وحدت وجود یکتایی هستی

کثرت در وحدتکثرت در وحدت کثرت در وحدت یعنی تمام شکن ها و ظهوراتِ کثیر در وحدت وجود حق تعالی فانی هستند. این واقعیت در عالم اسمای حسنی، در علم خداوند و نیز در عالم خارجی جریان دارد.

کثرت در وحدت درباره عالم اسمای حسنی :

اولین مرتبه فنای کثرت ها در وحدت وجود به عالم اسمای حسنی در مرتبه واحدیت بر می گردد که تمام اسمای کثیر حق تعالی در اسم اعظم”الله” فانی می شوند و همه اسمای حسنی تحت اشراف فیض اقدس ظهور می کنند. پس فیض اقدس در عالم اسمای حسنی به طور جمعی خودش را در اسم”الله” نشان می دهد و به طور تفصیلی در بقیه اسماء نمایان می شود. قبل از این مرتبه یعنی در مرتبه احدیت ذاتی هیچ کثرتی نیست پس در مرتبه احدیت خداوند بحث کثرت در وحدت اصلا مطرح نمی شود.

کثرت در وحدت در علم خداوند:

در بخش ” واحدیت ” دانستیم که فیض اقدس علاوه بر ظهور دادن اسمای حسنی ، صورت های علمی مخلوقات را نیز ظهور می دهد پس دومین مرتبه کثرت در وحدت به مرتبه علم خداوند بر می گردد که ماهیات کثیر و اعیان ثابته تحت قلمرو فیض اقدس ظهور می کنند. عین ثابت انسان کامل که سایه اسم اعظم”الله” است بقیه اعیان ثابته را تحت اشراف خودش ظهور می دهد پس همه ماهیات کثیر در حقیقت انسان کامل فانی می شوند همانطوری که تمام اسمای حسنی تحت اشراف اسم”الله” ظهور می کنند و تمامی اسمای کثیر در اسم اعظم”الله” فانی می شوند.

کثرت در وحدت در عالم آفرینش:

سایه همان کثرت در وحدت که در علم خداوند بود در عالم خارجی به صورت مخلوقات منعکس می شود. تمام مخلوقاتِ عالم خارجی که در واقع سایه ماهیات حاضر در علم خداوند می باشند در فیض مقدس غوطه ور هستند که سایه همان فیض اقدس است. فیض مقدس به طور اجمالی در عقل اول(=حقیقت محمدیه) و به طور تفصیلی در مخلوقاتی که در حیطه عقل اول هستند ظهور می کند پس تمام مخلوقات کثیر در عقل اول که به عنوان اولین مخلوق خداوند جامع ترین مخلوق او نیز می باشد، فانی می شوند. در مصباح های پیشین دانستیم که هر مرتبه بالایی از وجود بر مراتب پایین تر از خودش احاطه دارد پس همانطور که عقل اول در عالم خارجی به تمام مخلوقات احاطه دارد، اسم”الله” هم از مرتبه اسمای حسنی به تمامی مخلوقات احاطه دارد و چون طبق قاعده کثرت در وحدت همه مخلوقاتِ کثیر عالم خارجی غرقه در حقیقت گسترده عقل اول هستند پس تمام آنها غرقه در تعین نورانی اسم اعظم”الله” نیز می باشند پس اسم”الله” به همه آنها احاطه دارد: و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله بکل شیء محیطا آیه فوق بنا بر حقیقت تکوینی کثرت در وحدت بیان می کند که تمام مخلوقاتی که در آسمانها و زمین است مندک در اسم اعظم”الله” است و او به همه آنها احاطه دارد. علم فعلی خداوند نیز بر اساس همین احاطه وجودی او به تمام ماهیات بدست می آید: الا ان لله ما فی السماوات و ما فی الارض قد یعلم ما انتم علیه و یوم ترجعون الیه فینبئهم بما عملوا والله بکل شیء علیم آیه فوق بر اساس قاعده کثرت در وحدت که طبق آن تمام مخلوقات در اسم اعظم”الله” فانی می باشند و “الله” همه آنان را در برگرفته است به علم خداوند نسبت به همه چیز اشاره می کند یعنی ابتدا بیان می کند که تمام کثراتی که در آسمانها و زمین است برای یک وجود واحد به اسم”الله” است و در آن وجود واحد غرقه می باشد و سپس بر اساس احاطه آن وجود واحد به کثرات علم حضوری آن وجود واحد به کثرات هم شکل می گیرد. اما هرچند طبق قاعده کثرت در وحدت تمام مخلوقات و شکن های وجودی در اسم اعظم”الله” فانی می شوند ولی خودِ “الله” نیز در احدیت ذاتی فانی می شود و احدیت ذاتی هم در هویت غیبیه که همان حقیقت وجود است، مندک و متلاشی می گردد. با در نظر گرفتن این مطلب میتوان فنای کثرات را در هویت غیبیه لحاظ کرد و در نتیجه هویت غیبیه وجود را به همه چیز دانا دانست چون به همه شکن ها و ظهورات احاطه دارد. البته می دانیم که هویت غیبیه هیچ نسبتی با شکن ها و مراتب وجودی ندارد پس این نگرش فقط با نظر به مستهلک شدن همه مراتب وجودی و ظهورات حق تعالی در هویت غیبیه بیان می شود؛ آیه زیر از سوره حدید این حقیقت را بیان می کند: هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم  
قاعده کثرت در وحدت منافاتی با بساطت وجود ندارد:
امام خوبی ها روح الله خمینی(قدس سره الشریف)به طور جدی هشدار می دهند که مبادا پیرامون کثرت در وحدت این طور بپنداریم که در مرتبه فیض اقدس یا همان واحدیت کثرتی حقیقی در وجودِ واحدِ خداوند پیش آمده است؛چرا که تمامی کثراتی که پیش رویمان در وجود خارجی می بینیم همگی در مراتب بعدی وجود رخ داده است و علم خداوند همانند وجود او از کثرت ها و تعددها و چندگانگی منزه و مبرا می باشد.پس کثرتی که درباره علم خداوند از آن بحث می شود کثرتی علمی است نه حقیقی. برای نزدیک تر شدن نحوه کثرت در وحدت به ذهنمان مثالی را ذکر می کنیم تا فنای ماهیات در علم خداوند را بهتر بشناسیم و آن اینکه ما وقتی در اندیشه و ذهن خودمان اشیاء گوناگونی را فرض می کنیم این تعدد ها و کثراتی که در تصور ما می باشد باعث چندگانگی و تعدد در ذات ما نمی شود حتی وقتی که در مرتبه بعدی آنها را در عالم خارجی هم ظهور می دهیم باز ذات ما بر همان حالت وحدتی که از قبل داشت باقی می ماند چرا که کثرات حاضر در عالم خارجی حتی اگر فعل خود ما باشند در مرتبه پس از ذات ما قرار دارند پس در وحدت ذات ما هیچ خللی وارد نمی کنند. بر همین قیاس کثرت در وحدت در مرتبه علم خداوند یعنی هنگامی که مخلوقات کثیر در علم خداوند هستند هیچ خللی در صرافت و بساطت وجود او وارد نمی کنند و حتی وقتی مخلوقات در عالم خارجی هم متجلی می گردند باز هم وحدت و بساطت خداوند را نقض نمی کنند چرا که ظهور آنها در عالم خارجی در مرتبه ای پس از ذات خداوند قرار دارد.اما در همین مرتبه خارجی نیز فنای تمام کثرت ها در وحدت وجود به نحوی دیگر برقرار است یعنی تمام مخلوقات کثیر در یک وجود واحد که سایه همان مرتبه علم خداوند است غرقه می باشند. پس بر خلاف ما انسان ها که افعال و آثار کثیرمان در عالم خارجی جدای از خودِ ماست، افعال و آثار کثیر خداوند در حیطه وحدت وجود لایتناهی او رخ می دهد. در نتیجه کثرت در وحدت علاوه بر علم خداوند در عالم خارجی نیز بر قرار است. پس دانستیم که کثرتی که درباره مرتبه علم خداوند از آن بحث می شود کثرتی حقیقی و خارجی نیست بلکه کثرتی علمی است در نتیجه در صرافت و بساطت وجود او ترکیب و تجزیه و کثرتی رخ نمی دهد. علاوه بر مطلب فوق این نکته را نیز دانستیم که فنای کثرت ها در وحدت وجود وقتی در عالم خارجی منعکس می شود باز هم در صرافت و بساطت وجودِ واحدِ خداوند هیچ خللی وارد نمی کند چون هنوز هم تمامی کثرت ها مندک و فانی در وجود واحد او هستند و اصالتی جدای از خداوند پیدا نکرده اند. پس در نگاه دقیق عرفانی حتی آن کثرت حقیقی که در عالم خارجی پیش روی خودمان ملاحظه می کنیم هم فقط نسبت به ما مخلوقات، حقیقی است وگرنه اگر تمامی مخلوقات کثیری که در عالم خارجی می بینیم نسبت به خود خداوند در نظر گرفته شوند همگی مندک و فانی در وجود لایتناهی او می باشند پس قاعده کثرت در وحدت حتی در همین مرتبه عالم خارجی نیز در وجود لایتناهی حق تعالی هیچ تعدد و ترکیبی ایجاد نمی کند بلکه همه کثرت ها نسبت به خود ما مخلوقات کثیر است که اینگونه رخ می نماید. نکته مهم اینکه بر اساس قاعده تطابق عوالم هر مرتبه پایینی مندک و فانی در مرتبه بالاتر از خودش می باشد پس دقیقا مطابق مرتبه بالایی ظهور می کند با این تفاوت که حقایق مندمج و نهفته مرتبه بالاتر را به صورت تفصیلی ظهور می دهد؛ بنابر این قاعده کثرت در وحدت وقتی که در عالم خارجی متجلی می شود در واقع سایه همین قاعده است هنگامی که در علم خداوند به صورت فنای ماهیات کثیر در عین ثابت انسان کامل ظهور می کرد و فنای ماهیات کثیر در وحدت عین ثابت انسان کامل نیز سایه کثرت اسمای حسنی بوده است که در وحدت اسم”الله”فانی شده اند. امام خمینی(ره)در این مصباح اشاره می فرمایند که برداشت های غلطی که راجع به کثرت در وحدت و بساطت و ترکیب ممکن است در ذهن برخی ناآشنایان با مباحث عرفان نظری رخ دهد همگی برای این است که شخص بدون داشتن استادی ماهر در فن عرفان نظری خودش بدون پیش زمینه های مناسب فکری مستقیما به سراغ کتب عرفای بزرگ اسلامی رفته است و در نتیجه ناآشنایی با اصطلاحات و مفاهیم این علم شریف دچار سوء ظن به اولیاء الله گشته است. چنین شخص ماجراجویی به دلیل برداشت ناصحیح از کلمات عرفا، یا خودش به دام الحاد و شرک گرفتار می گردد و یا نعوذ بالله دست به تکفیر عرفا و اولیاء الله می زند که در هر دو صورت دنیا و آخرت خویش را تباه می کند. اصل مهم در قاعده کثرت در وحدت این است که وجود واحد حق تعالی هم در مرتبه اسمای حسنی و هم در مرتبه صورت های علمی مخلوقات و هم در مرتبه عالم خارجی تمامی مخلوقات کثیر را در برگرفته است چون همه شکن ها و تجلیاتِ کثیر از ظهورات او می باشند.امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه می فرمایند:
و أنت الذی اتّسع الخلائق کلُّهم فی وُسعه
امام زین العابدین(ع) در عبارت فوق بر مبنای قاعده تکوینی کثرت در وحدت خطاب به حق تعالی می فرمایند: تو کسی هستی که همه مخلوقات را در گستره خودت جمع کرده ای و فرا گرفته ای.
علم حضوری طبق قاعده کثرت در وحدت بدست می آید:
علم حضوری حقیقی که همان علم خداوند متعال است در عرفان نظری بر اساس احاطه تکوینی وجود واحد خداوند به کثرات اثبات می شود؛ در واقع چون بر اساس قاعده کثرت در وحدت تمامی تجلیات و ظهورات کثیر در وحدت وجود خداوند فانی هستند پس نزد او حضور دارند و او نیز به آنها احاطه وجودی دارد در نتیجه علم حضوری خداوند به آنها اثبات می شود. در میان مخلوقات نیز اگر کسی ادعای علم حضوری نسبت به حقایق عالم آفرینش را داشته باشد حتما بایستی بر اساس همین احاطه وجودی علم پیدا کرده باشد که صد البته این احاطه را با فنای فی الله بدست می آورد پس احاطه او سایه و تجلی احاطه خداوند است؛ به آیه زیر از سوره یونس توجه بفرمایید: بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله کذالک کذب الذین من قبلهم فانظر کیف کان عاقبه الظالمین ابتدای آیه فوق بیان می کند که عده ای از انسان های گمراه چیزی را تکذیب کردند که نسبت به علم آن احاطه نداشتند. در نگرش عرفانی مخلوقات عالم آفرینش همان علم خداوند هستند که پیش روی ما منعکس می شوند پس احاطه به کثرات همان احاطه به معلومات می باشد که علم حضوری را نتیجه می دهد چون در حالت احاطه تکوینی بر اساس قاعده کثرت در وحدت ، حقایق و معلومات کثیر در حضور یک حقیقت واحد فانی می شوند پس آن حقیقت واحد به همه آنها علم حضوری پیدا می کند. نکته آخر اینکه قاعده کثرت در وحدت از مرتبه واحدیت در مراتب پایین تر وحدت وجود منعکس می شود پس این قاعده درباره مرتبه احدیت کاربرد ندارد چون احدیت خداوند بنا به فرموده مولا علی(ع) همان مرتبه “نفی الصفات عنه” است که هیچ صفت و اسمی در آن مرتبه متجلی نشده است پس هیچ کثرتی در آن مرتبه ظهور نکرده است که آن کثرت را فانی در وحدت آن مرتبه فرض کنیم. اما درباره هویت غیبیه که همان حقیقت وجود است به طریق اولی قاعده کثرت در وحدت فرض ندارد چون هویت غیبیه اصلا به عنوان یک مرتبه وجودی شناخته نمی شود که فرض کنیم کثراتی در آن فانی می شوند بلکه هویت غیبیه، خودِ وجود است و تمام مراتب وجودی و نیز شکن های درون آن مراتب نسبت به هویت غیبیه معدوم می شوند. البته از آنجاییکه تمامی مراتب وجودی و شکن های درون آن مراتب در احدیت ذاتی که اولین مرتبه وجودی است فانی می شوند و احدیت ذاتی هم در هویت غیبیه مستهلک و متلاشی می گردد، در نصوص دینی قاعده کثرت در وحدت با ضمیر غایب”هو” درباره هویت غیبیه هم استفاده می شود، همانطور که آیه زیر از سوره حدید به همین مطلب با استفاده از عکس این قاعده، یعنی قاعده وحدت در کثرت اشاره می کند: هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم]]]]> ]]>

دیدگاهتان را بنویسید

بستن فهرست