– کرات معنوی

کرات معنوی

کرات معنوی

در این مصباح نحوه احاطه و سلطه خلافت محمدیه و ولایت علویه بر سایر مخلوقات با استفاده از قاعده کرات معنوی توضیح داده می شود.

حقیقت خلافت محمدیه و ولایت علویه از حیث وجهه غیبی خودش در هیچ آینه ای ظهور نمی کند و در هیچ مخلوقی پدیدار نمی گردد لکن طبق قاعده عرفانی کرات معنوی از آن حیث که رو به کثرات دارد به صورت دوایر و کراتی ظهور می کند که هر کدام بر دیگری محیط است.

منتها احاطه کرات معنوی بر یکدیگر بر خلاف کره ها و دایره هایی است که در اندیشه ما که بر خواسته از عالم دنیاست شکل گرفته است.

در عالم دنیا اگر یک کره را در نظر بگیریم پوسته بیرونی آن به تمامی کراتی که درون آن فرض شود احاطه دارد؛اما این فقط مربوط به عالم دنیا و اسفل سافلین می باشد در حالی که اگر همین مطلب را درباره مراتب بالاتر آفرینش یعنی کرات معنوی لحاظ کنیم قضیه عکس چیزی می شود که درباره این دنیا گفتیم یعنی کراتی که در مغز و درون عالم قرار دارند نسبت به کراتی که در پوسته و قشر عالم می باشند احاطه دارند.به بیان دیگر ما هر چه به باطن اشیاء و مخلوقات عالم نفوذ کنیم در عالمی دیگر وارد می شویم که نسبت به ظاهر اشیائی که تا قبل از این می دیده ایم احاطه و اشراف دارد.یعنی ظاهر اشیاء از عالمی که در باطن آنهاست تغذیه می شود و فیض وجودی از عوالم درونی به قشر و پوسته بیرونی می رسد و در آن تراوش می کند.
البته این مثال کرات معنوی و احاطه آنها به یکدیگر فقط برای نزدیک تر شدن مطلب به ذهن ما می باشد وگرنه وجود یک حقیقت بسیط است و همه جا یکسان حضور دارد منتها وقتی ما می خواهیم مراتب فیض رسانی او و تجلی خلافت و ولایت را برای خودمان تحلیل کنیم از این مثال ها استفاده می کنیم.

بر اساس همین مثالِ احاطه کرات معنوی نسبت به یکدیگر اگر بخواهیم مراتب وجودی را تبیین کنیم باید بگوییم که ابتدا در بطن و دل سایر مخلوقات، کرات الهی که مربوط به اسمای حسنای وجود هستند ظهور می کنند و پس از آن نوبت به ظهور صورت علمی مخلوقات می رسد و در مرتبه بعدی کرات روحانی که مربوط به مخلوقات مجرد می باشد ظهور می کنند و پس از آن نوبت به ظهور عالم دنیا که پایین ترین عوالم امکانی هست می رسد.ناگفته پیداست که طبق قاعده کرات معنوی عالمی که هم اکنون در آن قرار داریم در چنگ قدرت و احاطه عوالم پیش از خود می باشد که در مثال کرات معنوی اگر این مطلب را در نظر بگیریم عوالم پیش از اینجا در بطن و مغز این عالم می باشند و این دنیا قشر و پوسته و تفاله آن عوالم پیشین است که در آخرین سطح کرات ظهور کرده است و دم به دم از کرات درونی تغذیه می گردد.

اما از آنجاییکه وجود یک حقیقت بسیط است و همه حقیقت آن در همه آن حضور دارد پس اسمای حسنی(=کرات الهی) که در مرکزی ترین بخش کرات معنوی یعنی کرات الهی بودند در سایر کرات میانی مثل کرات روحانی(=مخلوقات مجرد)و نیز در کرات بیرونی(=مخلوقات دنیای مادی)حضور دارند و بلکه سایر کرات از رشحات و فیوضات اسمای حسنی ظهور می کند.

منتها باز هم می گوییم که برای نزدیک شدن مطلب به ذهن خودمان این گونه مثال ها را می آوریم وگرنه وجود یک حقیقت صمدی و تو پر است که همه جا را فراگرفته است و مثل کراتی که در عالم دنیا مشاهده می کنیم تو خالی نیست پس همه جا یکسان حضور دارد منتها وقتی مراتب فیض و ظهورات آن را تحلیل می کنیم برای تقریب به ذهن از این مثال ها استفاده می کنیم؛ضمن اینکه بر اساس نگرش دقیق عرفانی کرات باطنی ظهور بیشتری از کرات ظاهری دارند بنابراین عوالم بالاتر خلقت ظاهر تر از عوالم پایین تر است و ما در آن غرقه می باشیم منتها چون گرفتار کثرات شده ایم عوالم بالاتر را به صورت تجلیاتی مشاهده می کنیم که نامش را عالم پایین تر می گذاریم. پس باطن بودن عوالم بالاتر به دلیل ناقص بودن شهود ما می باشد وگرنه عوالم بالاتر ظاهرتر از عوالم پایین تر است.

خلافت محمدیه و ولایت علویه بر همین منوال از عالم اسمای حسنی بر عالم روحانیات یعنی مخلوقات مجرد و پس از آن هم بر عالم دنیا یعنی مخلوقات مادی جریان می یابد.یعنی از مغز و بطن عالم به بیرون می تراود.
همین احاطه کرات معنوی به یکدیگر را می توان به عنوان قاعده ای برای جزئیات مراتب هم در نظر گرفت.مثلا در مرتبه اسمای حسنی آن اسم هایی که جامع تر است همانند کراتی بر اسم هایی که جزئی تر است احاطه دارد(البته طبق همان قاعده کرات معنوی که در آن کرات باطنی به کرات بیرونی اشراف داشت)و همچنین در عالم مخلوقات روحانی که نخستین مظاهر اسمای حسنی هستند نیز عقل اول که نخستین مخلوق است همچون کره ای محیط به تمامی مخلوقات مجرد پس از خود اشراف و احاطه دارد یعنی طبق قاعده کرات معنوی از درون آنها را تغذیه وجودی می کند.

نکته آخر اینکه چون عالم دنیا اسفل سافلین و پایین ترین مرتبه وجودی می باشد وقتی حقیقت کرات معنوی از عوالم بالاتر در این دنیا منعکس می شود پیش چشم ما به صورت کرات مادی جلوه می کند که بر اثر تنگنای عالم کنونی کرات بیرونی به درونی اشراف دارند پس استثنائا در این دنیا احاطه کرات به یکدیگر بر عکس عوالم بالاتر می باشد و این به دلیل تنگنای عالم ماده است؛ منتها وقتی همین حقیقت احاطه داشتن را می خواهیم در عوالم بالاتر در نظر بگیریم بایستی طبق آینه همان مرتبه از وجود احاطه کرات را تحلیل کنیم. پس حکم مراتب وجودی نباید با یکدیگر جابجا شود.

بخوانید ::   - نص ششم
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *