیه اعیان ثابته و ماهیات از مرتبه علم خداوند در مراتب پایین تر وحدت وجود هم متجلی می شود و ولایت دیگران سایه ولایت او می باشد.

در بخش های پیش دانستیم که عین ثابت و ماهیت علمی انسان کامل چون سایه اسم”الله“است بر تمامی اعیان ثابته و ماهیات دیگر احاطه دارد همانطوری که اسم”الله”بر تمامی اسمای دیگر اشراف و احاطه داشت.

این اشراف و احاطه را همان”ولایت”می گویند که به معنی قرب و نزدیکی یا قیمومیت یا تصرف یا ربوبیت و پرورش دادن است که تمامی اینها نتیجه همان احاطه و سلطه انسان کامل نسبت به سایر مخلوقات در علم خداوند متعال است که آن هم نتیجه احاطه اسم اعظم ” الله ” بر سایر اسماء می باشد.

ولایت تکوینی:

اما وقتی که مخلوقات از علم خداوند در عالم خارجی هم منعکس می گردند همان احاطه و اشراف انسان کامل به آنها نیز از علم خداوندی در عرصه عالم خارجی جلوه گر می شود.پس در اینجا هم حقیقت انسان کامل که همان عقل اول نام دارد همانند مرتبه علم خداوند نسبت به همه مخلوقات ولایت و احاطه و سلطنت و سروری دارد.آیه زیر از سوره احزاب را می توان با این دید نگاه کرد:

النبی اولی بالمومنین من انفسهم

پیامبر از خود شما به شما سزاوارتر است.

چون بقیه انسان ها و حتی سایر مخلوقات عالم به طفیلی ایشان و تحت اشراف ذات مقدس پیامبر(ص)در این عالم ظاهر گشته اند.پس ولایت تکوینی و اشراف و احاطه پیامبر اکرم(ص)از رگ گردن آنها به آنها نزدیکتر است. البته ولایت تشریعی پیامبر(ص) نیز ریشه در همین احاطه و سلطه تکوینی حقیقت نورانی ایشان دارد.

می دانیم که خلافت و جانشینی اسم”الله” مخصوص حقیقت محمدیه در علم خداوند است یعنی ولایت عین ثابت پیامبر(ص)بر سایر اعیان ثابته، سایه و رقیقه و رشحه ولایت اسم”الله”بر سایر اسماء بود.حال اگر همین حقیقتی که اسم”الله”به عنوان جانشین خودش ظهور داده است و نام آن را خلافت محمدیه(ص)گذاشتیم بخواهد سلطنت و چیرگی خود را بر سایر اعیان ثابته و ماهیات اعمال کند نامش ” ولایت علویه “می شود که از باطن حقیقت محمدیه(ص)در عرصه کائناتِ عالم خارجی نیز متجلی می گردد.

چون این ولایت علویه از باطن حقیقت محمدیه متجلی گشته است پس در باطن و سر خود با او متحد و یگانه است؛همانطور که پیامبر اکرم(ص)می فرمایند:

انا و علی من شجره واحده و سائر الناس من شجر شتی

من و علی(ع)از یک درخت می باشیم و بقیه مردم از درخت های گوناگون اند.

یک رویِ این ولایت در مرتبه علم خداوند بر سایر ماهیات اعمال می شود پس در مرتبه علم خداوند خلافت پیامبر(ص)از درون ذات خودش ولایت علویه را متجلی می گرداند، اما همین حقیقت وقتی که از علم خداوند در عالم خارجی منعکس می شود باز هم طبق همان روال است؛یعنی در عالم خارجی هم ولایت تکوینی علویه سایه خلافت تکوینی حقیقت محمدیه(ص) می باشد و از عمق آن می جوشد و در سایر کائنات نیز سریان می یابد.

ولایت تشریعی:

حتی در مراتب بعدی از آنجاییکه شریعت آسمانی طبق همین قواعد تکوینی شکل گرفته و سایه آن است در شریعت اسلام هم شخص مولا علی(ع)جانشین حضرت محمد(ص)هستند یعنی خلافت و ولایت تشریعی امام علی(ع) سایه خلافت و ولایت تشریعی پیامبر(ص) می باشد هر چند چون عملی شدن یا نشدن دین خداوند بسته به اختیاری که انسان ها آن را اعمال می کنند تغییر می کند و در زمان صدر اسلام مردم خلاف وصیت پیامبر(ص)عمل کردند خلاف این واقع شد و متاسفانه خلافت تشریعی مولا علی(ع)توسط نااهلان غصب گردید. البته خلافت تکوینی ایشان به هیچ وجه قابل تغییر نیست و غصب منصب خلافت صرفا درباره منصب خلافت تشریعی رخ داد و نه تکوینی.

نتیجه اینکه هرچند مولا علی(ع) توسط نااهلان و مردمان کژفهم و مغرض از قرار گرفتن در منصب رسمی و اجرایی خلافت تشریعی کنار گذاشته شدند و مردم آن زمان بعد از پیامبر(ص) حکومت را به کس دیگری واگذار کردند ولی مولا علی(ع) در همان حال نیز بر تمام افرادی که حق ایشان را سلب کردند ولایت تکوینی داشتند و مسئله غصب فقط مربوط به منصب حکومتی می باشد نه عالم تکوینی، چون امکان ندارد کسی بتواند از ولایت تکوینی انسان کامل در عالم خارجی سرپیچی کند در نتیجه چه بداند و چه نداند تحت سلطه حقیقت انسان کامل است.

پس این مورد آخری که در عالم امکان خلاف آن واقع شده بر اساس سوء اختیار عده ای غاصب بوده است وگرنه حقایق مراتب قبلی چون تکوینی بوده مثل مورد اخیر قابل نقض کردن نیست. از آنجاییکه هر مرتبه از وجود سایه مرتبه قبل است پس باید طبق همان مرتبه قبلی شکل بگیرد اما این مرتبه آخری که به صورت دین تشریعی بیان شده است نیز هرچند بر اساس مراتب تکوینی قبل بیان می شود ولی انسان ها می توانند با سوء اختیار خودشان از آن سرپیچی کنند. البته از آنجاییکه با سرپیچی انسان ها حقیقت عالم تکوینی عوض نمی شود پس کسی که در این میان ضرر می کند همان انسان های خطاکاری هستند که بر خلاف دستور العمل خداوند عمل کرده اند؛ لذا در قضیه خلافت حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) هر چند ایشان از خلافت ظاهری و منصب حکومتی محروم شدند ولی خلافت باطنی و تکوینی ایشان هیچ تغییری نکرد و در این میان فقط همان کسانی ضرر کردند که ولایت و خلافت ایشان را نپذیرفتند.

عرفای بزرگ اسلامی حقیقت تکوینی خلافت محمدیه(ص)و ولایت علویه(ع)را مسلط بر همه کثرات و کائنات شهود می کنند.به عنوان مثال، محیی الدین بن عربی(قدس سره)در فتوحات مکیه اشاره می فرماید که در بدو پیدایش عوالم وجودی که نظر کنیم نزدیکترین شخص به پیامبر در مرتبه آغازین خلقت امام علی بن ابی طالب(ع)می باشد که سرّ تمامی انبیاء و اولیاء است.

عبارت “سرّ تمامی انبیاء و اولیاء” بدین نکته اشاره دارد که تمامی انبیاء و اولیاء از رشحات حقیقت نورانی مولا علی(ع) می باشند پس امام علی(ع) بر همه آنها احاطه و قیمومیت دارد چون واسطه فیض رسانی به آنهاست در نتیجه مولا علی(ع) بر همه پیامبران الهی به جز پیامبر خاتم(ص) ولایت دارد.

ولایت تکوینی انسان های معمولی:

ولایت علویه که از دل خلافت محمدیه تجلی می کند از مرتبه عقل اول در تمامی کائنات سریان می یابد و انسان های عادی نیز از آن بهره مند می شوند منتها بیشتر مردم صرفا بر بدن خودشان و یا افکار ذهنی شان تسلط و اشراف دارند و حتی همین ولایتی که بر بدن خود دارند نیز کامل نمی باشد. البته در برخی از کسانی که این تسلط و چیرگی بر بدن خودشان را همراه با نگرش صحیح و عمل شایسته تکمیل تر می کنند کارهای خارق عادتی مثل طی الارض دیده می شود که همه اینها به طفیلی ولایت عقل اول و فنای در آن رخ می دهد.

پس هر کسی که قدم به سرای آفرینش می گذارد سهمی از ولایت دارد که در برخی افراد این سهم به نحو حداقلی است و در برخی بیشتر است و در برخی دیگر هم به نحو حداکثری می باشد. هر چه انسان در وجود واحدی که از طریق عقل اول در کائنات ظهور می کند بیشتر فانی شود بر کثرات بیشتری در عالم خلقت چیرگی پیدا می کند.

بخوانید ::   - توحید الوهیت

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

*

code