– ولایت

ولایت در اصطلاح یعنی اعطای نصرت به چیزی یا کسی و پشتیبانی کردن از او که لازمه اش اشراف و تسلط بر آن کس می باشد.
اما طبق مراتب وجودی مفهوم "ولایت"را شرح می دهیم:
اول به ولایت اسم اعظم"الله"بر سایر اسمای حسنی اشاره می کنیم.اسم جامع"الله"از آنجاییکه با ساطع کردن فیض خود سایر اسمای جزئیه را تحت اشراف خود ظهور می دهد پس بر سایر اسماء ولایت دارد و هر کدام از اسماء، فیض نازل شده از مرتبه احدیت ذات را از طریق اسم"الله"دریافت می کنند.
تمام ولایت هایی که در مراتب بعدی وجود پیش می آید سایه همین ولایت است که بیان شد.قرآن کریم با عبارت"فالله هو الولی"بیان می کند که ولایت فقط و فقط برای اسم"الله"است و بقیه اسماء و نیز مخلوقات عالم به طفیلی این اسم شریف دارای ولایت می شوند.
در مرتبه بعدی نوبت به ظهور مخلوقات در علم خداوند متعال می رسد که در این مرتبه ابتدا حقیقت انسان کامل که سایه و تجلی اسم اعظم"الله"است ظهور می کند و سپس مخلوقات جزئی که سایه اسمای دیگر هستند ظاهر می گردند.در اینجا هم صورت علمی انسان کامل بر سایر ماهیات ولایت و سیطره دارد.
به حدیث زیر از اصول کافی توجه بفرمایید:

سالت ابا عبد الله(ع) عن قول الله عز و جل: فمنکم کافر و منکم مومن فقال: عرف الله ایمانهم بولایتنا و کفرهم بها یوم اخذ علیهم المیثاق فی صلب آدم و هم ذرّ
از امام صادق(ع)از این قول خداوند پرسیدم:" برخی از شما کافر شدید و برخی مومن"ایشان فرمودند:در روز اخذ میثاق هنگامی که مردم در صلب آدم و در عالم ذر بودند خداوند ایمان و کفر مردم را نسبت به ولایت ما شناخت.

این حدیث نشان می دهد که در مرتبه ای قبل از این عالم ولایت انسان کامل به بشریت معرفی شده است ولی همانجا نیز عده ای از پذیرش آن سرباز زده اند.پس ولایتِ حقیقت علمی انسان کامل در عوالم قبل از این دنیا یک حقیقت مسلم است.
در مرتبه بعدی هم نوبت به ظهور مخلوقات در عالم خارجی می رسد که مثل مرتبه قبلی انسان کامل بر تمامی مخلوقات سیطره و ولایت دارد.
اما در بین مخلوقات جزئی هم ولایت سریان و جریان پیدا می کند مثل ولایت برخی از مومنین نسبت به برخی دیگر، در سوره توبه می خوانیم:

و الذین آمنوا بعضهم اولیاء بعض
و برخی از کسانی که ایمان آوردند اولیای برخی دیگر از آنان هستند.

و مثل ولایت برخی کفار بر برخی دیگر.در سوره انفال می خوانیم:

و الذین کفروا بعضهم اولیاء بعض
و برخی از کسانی که کافر شدند اولیای برخی دیگر از آنان هستند.

اما درباره ولایت کفار به این آیه از سوره بقره هم می توان اشاره کرد:

و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت

آیه می گوید که اولیای کافران طاغوت است ولی همان عزت و جلال و جبروت و ولایتی را هم که کافران در طاغوت مشاهده می کنند در واقع برای خداوند است چرا که نه طاغوتیان و نه هیچ کس دیگر از خود هیچ چیزی ندارد پس این مطلب با"توحید ولایت"هیچ منافاتی ندارد.
بله نکته ای که در این میان است این است که حق تعالی ولایت خود را بر هر کدام از مخلوقات با همان اسم خاصی إعمال می کند که مناسب آن مخلوق است.مثلا ولایت خداوند بر مومنان از طریق امام معصوم(ع)جریان می یابد و ولایت خداوند بر کافران از طریق شیاطین و طواغیت جریان می یابد.
نکته بعد اینکه طبق نص قرآن خداوند با همه هست:

و هو معکم اینما کنتم

ولی یک معیت و همراهی ویژه با محسنین دارد:

و ان الله لمع المحسنین
و همانا خداوند با محسنان است.

همینطور رحمت خداوند همه اشیاء را فراگرفته است:

و رحمتی وسعت کل شیء
و رحمت من همه چیز را فراگرفته است.

ولی یک رحمت خاص هم برای محسنین دارد:

ان رحمه الله قریب من المحسنین
همانا رحمت خداوند به محسنان نزدیک است.

بر همین قیاس خداوند نسبت به همه کائنات ولایت دارد ولی نسبت به برخی بندگان یک ولایت خاص و ویژه دارد.در سوره جاثیه می خوانیم:

والله ولی المتقین
و خداوند ولی متقین است.

اما همین ولایت خاص و ویژه هم دارای مراتبی است که برخی مراتب آن از برخی دیگر بالاتر است.بالاترین مرتبه این ولایت متعلق به پیامبر اکرم(ص)و دیگران هر کدام به اندازه خودشان و صد البته به طفیلی آن حضرت(ص)می توانند به مراتبی از آن دست یابند.در سوره اعراف می خوانیم:
 ان ولی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین

همانا ولی من خداوندی است که کتاب را نازل کرد و او همه صالحان را ولایت می کند.

اگر کسی بخواهد از این ولایت ویژه بهره مند شود بایستی از همه مخلوقات و کثرات حتی جان خودش دل کنده باشد.
ملا عبدالرزاق قاسانی در اصطلاحات الصوفیه این نوع از ولایت را اینگونه توضیح می دهند:

الولایه هی قیام العبد بالحق عند الفناء عن نفسه و ذلک بتولی الحق ایاه حتی یبلغه غایه مقام القرب و التمکین
ولایت همان قیام بنده به حق تعالی است که هنگام فنای از خودش حاصل می شود و این امر یعنی خداوند سرپرستی او را به عهده می گیرد برای اینکه او را به نهایت درجه قرب و دارایی برساند.

در مبحث"فنا و بقا" توضیح دادیم که اگر انسان بتواند اعمال و صفات خود را در خداوند فانی کند دارای مقام"قرب نوافل"می شود و اگر ذات خودش را هم فانی در خداوند نمود دارای مقام"قرب فرائض"می شود.
در مقام "قرب فرائض" عبد به منزله اعضا و جوارح خداوند می شود.مولا علی(ع)درباره این مرتبه از تقرب خودشان نسبت به خداوند در توحید صدوق می فرمایند:

أنا عین‏ الله‏ و لسانه الصادق و یده و أنا جنب الله الذی یقول‏ أن تقول نفس یا حسرتى على ما فرطت فی جنب الله‏ و أنا ید الله المبسوطه على عباده بالرحمه و المغفره
من چشم خدا هستم و زبان صادق او هستم و دست او هستم و همان محل حضور خداوند هستم که در قیامت مجرمان افسوس می خورند که چرا در حیطه آن قلمرو گناه کردند و من دست گشوده خداوند بر بندگان هستم که رحمت و مغفرت را به آنان می رساند.

در نتیجه خداوند تاثیرگذاری خود در عالم خلقت را از طریق چنین انسان های کاملی انجام می دهد.پیداست که وجود لایتناهی حق تعالی نسبتی با مخلوقات محدود ندارد پس اگر خداوند بخواهد ولایت و ربوبیت خود را بر مخلوقات محدود اعمال کند حتما آن را از طریق انسان کامل انجام می دهد که به منزله اعضا و جوارح خداوند می باشد.با توجه به جملات نقل شده از حضرت امیر(ع)به جملات زیر از زیارت جامعه کبیره توجه بفرمایید:

بکم‏ فتح‏ الله‏ و بکم یختم و بکم‏ ینزل الغیث و بکم‏ یمسک السماء أن تقع على الأرض‏ إلا بإذنه‏ و بکم ینفس الهم و یکشف الضر
با شماست که خداوند کارها را می گشاید و با شما خاتمه می دهد و با شماست که باران را نازل می کند و از طریق شماست که آسمان را از سقوط بر زمین نگه داشته است و از طریق شماست که غصه را رفع می کند و زیان را بر طرف می گرداند.

در زیارت امام حسین(ع)نیز آمده است:

بِکُمْ یُبَیِّنُ اللَّهُ الْکَذِبَ وَ بِکُمْ یُبَاعِدُ اللَّهُ الزَّمَانَ الْکَلِبَ وَ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَمْحُو مَا یَشَاءُ وَ [بِکُمْ ] یُثْبِتُ وَ بِکُمْ یَفُکُّ الذُّلَّ مِنْ رِقَابِنَا وَ بِکُمْ یُدْرِکُ اللَّهُ تِرَهَ کُلِّ مُؤْمِنٍ یُطْلَبُ بِهَا وَ بِکُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِکُمْ تُخْرِجُ الْأَرْضُ ثِمَارَهَا وَ بِکُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ رِزْقَهَا وَ بِکُمْ یَکْشِفُ اللَّهُ الْکَرْبَ وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ اللَّهُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ تُسَبِّحُ [تَسِیخُ ] الْأَرْضُ الَّتِی تَحْمِلُ أَبْدَانَکُمْ وَ تَسْتَقِرُّ جِبَالُهَا عَنْ [عَلَی] مَرَاسِیهَا إِرَادَهُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ

در عبارات نورانی فوق به طور خلاصه این حقیقت بیان شده است که خداوند تمام دگرگونی های عالم خلقت را از طریق حقیقت قدسی انسان کامل صورت می دهد و برای این حقیقت مثال هایی هم از حوادث و وقایع پیرامونمان ذکر شده است مثل:
روشن شدن امور کذب و باطل، دور شدن زمان های گزنده و سخت، گشایش و اتمام کارها، محو کردن یا تثبیت وقایع دنیا، خارج شدن مومنان از خواری و ذلت، انتقامی که خداوند از ظالمان برای بندگان مظلومش می گیرد، روییدن درختان و محصولات خوراکی از زمین، باریدن باران از آسمان، بر طرف شدن اندوه و غصه، تسبیح گفتن زمین و ایستادگی کوهها.
در انتهای جملات ذکر شده هم به طور کلی اشاره شده است که اراده خداوند در تقدیر کارهایش ابتدا بر شما فرود می آید و سپس از طریق شما به بقیه می رسد.این جملات نشان می دهد که تاثیرگذاری و ولایت خداوند در عرصه عالم آفرینش از طریق حقیقت قدسی انسان کامل انجام می گیرد.
در"فص آدمی"از شرح فصوص الحکم ذکر کردیم که انسان کامل یا همان خلیفه خداوند دو ویژگی اساسی دارد:
یکی سنخیت با جانب الهی که با این ویژگی فیض را از خداوند دریافت می کند.
و دیگری سنخیت با جانب مخلوقات که با این ویژگی فیض دریافت شده را به کائنات می رساند.
در نتیجه انسان کامل که همان خلیفه حق تعالی است عبد خدا و امیر کائنات است.پس چنین شخصی ولایت خداوند را در گستره خلقت او إعمال می کند(البته منظور حقیقت عرشی چنین انسانی است نه صرفا جسم مادی او که همان جسم او نیز تحت اشراف حقیقت عرشی او اداره می شود).
پس همانطور که ولایت خداوند در سرتاسر پهنه گیتی سریان و جریان دارد حقیقت انسان کامل هم در سر تا پای نظام خلقت حضور دارد.
نکته بعدی اینکه هر کسی که پا به عرصه وجود گذاشت حتما بهره ای از ولایت را دارد؛منتها این ولایت درباره انسان های معمولی صرفا همان اشراف و احاطه آنان بر ذهن و اعضای بدنشان می باشد و در عرفا شدت و گسترش بیشتری پیدا می کند طوری که بر دیگر مخلوقات هم ولایت تکوینی می یابند اما بالاترین درجه آن نصیب اهل بیت(ع)می باشد که بر کل نظام خلقت ولایت دارند.البته از دید دقیق قرآنی و عرفانی حقیقت ولایت فقط مختص خداوند متعال است و در بقیه به طفیلی او ظهور می کند.
اینها راجع به ولایت تکوینی بود اما طبق حکمت خداوند ولایت تشریعی فقط به کسانی می رسد که خلیفه به حق او در ولایت تکوینی هستند مثل پیامبر اکرم(ص)و سایر اهل بیت(ع).

بخوانید ::   - مراتب اسماء الله
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *